تبليغاتX
نوشتار - ويژه كانديداتوري مهندس موسوي - اصولگرايان نيازمند اصلاحات
نوشتار - ويژه كانديداتوري مهندس موسوي

تحلیلی بر رخدادهای روز ایران

در حالي كه فقط دو ماه تا برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري باقي مانده و در شرايطي كه اردوگاه اصولگرايان همچنان در نابساماني تصميم براي معرفي كانديدا يا كانديداهاي خود براي حضور در اين عرصه مهم و حياتي بسر مي برد جناح رقيب يعني جبهه اصلاح طلبان از سه ماه پيش تا كنون سه وزنه سنگين خود را براي اين مبارزه طاقت فرسا به ميدان آورده و حتي در يك ماه اخير گامهاي سنگيني را نيز در جهت تحقق ايده وحدت كانديدا در انتخابات آتي برداشته است . آمدن و رفتن خاتمي همزمان با حضور شخصيت وزين و بي بديلي همچون مهندس موسوي در عرصه رقابت مويد اين مطلب است كه اصلاح طلبان در سايه فراغت خويش از مسئوليت هاي حكومتي به رصد و مطالعه دقيق شرايط و برنامه ريزي منظم و منسجم براي حضور هدفمند در روز رقابت مشغولند .

بنابر رويه معمول در دوره هاي گذشته انتظار مي رفت كه انتخابات دوره دوم رياست جمهوري براي دولت نهم بگونه اي پيش رود كه رقيب قدرتمندي براي خطرآفريني در روز انتخاب قدم پيش نگذارد و ميدان مبارزه به ماراتن سنگين و نفس گيري تبديل نشود كه نتوان عاقبت و نتيجه آن را از قبل پيش بيني نمود اما به عكس اكنون شاهديم كه وزنه هاي مطرح جناح رقيب آنچنان مقتدرانه در ميدان حضور يافته اند كه حتي جناح حاكم قدرت تفكر و تصميم گيري براي گزينش كانديدا يا كانديداهاي خود را نيز از دست داده است !

بدون شك نتيجه انتخابات هر چه كه باشد آن چيزي نيست كه طرفداران دولت نهم مي انديشند ، اين واقعيت حتي هم اكنون نيز در گفتار و رفتار آنان هويدا و آشكار است و بطور قطع بروز اين حادثه براي اصولگراياني كه همه همت و توان و آبروي خويش را در طي چهار سال عمر دولت نهم مصروف حمايت مطلق از آن كردند چندان خوشايند نخواهد بود و مطمئناً در فرداي روز انتخابات تحليل هاي خويش را از چرائي اين واقعه بيان خواهند كرد .

به اعتقاد نگارنده آنچه كه موجب افول قدرت و اقبال جامعه نسبت به احمدي نژاد گرديد زائيده چند علت مهم است كه بلاشك شخصيت هاي منصف و آگاه در جناح اصولگرا نيز در آينده نزديك بر آن صحه خواهند گذاشت.

اول آنكه احمدي نژاد با شعارهاي دلگرم كننده و در عين حال دست نايافتني همچون عدالت و مهرورزي و آوردن نفت بر سر سفره مردم اذهان طيف متوسط و پائين تر جامعه را معطوف به خويش ساخت در حالي كه مي دانست تحقق اين ايده ها حداقل در طي عمر چهار ساله يك دولت قابل انجام نيست خاصه آنكه اختيار بسياري امور از حيطه قدرت قوه مجريه خارج است .

دوم آنكه احمدي نژاد براي برآورده ساختن شعارهاي اقتصادي خود نظير كاهش سود بانكي افزايش اشتغال ، كاهش بحران مسكن و نظاير اينها از اهرم پول و منابع سرشار ارزي حاصل از افزايش قيمت نفت بهره جست و با تزريق بي رويه نقدينگي به بدنه اجتماع خصوصاً در سال اول دولت نهم زمينه افزايش چشمگير تورم و بروز بحران اقتصادي در سالهاي اخير را فراهم كرد . اين در حالي بود كه همه كارشناسان اقتصادي و اساتيد دانشگاهها نسبت به درستي سياست هاي اقتصادي دولت نهم اظهار ترديد و درخصوص عواقب سوء آنها هشدارهاي صريح مي دادند .

سوم آنكه احمدي نژاد در طي دو سال اول دولت نهم بسياري از وزراء كابينه خود را مورد ملامت و سرزنش قرار داد و بي هيچ دليل قانع كننده اي دست به تغيير آنان زد . عدم اعتماد وي به همكارانش موجب فراهم شدن زمينه بي اعتمادي در سطح اجتماع به تصميمات وي و دولت نهم گرديد خاصه آنكه اكثريت وزراء معزول از خصوصيت مشورت ناپذيري و تكروي احمدي نژاد گلايه مند بودند .

چهارم آنكه احمدي نژاد طيفي از افراد غير واقع بين و متملق را در مدار اطراف خويش و خصوصاً در پست هاي مشورتي بكار گمارد كه همواره واقعيت هاي موجود را بنابر راي و نظر خويش تفسير كردند و در بسياري موارد از موضع انصاف و اعتدال خارج گشته و موجبات تعجب و تحير همگان حتي افراد متوسط و پائين تر اجتماع را فراهم نمودند. اين رويه آنچنان باب گشت كه برخي شخصيت هاي طرفدار وي زبان به اعتراض گشوده و در نهايت اقدام به خروج از اردوگاه حاميان دولت نهم كردند.

پنجم آنكه احمدي نژاد سعي نمود گفتمان خويش را از موضع تحكم به روحانيت و مراجع بزرگوار ديني تبيين نمايد به اين گمان كه احتمالاً به دليل شعارهاي اصولگرايانه و هيئت ديندارانه همواره مورد تاييد و تكريم شخصيت هاي شاخص روحاني قرار خواهد گرفت غافل از آنكه علماء و مراجع هيچگاه حاضر نيستند چشم خود را بر واقعيت هاي جامعه و رخدادهاي موجود ببندند . عملكرد برخي وزراء و معاونين رئيس جمهور رابطه مراجع با شخص احمدي نژاد را به كل تيره و تار ساخت بگونه اي كه شايعه عدم پذيرش وي از سوي علماء قم همواره در طي يكسال اخير در سطح جامعه بگوش رسيده است .

ششم آنكه احمدي نژاد هيچگاه نتوانست مجلس را كه تبلور آراء ملت است به عنوان ركن قانونگذاري جامعه در كنار قوه مجريه تحمل كند . او همواره سعي و تلاش نمود كه تصميمات خود را در پشت شعارهاي مردم پسند به مجلس تحميل نمايد . دوره هفتم مجلس عليرغم همه گونه همكاري و همراهي نسبت به دولت نهم همواره از سوي احمدي نژاد و مشاورانش متهم به مانع تراشي در راه خدمتگزاري دولت شد ! نتيجه اين تضاد پنهان و آشكار آن شد كه بسياري از نمايندگان طرفدار دولت رفته رفته به منتقدان سرسخت او مبدل شدند . افتراقي كه در انتخابات دوره هشتم مجلس در ميان اصولگرايان رخ داد دقيقاً بازتاب اختلافات ناشي از عملكرد دولت در برابر مجلس بود .

هفتم آنكه احمدي نژاد همواره سعي نمود در سايه حمايت هاي رهبري از دولت نهم جايگاهي فراقانوني براي خويش در مقابل ديگر قوا و اركان نظام تصور نمايد غافل از آنكه اين حمايت ها نه بمنزله تاييد تام و تمام عملكرد دولت بلكه بعنوان پشتوانه اي براي قوت و اقتدار نظام در عرصه داخلي و خارجي محسوب مي گردد و تنها مربوط به اين دوره دولت نبوده است .

اينك به نظر مي رسد اصولگرايان بر سر چند راهي انتخاب و تصميم گيري مانده اند ! از يك سو حضور شخصيت  قوي و خوشنامي چون مهندس موسوي در عرصه انتخابات باعث نگراني آنان از كاهش قدرت رقابت نامزدهاي مطرح اصولگرا شده و از ديگر سو نگرانند كه مبادا تجمع آنان در زير چتر احمدي نژاد با آنهمه اشتباه و خطاي آشكار رويگرداني اكثريت جامعه از اصولگرايان را فراهم نمايد . تلاش براي وادار ساختن افرادي همچون ولايتي كه سابقه ممتدي در مديريت اجرائي و سياست خارجي ايران دارد جهت حضور در عرصه انتخابات في الواقع تلاش طيف منطقي اصولگرايان براي خروج از بحراني است كه دولت نهم در طي چهار سال زمامداري خويش براي جناح حاكم به ارمغان آورده است . به هر حال به نظر مي رسد پس از گذار از اين مرحله و مشخص شدن نتيجه انتخابات رياست جمهوري دهم اردوگاه اصولگرائي نيازمند به اصلاحات اساسي در درون اين جناح باشد .

نوشته شده در یکشنبه 1388/01/23ساعت توسط م.س| |