تحلیلی بر رخدادهای روز ایران
اگر جزو افرادی هستید که از
شرایط چهار سال اخیر ناراضیاید و میدانید پشت پرده تبلیغات پرطمطراق و
اغراقآمیز واقعاً چه اتفاقاتی افتاده؛ لطفاً هفت توصیه زیر را بخوانید و
در حد امکان به آن عمل کنید. یادتان نرود که اگر شما از حقیقت مطلعید و
میدانید که وضعیت اقتصادی، سیاسی و بینالمللی ایران از کجا به کجا
رسیده؛ مسئولیتی سنگین در قبال سرنوشت خود، کشور خود و مردم هموطن خود
دارید.
اول ـ
تمام نظرسنجیها و مطالعات انجام شده نشان میدهد که کلید تغییر شرایط
نابسامان فعلی؛ مشارکت بالای 65 درصد مردم در انتخابات است. هشدار میدهیم
که محافل خاص و کسانی که حاضرند سرنوشت ملک و ملت را قربانی حضور چند روزه
خود در قدرت نمایند؛ تمام توان خود را معطوف به کاهش مشارکت مردم در صحنه
کردهاند. پخش شایعاتی نظیر این که نتایج انتخابات از قبل تعیین شده یا
این که «حتماً» فلان کاندیدا از صندوق در میآید، دقیقاً در همین راستا
یعنی منفعل کردن مردم و نخبگان و منزوی کردن دانشجویان و طبقههای پیشرو
اجتماعی صورت میگیرد.
اگر در سال 1384 استدلال بنیادین هواداران
تحریم انتخابات آن بود که بگذارید «تکلیفشان یکسره شود»؛ تحولات 4 سال
اخیر نشان داد که این استدلال تا چه حد بیپایه و اشتباه است؛ چرا که نه
تکلیف کسی یا چیزی «یکسره» شد و نه حتی کوچکترین اتفاق یا تحولی در راستای
مطالبات مردم رخ داد. تنها نتیجه آن استراتژی غلط (تحریم انتخابات)؛ بر
باد رفتن آبرو و حیثیت و عزت مردم ایران در عرصه جهانی، از بین رفتن فرصت
طلایی نفت 140 دلاری، تورم سرسامآور، رسیدن افرادی گمنام به عرصه قدرت،
رواج عوامفریبی و پوپولیسم، رواج افراطیگری و صدها تجربه تلخ دیگر بود.
به
عنوان توصیه اول از همه شما میخواهیم که به هر نحو ممکن و با هر ابزار
موجود تمام توان خود را معطوف به افزایش شرکت مردم در پای صندوقهای رای
نمایید. فراموش نکنید که مساله اصلی تنها و فقط یک سئوال سه کلمهای است:
«احمدینژاد آری یا نه؟». یادمان نرود که به دلیل اقدامات بیسابقه دولت
نهم از جمله حاتمبخشی و پخش تراول چک و پول؛ تغییر نظرات کسانی که همچنان
از آقای احمدینژاد حمایت میکنند دشوار است. بنابراین؛ توان خود را صرف
یک اقدام بسیار مؤثرتر یعنی تولید رای برای میرحسین موسوی، ترغیب افراد
حاشیهنشین به حضور در پای صندوقها و دادن رای «آری» به میرحسین (یا
حداقل هر نامزدی به غیر از آقای احمدینژاد) کنید. منتظر افراد دیگر
نباشید و از همین امروز شخصاً دست به کار شوید. اطرافیان خود را قانع کنید
که آینده ملت و کشور و حتی نان و سفره آنها وابسته به حضور مردم در پای
صندوقهای رای و «نه» محکم به شرایط فعلی است.
دوم ـ از
همین امروز؛ پوسترهای میرحسین موسوی (یا حتی پوستر آقایان کروبی و محسن
رضایی) را بر شیشههای وسایل نقلیه خود نصب کنید. نیروی انتظامی دو روز
قبل در اقدامی عجیب تعدادی از خودروهایی که پوسترهای میرحسین موسوی را بر
شیشههای خود نصب کرده بودند، توقیف کرد. پس از این اقدام و اعتراضات
شدید رسانههای منتقد که این رفتار را یک اقدام جناحی میدانستند؛
فرماندهان ناجا از جمله سردار احمدی مقدم و سردار محمد رویانیان به صراحت
تاکید کردند که نصب پوستر بر شیشه خودروها را خلاف قوانین راهنمایی و
رانندگی میدانند اما به واحدهای تابعه دستور دادهاند از هرگونه برخورد
با این دست از خودروها اجتناب کنند. سردار رویانیان حتی یادآور شد که
«برای بالا بردن شور انتخاباتی مردم به تمام گشتهای راهنمایی و رانندگی
دستور همکاری داده شده است».
بنابراین مطمئن باشید که نصب پوستر
میرحسین موسوی هزینهای برای شما نخواهد داشت. اما در مقابل باعث ایجاد
موج در جامعه، شناخت بیشتر از میرحسین و تحریک جامعه به حضور در پای
صندوقهای رای خواهد شد. یعنی همان چیزی که میتواند تغییر شرایط موجود را
تضمین کند.
سوّم ـ
رویدادهایی نظیر فضای اجتماعی کشور در آستانه دوم خرداد 1376 نه محصول
فعالیت ستادهای انتخاباتی است و نه محصول عملکرد رسانهها یا بیانیههای
سیاسی احزاب و فعالان اجتماعی. چنین فضایی ناشی از یک جوشش درونی در
اجتماع و غلیان احساسات عمومی است که همبستگی اجتماعی را تقویت میکند و
باعث میشود جامعه برای یک حرکت همگانی به پاخیزد. در چنین فضایی مطمئن
باشید که نقش «فرد» به مراتب بیشتر از نقش احزاب و سازمانهاست.
بنابراین از
همین امروز بپاخیزید. از لحظه لحظه خود برای آگاهی بخشیدن به جامعه و مطلع
کردن مردم از حقایقی که بعضاً پشت پردههای قطور تبلیغات پرطمطراق پنهان
شدهاند، استفاده کنید. در تاکسی، اتوبوس، سینما، سوپرمارکت، محل کار خود
و محافل خانوادگی بحث انتخابات را به میان بکشید و دلایل بحرانهای
اقتصادی کشور طی چهار سال اخیر، تحقیر ایرانیان در عرصه بینالمللی، باند
سالاری و تفاوتهای عظیم برخی شعارها با عملکرد واقعی برخی افراد را توضیح
دهید. مطمئناً این جملات تکراری را بارها خواهید شنید که مگر قبلیها چکار
کردهاند، چه فرقی میکند پای صندوق برویم، نتیجه انتخابات از قبل معلوم
شده است و... اما هنر شما این است که نشان دهید تفاوت کسانی چون خاتمی و
هاشمی و میرحسین موسوی با افرادی چون آقای احمدینژاد از زمین تا آسمان
است. ضمن آن که اصلاً بحث «رای آوردن» فلان شخص یا بهمان شخص نیست؛ بحث
اصلی «رای نیاوردن» کسانی است که مردم ایران را به لبه پرتگاه بردهاند.
لطفاً
سعی کنید طرف مقابل را به لجبازی و موضعگیری نکشانید. برای عقاید او هر
چقدر هم که اشتباه باشد احترام قائل شوید اما با ملایمت و صراحت شرایط
واقعی کشور و وضعیتی که طی چهار سال گذشته به آن رسیدهایم را تشریح کنید.
برای کسانی که فقط و فقط به معیشت و مسایل اقتصادی خود میاندیشند؛
حسابهای سرانگشتی بسیار مؤثر خواهد بود. یادمان نرود که قیمت نفت در دولت
هاشمی 12 دلار، در دولت خاتمی بین 8 تا 20 دلار و در زمان احمدینژاد بیش
از صد دلار بود که به 140 دلار هم رسید. کافی است با ضرب و تقسیم درآمد
نفتی یک سال کشور را به دست آورده و تقسیم بر تعداد جمعیت کشور کنیم
تا اثبات شود که افزایش 50 هزار تومانی حقوق برخی از افراد تنها بخش بسیار
کوچکی از افزایش درآمد نفتی کشور بوده است. این را هم فراموش نکنید که به
اعتقاد اغلب کارشناسان؛ عملکرد اقتصادی دولت نهم بدترین عملکرد در سی سال
گذشته بوده و مردم این مساله را با پوست و گوشت خود احساس کردهاند.
بنابراین در مقابل این افراد راه نسبتاً همواری را در پیش رو خواهید داشت.
کافی است آنها را قانع کنید که برای آب و نان و کار خود هم که شده باید
روز 22 خرداد از خانه بیرون بروند و رای بدهند. این که به چه کسی رای
بدهند و به چه کسی «نه» بگویند هم کاملاً روشن است.
چهارم ـ
از همین امروز تلفن خود را در دست بگیرید و برای آینده خود و کشورتان کمی
از مال و وقت خود هزینه کنید. به دوستان قدیمی و آشنایان؛ حتی کسانی که
ماههاست از آنها خبر ندارید تلفن بزنید. اول نظر آنها را درباره شرکت
در انتخابات و نامزد مورد نظرشان بپرسید و بعد کار اصلی خود را آغاز کنید.
هدف کاملاً روشن است. مطمئن باشید که این تبلیغات شبکهای نتیجهای
اعجابآور خواهد داشت.
پنجم ـ
دختران و پسرانی که وقت آزاد خود را با سیر در اینترنت، چت کردن یا حتی
وبلاگ نویسی سپری میکنند مخاطب اصلی توصیه پنجم هستند. فضای چترومها را
انتخاباتی کنید. به جنبش سایبر حمایت از میرحسین موسوی بپیوندید. وبلاگها
و صفحاتتان در Yahoo 360 و ... را انتخاباتی کنید.
هدف اصلی در
این زمینه باید جوانانی باشند که از فضای سیاسی کشور کاملاً دورند؛ یعنی
همان جوانانی که مخاطب اصلی گشتهای ارشاد بودهاند. غریزه شما به آسانی
شما را راهنمایی میکند که چه بگویید و چه نگوئید...
ششم ـ
اگر پرینتر در اختیار دارید؛ میتوانید بیانیهها یا مقالات جذاب و مؤثری
که در توضیح شرایط 4 سال اخیر نوشته شده است را به تعداد دلخواه خود پرینت
بگیرید و بین کسانی که دسترسی کمتری به اینترنت و رسانهها دارند توزیع
کنید. یادتان نرود که مقالات کاملاً صریح را انتخاب کنید؛ ضمن آن که مطالب
طنز نیز در برخی زمینهها مؤثرتر هستند. با کمی جستجو میتوانید مغازهای
را پیدا کنید که برای هر برگ کپی سایز A4 قیمت 25 تومان را مطالبه کند. در
این صورت شما با هزار تومان میتوانید 40 برگ کپی تهیه کنید. اگر مطلب یک
صفحهای خوبی را انتخاب کرده و اندکی از وقت و هزار تومان از پول خود را
نیز به این کار اختصاص دهید؛ مطمئن باشید که نتیجهای به مراتب بیشتر از
هزینه خود به دست خواهید آورد.
هفتم ـ
و در آخر؛ یادتان نرود که آقای احمدینژاد در انتخابات سال 84 در مرحله
اول حدود پنج میلیون رای آورد و در مرحله دوم نیز حدود 17 میلیون یعنی
آرای 35 درصد واجدان شرایط را به خود اختصاص داد. بنابراین حتی اگر تمام
آن 17 میلیون نیز مجدداً به آقای احمدینژاد رای بدهند [که مطمئناً و
قطعاً چنین نخواهد شد] باز هم جناب ایشان حدود 35 درصد آرای جامعه را به
دست خواهد آورد. ضمن آن که نتایج تمام نظرسنجیها حاکی از نارضایتی شدید
از عملکرد دولت نهم است. بنابراین؛ امیدوار باشید. جداً امیدوار باشید و
این امید را در اطرافیان خود پمپاژ کنید...
نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت
توسط م.س| |


