تبليغاتX
نوشتار - ويژه كانديداتوري مهندس موسوي
نوشتار - ويژه كانديداتوري مهندس موسوي

تحلیلی بر رخدادهای روز ایران


در دومین شب مناظره های کاندیداهای ریاست جمهوری دهم ، امشب ( 88/3/13 )مناظره میرحسین موسوی با محمود احمدی‌نژاد ساعت 22:30 از شبکه سوم سیما پخش خواهد شد.

در این زمینه یکی از مشاوران ارشد مهندس موسوی گفت : این مناظره زنده از نظر کارشناسان مهم ترین مناظره این دوره از انتخابات خواهد بود و با توجه به سیل انتقادات اصلاح طلبان و دلسوزان نظام از عملکرد دولت نهم ، قرار است مهندس موسوی با قاطعیت هر چه تمام تر ضمن بیان نقطه نظرات و برنامه های خود برای بازگرداندن کشور به مسیر عقلانیت و کار کارشناسی ، عملکرد دولت را به چالش بکشد .

وی با اشاره به اینکه این روزها رییس و حامیان دولت نهم جنگ روانی گسترده ای را برای تحت تاثیر قرار دادن این مناظره به راه انداخته اند دلیل این امر را نگرانی عمیق حامیان دولت از موج اجتماعی حمایت از مهندس موسوی در سراسر کشور و امکان انتقال ناکارآمدی دولت نهم به جامعه در یک برنامه زنده آن هم از سوی میر حسین عنوان کرد . 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/13ساعت توسط م.س| |

مردم هوشيار و فهيم ايران‎؛

اينك كه به خواست خداوند و اراده سبز شما، امواج اميدواري گوشه‌گوشه ايران بزرگ را فرا گرفته و صبح پيروزي بيش از پيش نزديك مي‌نمايد، اخباري نگران‌كننده از برخي تحركات و برنامه‌ريزي‌هاي محفلي به گوش مي‌رسد كه ضرورت هوشياري كامل شما را افزون مي‌سازد.

معدود افرادي كه نه علقه‌اي به جمهوريت نظام دارند و نه به احكام منور اسلام دلبسته‌اند، از آنجا كه رقابت قانونمند در برابر اراده شما را غيرممكن مي‌يابند، در صدد برهم زدن امنيت و آشفته كردن آرامش رواني جامعه‌اند تا قطار انتخابات سالم را از مسير خود منحرف كنند. آنان كه به بقاي كشور و جمهوري اسلامي به گونه‌اي مشروط باور دارند، ظاهرا از ايجاد بحران‌هايي كه دامنه آنها به انتخابات و ايام حاضر متوقف نخواهد ماند نيز ابا ندارند.

اطمينان دارم كه مردم و جوانان با هوشمندي، مجال شيطنت را از اين افراد مي‌گيرند و از هرگونه تنش كه مطلوب آنان است پرهيز كرده و از دايره رفتاري كه زيبنده جوان فهيم و با فرهنگ ايراني است، خارج نمي‌شوند.

فرصت تبليغ اثرگذار را نبايد از دست داد، اما در عرصه‌هاي تبليغاتي از مجادلات بي‌حاصلي كه به سوي اغتشاش منحرف مي‌شود اكيدا اجتناب كنيد.

اينجانب، از مسوولان امر انتخابات نيز صميمانه مي‌خواهم كه با استفاده از قدرت قانوني خود امكان تحقق اراده مردم مسلمان ايران در انتخابات پيش رو را در مراحل تبليغات، برگزاري و شمارش آرا فراهم سازند و زمينه پيدايش هر شبهه‌اي را از ميان ببرند. به اميد برگزاري انتخاباتي پرشور و رقابتي قانونمند.
ميرحسين موسوي

نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/13ساعت توسط م.س| |

اگر جزو افرادی هستید که از شرایط چهار سال اخیر ناراضی‌اید و می‌دانید پشت پرده تبلیغات پرطمطراق و اغراق‌آمیز واقعاً چه اتفاقاتی افتاده؛ لطفاً هفت توصیه زیر را بخوانید و در حد امکان به آن عمل کنید. یادتان نرود که اگر شما از حقیقت مطلعید و می‌دانید که وضعیت اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی ایران از کجا به کجا رسیده؛ مسئولیتی سنگین در قبال سرنوشت خود، کشور خود و مردم هموطن خود دارید.

اول ـ
تمام نظرسنجی‌ها و مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که کلید تغییر شرایط نابسامان فعلی؛ مشارکت بالای 65 درصد مردم در انتخابات است. هشدار می‌دهیم که محافل خاص و کسانی که حاضرند سرنوشت ملک و ملت را قربانی حضور چند روزه خود در قدرت نمایند؛ تمام توان خود را معطوف به کاهش مشارکت مردم در صحنه کرده‌اند. پخش شایعاتی نظیر این که نتایج انتخابات از قبل تعیین شده یا این که «حتماً» فلان کاندیدا از صندوق در می‌آید، دقیقاً در همین راستا یعنی منفعل کردن مردم و نخبگان و منزوی کردن دانشجویان و طبقه‌های پیشرو اجتماعی صورت می‌گیرد.

اگر در سال 1384 استدلال بنیادین هواداران تحریم انتخابات آن بود که بگذارید «تکلیفشان یکسره شود»؛ تحولات 4 سال اخیر نشان داد که این استدلال تا چه حد بی‌پایه و اشتباه است؛ چرا که نه تکلیف کسی یا چیزی «یکسره» شد و نه حتی کوچکترین اتفاق یا تحولی در راستای مطالبات مردم رخ داد. تنها نتیجه آن استراتژی غلط (تحریم انتخابات)؛ بر باد رفتن آبرو و حیثیت و عزت مردم ایران در عرصه جهانی، از بین رفتن فرصت طلایی نفت 140 دلاری، تورم سرسام‌آور، رسیدن افرادی گمنام به عرصه قدرت، رواج عوام‌فریبی و پوپولیسم، رواج افراطی‌گری و صدها تجربه تلخ دیگر بود.

به عنوان توصیه اول از همه شما می‌خواهیم که به هر نحو ممکن و با هر ابزار موجود تمام توان خود را معطوف به افزایش شرکت مردم در پای صندوق‌های رای نمایید. فراموش نکنید که مساله اصلی تنها و فقط یک سئوال سه کلمه‌ای است: «احمدی‌نژاد آری یا نه؟». یادمان نرود که به دلیل اقدامات بی‌سابقه دولت نهم از جمله حاتم‌بخشی و پخش تراول چک و پول؛ تغییر نظرات کسانی که همچنان از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کنند دشوار است. بنابراین؛ توان خود را صرف یک اقدام بسیار مؤثرتر یعنی تولید رای برای میرحسین موسوی، ترغیب افراد حاشیه‌نشین به حضور در پای صندوق‌ها و دادن رای «آری» به میرحسین (یا حداقل هر نامزدی به غیر از آقای احمدی‌نژاد) کنید. منتظر افراد دیگر نباشید و از همین امروز شخصاً دست به کار شوید. اطرافیان خود را قانع کنید که آینده ملت و کشور و حتی نان و سفره آن‌ها وابسته به حضور مردم در پای صندوق‌های رای و «نه» محکم به شرایط فعلی است.

دوم ـ از همین امروز؛ پوسترهای میرحسین موسوی (یا حتی پوستر آقایان کروبی و محسن رضایی) را بر شیشه‌های وسایل نقلیه خود نصب کنید. نیروی انتظامی دو روز قبل در اقدامی عجیب تعدادی از خودروهایی که پوسترهای میرحسین موسوی را بر شیشه‌های خود نصب کرده بودند، توقیف کرد. پس از این اقدام و اعتراضات شدید رسانه‌های منتقد که این رفتار را یک اقدام جناحی می‌دانستند؛ فرماندهان ناجا از جمله سردار احمدی مقدم و سردار محمد رویانیان به صراحت تاکید کردند که نصب پوستر بر شیشه خودروها را خلاف قوانین راهنمایی و رانندگی می‌دانند اما به واحدهای تابعه دستور داده‌اند از هرگونه برخورد با این دست از خودروها اجتناب کنند. سردار رویانیان حتی یادآور شد که «برای بالا بردن شور انتخاباتی مردم به تمام گشت‌های راهنمایی و رانندگی دستور همکاری داده شده است».

بنابراین مطمئن باشید که نصب پوستر میرحسین موسوی هزینه‌ای برای شما نخواهد داشت. اما در مقابل باعث ایجاد موج در جامعه، شناخت بیشتر از میرحسین و تحریک جامعه به حضور در پای صندوق‌های رای خواهد شد. یعنی همان چیزی که می‌تواند تغییر شرایط موجود را تضمین کند.

سوّم ـ رویدادهایی نظیر فضای اجتماعی کشور در آستانه دوم خرداد 1376 نه محصول فعالیت‌ ستادهای انتخاباتی است و نه محصول عملکرد رسانه‌ها یا بیانیه‌های سیاسی احزاب و فعالان اجتماعی. چنین فضایی ناشی از یک جوشش درونی در اجتماع و غلیان احساسات عمومی است که همبستگی اجتماعی را تقویت می‌کند و باعث می‌شود جامعه برای یک حرکت همگانی به پاخیزد. در چنین فضایی مطمئن باشید که نقش «فرد» به مراتب بیشتر از نقش احزاب و سازمان‌هاست.

بنابراین از همین امروز بپاخیزید. از لحظه لحظه خود برای آگاهی بخشیدن به جامعه و مطلع کردن مردم از حقایقی که بعضاً پشت پرده‌های قطور تبلیغات پرطمطراق پنهان شده‌اند، استفاده کنید. در تاکسی، اتوبوس، سینما، سوپرمارکت، محل کار خود و محافل خانوادگی بحث انتخابات را به میان بکشید و دلایل بحران‌های اقتصادی کشور طی چهار سال اخیر، تحقیر ایرانیان در عرصه بین‌المللی، باند سالاری و تفاوت‌های عظیم برخی شعارها با عملکرد واقعی برخی افراد را توضیح دهید. مطمئناً این جملات تکراری را بارها خواهید شنید که مگر قبلی‌ها چکار کرده‌اند، چه فرقی می‌کند پای صندوق برویم، نتیجه انتخابات از قبل معلوم شده است و... اما هنر شما این است که نشان دهید تفاوت کسانی چون خاتمی و هاشمی و میرحسین موسوی با افرادی چون آقای احمدی‌نژاد از زمین تا آسمان است. ضمن آن که اصلاً بحث «رای آوردن» فلان شخص یا بهمان شخص نیست؛ بحث اصلی «رای نیاوردن» کسانی است که مردم ایران را به لبه پرتگاه برده‌اند.

لطفاً سعی کنید طرف مقابل را به لجبازی و موضع‌گیری نکشانید. برای عقاید او هر چقدر هم که اشتباه باشد احترام قائل شوید اما با ملایمت و صراحت شرایط واقعی کشور و وضعیتی که طی چهار سال گذشته به آن رسیده‌ایم را تشریح کنید. برای کسانی که فقط و فقط به معیشت و مسایل اقتصادی خود می‌اندیشند؛ حساب‌های سرانگشتی بسیار مؤثر خواهد بود. یادمان نرود که قیمت نفت در دولت هاشمی 12 دلار، در دولت خاتمی بین 8 تا 20 دلار و در زمان احمدی‌نژاد بیش از صد دلار بود که به 140 دلار هم رسید. کافی است با ضرب و تقسیم درآمد نفتی یک سال کشور را به دست آورده و تقسیم بر تعداد جمعیت کشور کنیم تا اثبات شود که افزایش 50 هزار تومانی حقوق برخی از افراد تنها بخش بسیار کوچکی از افزایش درآمد نفتی کشور بوده است. این را هم فراموش نکنید که به اعتقاد اغلب کارشناسان؛ عملکرد اقتصادی دولت نهم بدترین عملکرد در سی سال گذشته بوده و مردم این مساله را با پوست و گوشت خود احساس کرده‌اند. بنابراین در مقابل این افراد راه نسبتاً همواری را در پیش رو خواهید داشت. کافی است آن‌ها را قانع کنید که برای آب و نان و کار خود هم که شده باید روز 22 خرداد از خانه بیرون بروند و رای بدهند. این که به چه کسی رای بدهند و به چه کسی «نه» بگویند هم کاملاً روشن است.

چهارم ـ از همین امروز تلفن خود را در دست بگیرید و برای آینده خود و کشورتان کمی از مال و وقت خود هزینه کنید. به دوستان قدیمی و آشنایان؛ حتی کسانی که ماه‌هاست از آن‌ها خبر ندارید تلفن بزنید. اول نظر آن‌ها را درباره شرکت در انتخابات و نامزد مورد نظرشان بپرسید و بعد کار اصلی خود را آغاز کنید. هدف کاملاً روشن است. مطمئن باشید که این تبلیغات شبکه‌ای نتیجه‌ای اعجاب‌آور خواهد داشت.

پنجم ـ دختران و پسرانی که وقت آزاد خود را با سیر در اینترنت، چت کردن یا حتی وبلاگ نویسی سپری می‌کنند مخاطب اصلی توصیه پنجم هستند. فضای چت‌روم‌ها را انتخاباتی کنید. به جنبش سایبر حمایت از میرحسین موسوی بپیوندید. وبلاگ‌ها و صفحاتتان در Yahoo 360 و ... را انتخاباتی کنید. 

هدف اصلی در این زمینه باید جوانانی باشند که از فضای سیاسی کشور کاملاً دورند؛ یعنی همان جوانانی که مخاطب اصلی گشت‌های ارشاد بوده‌اند. غریزه شما به آسانی شما را راهنمایی می‌کند که چه بگویید و چه نگوئید...

ششم ـ اگر پرینتر در اختیار دارید؛ می‌توانید بیانیه‌ها یا مقالات جذاب و مؤثری که در توضیح شرایط 4 سال اخیر نوشته شده است را به تعداد دلخواه خود پرینت بگیرید و بین کسانی که دسترسی کمتری به اینترنت و رسانه‌ها دارند توزیع کنید. یادتان نرود که مقالات کاملاً صریح را انتخاب کنید؛ ضمن آن که مطالب طنز نیز در برخی زمینه‌ها مؤثرتر هستند. با کمی جستجو می‌توانید مغازه‌ای را پیدا کنید که برای هر برگ کپی سایز A4 قیمت 25 تومان را مطالبه کند. در این صورت شما با هزار تومان می‌توانید 40 برگ کپی تهیه کنید. اگر مطلب یک صفحه‌ای خوبی را انتخاب کرده و اندکی از وقت و هزار تومان از پول خود را نیز به این کار اختصاص دهید؛ مطمئن باشید که نتیجه‌ای به مراتب بیشتر از هزینه خود به دست خواهید آورد.

هفتم ـ و در آخر؛ یادتان نرود که آقای احمدی‌نژاد در انتخابات سال 84 در مرحله اول حدود پنج میلیون رای آورد و در مرحله دوم نیز حدود 17 میلیون یعنی آرای 35 درصد واجدان شرایط را به خود اختصاص داد. بنابراین حتی اگر تمام آن 17 میلیون نیز مجدداً به آقای احمدی‌نژاد رای بدهند [که مطمئناً و قطعاً چنین نخواهد شد] باز هم جناب ایشان حدود 35 درصد آرای جامعه را به دست خواهد آورد. ضمن آن که نتایج تمام نظرسنجی‌ها حاکی از نارضایتی شدید از عملکرد دولت نهم است. بنابراین؛ امیدوار باشید. جداً امیدوار باشید و این امید را در اطرافیان خود پمپاژ کنید...

نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت توسط م.س| |

روزنامه نیویورک تایمز سفر اخیر مهندس میر حسین موسوی به تبریز را مورد توجه قرار داده و گزارشی در این باره منتشر کرده است.

در این گزارش با اشاره به اینکه موسوی جدی ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد است آمده است :

" مهم ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد روز دوشنبه به شهر تبریز زادگاه خود رفت تا در اجتماع غیر منتظره ده ها هزار نفری از هوادارانش تنها چند هفته مانده به انتخاباتی که ممکن است چالش جدی و شکست بزرگی برای دولت نهم باشد ،سخن بگوید.

نکته قابل توجه در جمعیتی که به استقبال موسوی آمده بودند تنها تعداد زیاد _حدود 30 هزار نفر_ آن نبود بلکه این مساله بود که این جمعیت به صورت خود جوش آمده بودند و کسی برای آوردن آنها وعده خوراک و غذا یا سازمان دهی نکرده بود و اداره ها برای استقبال از او تعطیل نشده بودند.

جمعیت حاضر یکصدا فریاد می زدند " آذربایجان خانه ما ،موسوی زندگی ما "

سفر دو روزه موسوی به آذربایجان شرقی در راستای تلاش او برای جمع کردن آرای آذری زبانان ایران است که 15 میلیون رای را می توانند به سبد او بریزند و این رقم حدود یک سوم کل واجدان شرایط رای دادن است.

موسوی در سخنان خود در اجتماع ده ها هزار نفری مردم تبریز گفت که مردم تبریز بارها در طول تاریخ سرنوشت کشور را رقم زده اند و در برابر دیکتاتورها ایستادگی و مقاومت کرده اند .

موسوی افزود اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود اصل 15 قانون اساسی درباره آموزش زبان مادری در مدارس را احیا خواهد کرد .این کاری است که در دولت محمود احمدی نژاد به انجام نرسیده است.
وی افزود: رای تک تک شما مردم در این انتخابات بسیار مهم و سرنوشت ساز خواهد بود.

زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی که نخستین بانویی است که در تاریخ 30 ساله پس از جمهوری اسلامی به طور جدی وارد کمپین انتخاباتی همسرش شده است در اجتماع زنان گفت که او مدافع تک همسری مردان و افزایش حقوق زنان در قانون اساسی است .

خانم دکتر رهنورد رییس سابق دانشگاه الزهرا در تهران و یک هنرمند پیکر تراش است . در پوستری که از او و همسرش در تبریز نصب شده است ،دست در دست موسوی دارد. این پوستر در کشوری که 30 سال است تحت تدابیر قوانین اسلامی اداره می شود می تواند یک واقعه بی سابقه باشد.

مهندس موسوی جدی ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد است و دو رقیب دیگر که مهدی کروبی از اردوگاه اصلاح طلبان و محسن رضایی از اردوگاه محافظه کاران و فرمانده اسبق سپاه است ،از نظر میزان رای عقب تر از موسوی قرار دارند.

اما هنوز محمود احمدی نژاد طرفداران زیادی در میان ترک زبانان به ویژه ترک زبانان حاشیه نشین در حومه تهران و دیگر شهرهای بزرگ دارد .بسیاری از ایرانیان کم در آمد و فقیر در انتخابات پبیشین با توجه به وعده های یک زندگی بهتر و توزیع عادلانه تر امکانات کشور به احمدی نژاد رای دادند.

در این باره " حسن نظری " یک پیرمرد بازنشسته 75 ساله در تبریز که از مدافعان محمود احمدی نژاد است می گوید که او بار دیگر به احمدی نژاد رای خواهد داد چرا که در 4 سال گذشته میزان مستمری بازنشسبگی او 5 برابر افزایش یافته است و وضعیت طبقات فقیر حاشیه نشین و روستایی در دولت احمدی نژاد بهتر شده است.

این در حالی است که هر سه رقیب انتخاباتی احمدی نژاد سیاست او در توزیع پول در کشور را نوعی صدقه پروری برای جذب آرای مردم می دانند و معتقدند که وی به جای مدیریت صحیح اقتصادی و انجام پروژه های بزرگ اشتغال زا فقط از راه توزیع پول نفت بین اقشاری از مردم تلاش کرده است تا رای مردم را جمع کند.

به عنوان یک نمونه احمدی نژاد دستور داد تا مبلغ 50 هزار تومان بین 3 هزار نفر از دانشجویان خوابگاه کوی دانشگاه تهران توزیع شود ولی دانشجویان به این عمل او اعتراض کردند

از این رو هواداران مهندس موسوی در استقبال از او در تبریز یک صدا شعار می دادند که مرگ بر سیب زمینی . آنها در واقع می خواستند به توزیع رایگان 400 هزار تن سیب زمینی از سوی دولت در ماه گذشته اعتراض کنند.چرا که معتقدند این قبیل کارها برای جمع آوری رای است نه خدمت واقعی به مردم.

نوشته شده در سه شنبه 1388/03/05ساعت توسط م.س| |

سیدمحمد خاتمی در دست‌نوشته‌ای برای موج سومی‌ها و به منظور درج در یکی از پوسترهای تبلیغاتی آورد: پیروزی مهندس موسوی را پیروزی خود و همه کسانی می‌دانم که دوم خرداد را آفریدند. با شرکت «من»، «تو»، و «ما» به یاری خداوند بیست و دوم خرداد را به دوم خردادی پویاتر و امروزی‌تر مبدل می‌کنیم.

متن و تصویر این دست‌نوشته کوتاه در ادامه می‌آید: 

دست نوشته ی خاتمی

به نام خدا

پیروزی مهندس موسوی، پیروزی ایمان، استقامت و آزادگی است. و من این پیروزی را پیروزی خود و همه کسانی می‌دانم که دوم خرداد را آفریدند. با شرکت «من»، «تو»، و «ما» به یاری خداوند بیست و دوم خرداد را به دوم خردادی پویاتر و امروزی‌تر مبدل می‌کنیم.

سیدمحمد خاتمی
خرداد 1388

نوشته شده در جمعه 1388/03/01ساعت توسط م.س| |
چهارشنبه گذشته در دانشگاه صنعتی سهند تبریز مناظره‌ای بین آقای مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی به نمایندگی از حامیان مهندس موسوی و به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان و آقای رهدار استاد موسسه امام خمینی(ره) به نمایندگی از حامیان آقای احمدی‌نژاد و به دعوت بسیج دانشجویی برگزار گردید.
در این جلسه 3 ساعته، حجت‌الاسلام رهدار در پاسخ به سوالی که پرسیده شده بود: «مردم ما به رهبري امام خميني و با اسلام مطهري و شريعتي انقلاب كردند، پس چرا الان اسلام مصباح و جنتي را به خوردِشان مي‌دهند؟»، گفت: «من معتقدم که باید از امام و شهيد مطهری گذر کنیم. ما همان‌طوری که از مدرس گذر کردیم و به امام رسیدیم، باید از امام گذر کنیم و با منطق امام به کسی برسیم که همه امام را دارد به اضافه ده! شهید مطهری هم به رغم تمام بزرگی‌اش، فرزند زمان خویش است. ما از مطهري رد شديم و حتماً رد مي‌شويم، ترديد نكنيد لكن با مطهري و از جنس مباني مطهري. ما در حال حاضر در حوزه ده‌ها مطهری داریم، چرا گل نمي‌كنند؟! الان ببينيد گردن من روحاني چقدر كار گذاشتيد. ده برابر شهید مطهری گردن من كار گذاشتيد!»   وي افزود: «آقای مصباح با خشونت و اسلحه نیامده، مسئله این‌جاست که شما هر وقت، یک فکری نو را مطرح می‌کنید، اضطراب ایجاد می‌کند.» وی سپس با توهین به باقرخان (سالار ملی) و با بیان این که براساس يك سند تاريخي وی یک لات قمارباز بوده و سر جلسه قمار هم كشته شده، نتیجه اعتراضی حاصل از این بیان را فکر نو خویش دانست و ادامه داد: «پس شما هر جا فکر نویی ببرید، خونین می‌شود. آقای مصباح قبل از این که فیلسوف باشد، یک شخصیت عرفانی است. لکن فکر آقای مصباح نو است و لازمه این فکر بر هم زدن است.»

در ادامه مراسم از حجت‌الاسلام رهدار در خصوص هاله نور سوال شد. آقاي مرعشي گفتند: «اين سوال را نبايد از آقاي راهدار پرسيد. ايشان كه هاله نور را نديده‌اند.» كه آقاي رهدار گفت: «چرا اتفاقاً من هم هاله نور را ديده‌ام.» و بعد ادامه داد: «كور شوند، آن‌هایی که هاله نور را نمی‌بینند! (اعتراض دانشجویان)...مگر اعتقاد ما این نیست که امام زمان ما قائم است و نه غایب و با عرضه است و به کمک ما می‌آید؟»   ایشان ادامه دادند: «فرض کنید که هاله نور آقای احمدی‌نژاد از بیخ دروغ بوده، تقوای سیاسی شما کجا رفته؟ و حتی یک بار هم نگفتید که امام زمانی هست ولی آقای احمدی‌نژاد برای خودش دکان درست می‌کند.»   وی این بحث را دعوای مصداق و حکم دانست و افزود: «ما 2 جاده داریم، یکی جاده‌ای که راست است و عده‌ای ممكن است در آن کج راه بروند و دیگری جاده کجی که ممکن است یک عده در آن راست راه بروند. احمدی‌نژاد اولی است و شما دومی. اگر امام زمانی باشد و با عرضه باشد، منطقاً باید در جلسه‌ای که در مقابل نماینده ارزش‌ها شعار می‌دهند و جلسه‌اش را ترک می‌کنند، امداد کند. چه کسی گفته نباید از ارتباط با امام زمان حرف زد؟ عقل من آن هاله نور را دیده و می‌بیند.»   آقای مرعشی نیز گفت: «اولاً خود آقای احمدی‌نژاد هاله نور را تکذیب کردند. ثانیاً امام زمان متعلق به همه است و آقای احمدی‌نژاد باید پاسخ کارکرد خود را بدهد و کسی حق ندارد از مقدسات کشور به نفع خودش استفاده کرده و آن را وجه‌المصالحه بازی‌های سیاسی کند. این‌ها همگی توهم است و واقعیت ندارد. بیمارستان‌های روانپزشکی آلمان هم پر است از کسانی که مدعی‌اند، ما هیتلریم!.»
نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/31ساعت توسط م.س| |

 میرحسین موسوی در گردهمایی بزرگ دانشجویان دانشگاه زنجان طی سخنانی با انتقاد از وضع اقتصادی کشور اظهار داشت:«متاسفانه ما به قیمت رونق بخشیدن به کشورهای دیگر، بازارهای خود را به بازارهای آنها بخشیده‌ایم. دولت باید از اقتصاد ملی حمایت کند، سیاست‌های پولی روشنی داشته باشد و از افزایش بی‌رویه‌ نقدینگی جلوگیری کند. در طول این سال‌ها حجم نقدینگی بیش از دو برابر افزایش پیدا کرده که نتیجه‌ آن افزایش تورم شده است و بخش دیگری نیز صرف هزینه‌های اقتصاد صدقه‌ای شده است.»

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس همچنین گفت:«ویژگی ما آذربایجانی‌ها این است که هرگاه خطری برای کشور پیش آمده، پیش از همه برای دفاع از کشور آماده شده‌ایم و کشور را حفظ کرده‌ایم و الان هم چنین احساسی را در ملاقات با همشهری‌های خود حس می‌کنم. دلهره‌های آذربایجانی‌ها برای دغدغه‌های کل کشور است و نمی‌شود اینها را از هم جدا حس کنیم. نباید در آینده با نگاه امنیتی به این نوع فعالیت‌ها نگاه کنیم بلکه به عنوان دلسوزی برای کل کشور باید تلقی کنیم.»

میرحسین موسوی درباره حمایت ایران از مسلمانان جهان متذکر شد:«اجزای سیاست خارجی کشور باید به عنوان یک منظومه‌ به هم پیوسته باشند. نقد من به سیاست خارجی فعلی کشور، وجود نقض‌‌ها و نبودن یک منظومه است. به طور مثال ما با ونزوئلا ارتباط قوی می‌گیریم ولی به قفقاز، جمهوری آذربایجان، آسیای مرکزی و دیگر همسایگان خود اهمیت چندانی نمی‌دهیم و این‌جاست که مشکل به وجود می‌آید. من کشور خود را جزو یک مجموعه‌ تمدنی عظیم می‌بینم و معتقدم باید برخی روابط خود را احیا کنیم و عمق استراتژیک بدهیم. ارتباط ما با جهان پیرامونی باید به برنامه‌های درازمدتی معطوف شود که با تغییر دولت‌ها تحت‌الشعاع قرار نگیرد.»

او توضیح داد:«مشکل ما این است که هیچ سیاست ثابتی که معطوف به منافع حیاتی ما در منطقه باشد نداریم و سر خود را به هیاهوهایی برای مصرف داخلی گرم کرده‌ایم و منافع خود را در دنیا از یاد برده‌ایم. در زمینه‌ سیاست خارجی شاهد تناقض‌های متعددی هستیم. مثلا در مورد مسائل ملی صحبت‌هایی می‌کنیم و بعد زیر پرچمی می‌نشینیم که در آن به جای نام خلیج فارس، نام خلیج ع‌رب‌ی درج شده است. حمایت از مسلمانان جهان، فلسطین و حمایت از فرزندان لبنان که فرزندان طبیعی انقلاب اسلامی و امام (ره) هستند و حتی از منافع ما هم حمایت کرده‌اند یک حمایت اصولی است به شرط آن‌که یک منظومه باشد. سیاست خارجی را برای اهداف کوتاه مدت و هیاهو نباید به کار بگیریم.»

وی درباره قوانین تبعیض‌آمیز حوزه زنان تاکید کرد:«هر قانونی اگر از نظر محتوا به شکلی در بیاید که وجدان عمومی آن را سازگار با خود نبیند، راه درست این است که از طریق قانون آن را تغییر دهیم. این مساله یک فرآیند دارد و دولت نیز در این فرآیند نقش دارد. مسیر تغییر قانون، مطابق با قانون اساسی است و از طریق مجلس، شورای نگهبان و الی آخر صورت می‌گیرد. من مطابق آن‌چه اعتقاد دارم به سهم خود مخالف هر نوع تبعیض هستم و از طریق اختیارات خود، لوایحی را در این زمینه تقدیم مجلس خواهم کرد.»

موسوی درباره‌ برخورد با فعالان کمپین موسوم به کمپین یک میلیون امضاء نیز گفت:«من با هر نوع برخورد خشن و زورمدارانه با فعالان مختلف از جمله فعالان عرصه‌ زنان مخالف هستم.»

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس با تاکید بر این که عرصه‌ اقتصاد، سیاست و فرهنگ از هم جدا نیستند افزود:«معتقدم برای حل مشکلات کشور در زمینه‌ فرهنگ باید یک دولت فرهنگی داشته باشیم؛ نه یک فرهنگ دولتی. فرهنگ نمی‌تواند دستوری و آمرانه باشد. وظیفه‌ دولت، بسترسازی است و دولت نمی‌تواند فیلم بسازد و کتاب بنویسد بلکه دولت باید فضا را طوری باز کند تا همه در آن بتوانند آزادانه فعالیت کنند.»

یکی از دانشجویان بسیجی نسبت به برگزاری این جلسه سخنرانی در ایام رحلت آیت‌الله بهجت اعتراض کرد که مهندس موسوی پاسخ داد:«آیت‌الله بهجت یک عالم بزرگ و از مراجع بزرگ تقلید ما بودند و جا دارد که در این جلسه یادی از ایشان کنیم. ولی باید به این نکته اشاره کرد که هرکدام از این روزهای خاص و ایام‌الله وسیله‌ای برای رساندن آگاهی می‌شوند. خود حضرت رسول(ص) هم در ایام حج و روز عرفه با اعزام امیرالمومنین(ع) به جمع مسلمانان به طرح مباحث آگاه‌ساز و معرفتی می‌پرداختند. روز عاشورا، تاسوعا و روزهای مشابه دیگر نیز روزهای آگاهی‌دهی هستند و شما نمی‌توانید دانشجویان را متهم کنید که چرا در این روز در این‌جا نشسته‌اید و در مورد سرنوشت خود بحث می‌کنید.»

او همچنین به مسئله بسیج و انتخابات پرداخت و گفت:«بسیج زمان جنگ، مظهر عظمت‌ها و فداکاری‌ها بود و قشرهای مختلف در آن حضور داشتند. اگر می‌خواهیم آن سرمایه‌ عظیم حفظ شود باید به سمت آن ارزش‌ها برگردیم. یعنی اگر بسیج می‌خواهد منزلت خود را در بین مردم حفظ کند باید از مردم دفاع کرده و فراتر از جناح‌ها حرکت کند و اگر مثلا به کسی در خیابان ظلم می‌شود از او دفاع کند و به این نگاه نکند که مثلا آن شخص ریش دارد یا نه؟»

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت:« امام (ره) نه تنها بسیج بلکه همه‌ نیروهای نظامی را از ورود به سیاست منع کردند. بسیج باید فراتر از جناح‌ها حرکت کند و نگران سلامت صندوق‌ها باشد و همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، رای آنها برای کسی آشکار نباشد و از کسی حمایت نکنند. مگر بسیج مدافع نظر رهبری نیست؟ پس این بحث‌ها که از فرد خاصی حمایت می‌کند به صلاح مجموعه نیست.»

مهندس موسوی درباره‌ مشکلات مختلف دانشجویان در سال‌های اخیر گفت:«دانشگاه باید مستقل باشد و نگاه امنیتی باید از روی دانشجو و استاد برداشته شود. نباید دانشجوی ستاره‌دار داشته باشیم و هم‌چنین نباید استاد بازنشسته به دلایل سیاسی داشته باشیم. دانشجویان باید آزادی بیان و آزادی پس از بیان داشته باشند.»

در ادامه این جلسه یکی از دانشجویان مسئولیت مهندس موسوی را در انقلاب فرهنگی جویا شد؟ که او عنوان کرد:«این سوال غیرمستند است. قرار بر این بود که سوال یک دانشجو که فرهیخته و تحصیل‌کرده است دقیق باشد. نباید مسائل مختلف را با هم آمیخته کنیم و از آن وسیله‌ای بسازیم برای این ‌که تاریخ را مخدوش کنیم.»

مهندس موسوی اظهار داشت:«زمانی که انقلاب فرهنگی شد من هیچ‌نوع مسئولیتی نداشتم و این مساله زمانی اتفاق افتاد که من هنوز نخست‌وزیر نشده بودم. البته قصد تایید یا رد مساله‌ انقلاب فرهنگی را ندارم، بلکه مساله‌ انقلاب فرهنگی در شرایط خاص اول انقلاب به فرمان حضرت امام (ره) و توسط جمعی از دانشجویان انجام شد؛ آقای باهنر، شمس آل‌احمد، سروش و برخی افراد دیگر بر اساس فرمان امام (ره) این کار را صورت دادند.»

او در پاسخ به ادعای یکی از دانشجویان بسیجی راجع به نشست موسوی با اعضای جبهه ملی گفت:«بحث نشست و برخاست من با جبهه‌ ملی یک دروغ محض است و شما در این‌جا یک دروغ روشن را بیان کردید. من به شما که امروز مشکی به تن دارید می‌گویم لباس قرمز بپوش ولی دروغ نگو.»

عضو مجمع تشخیص مصلحت همچنین در پاسخ به یک سوال تکراری از پیش تعیین شده از سوی طیفی خاص دیگر راجع به استفای ایشان نیز افزود:«بارها این سوال را از من پرسیده‌اند و دلیل مطرح کردن این پرسش‌ها طبیعی است؛ چرا که منظورشان این است که من در یک شرایط حساس استعفا کرده‌ام و باز هم این کار را تکرار خواهم کرد. در واقع اینها می‌خواهند وارد صحنه نشوم. من در سخت‌ترین دوران انقلاب یعنی در دوران دفاع مقدس افتخار خدمت‌گزاری به ملت را داشتم و فقط یک بار استعفا دادم. دیروز هم این سوال را از من در یزد پرسیدند؛ ظاهرا هم سوالات دوستان در همه جا می‌چرخد.»

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس تاکید کرد:«زمانی که به این نتیجه رسیدم که نمی‌توانم وظایف قانونی خود را به طور کامل انجام دهم استعفا کردم و امام (ره) موافقت نکردند و بعد هم که بر سر کار برگشتم، امام (ره) تا آخرین لحظه از عمر مبارک‌شان از دولت حمایت کردند. آیا این‌که بخشی از مسائل را بگویید و بخشی دیگر را نگویید از تقوای اسلامی دور نیست؟ کمی به کتاب‌ها و نوشته‌های امام (ره) مراجعه کنید تا با اندیشه‌های ایشان به درستی آشنا شوید. ایشان مخالف قاطع تحجر بودند.»

میرحسین همچنین متذکر شد:«دیروز این مساله را مطرح کردند که من در دوران نخست وزیری‌ در دانشگاه‌ها بین دختران و پسران دیوار کشیده‌ام و من هم توضیح دادم که یکی از گروه‌های موجود در آن زمان در یکی از دانشگاه‌ها این کار را کرده بود و امام (ره) وقتی از این مساله مطلع شدند به شدت مخالفت و با این مساله برخورد کردند. علت این‌که این مساله را مطرح می‌کنم این است که به امام (ره) ظلم نشود و ایشان را آن‌طور که بود بشناسیم. امامی که شما این‌گونه مطرح می‌کنید یک امام تنگ‌نظری است که هیچ شباهتی با آن امامی که ما می‌شناختیم و دوستدار اندیشه‌های باز و نو بودند ندارد.»

او عنوان کرد:«من افتخار داشتم که امام (ره) از دولت من حمایت می‌کردند. انتخاب نخست‌وزیر در آن دوران بدین ترتیب بود که رییس‌جمهور وقت، من را به مجلس معرفی می‌کردند و مجلس هم رای اعتماد می‌داد و من هم فرزند امام (ره) و هم فرزند رییس‌جمهور و مجلس آن زمان هستم. در مورد آقای هاشمی رفسنجانی هم باید بگویم که من به ایشان احترام می‌گذاشتم و می‌گذارم و متوجه نمی‌شوم که "نخست وزیر هاشمی رفسنجانی" که یک نفر در روی پلاکاردش در این مراسم نوشته یعنی چه؟»

یکی دیگر از دانشجویان دیدگاه نخست‌وزیر محبوب امام(ره) درباره زبان آذری در کشور را پرسید که وی گفت:«زبان، نظامی از نمادها و نشانه‌هاست و ارزش‌ها و اسطوره‌ها را حفظ می‌کند. زبان یک پدیده‌ زنده است و نمی‌توان با آن آمرانه برخورد کرد. البته زبان‌ها در تعامل با زبان‌های دیگر نیز قرار می‌گیرند و تاثیر متقابل بر روی هم دارند. زبان ترکی هم یک زبان زنده است که ادبیات وسیعی دارد. من موافق اجرای اصولی هستم که در مورد زبان‌ها و فرهنگ‌ها در قانون اساسی آمده است. من هیچ نوع تحقیری در خواندن، نوشتن و آموزش متون ترکی احساس نمی‌کنم و از آن لذت هم می‌برم.»

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/30ساعت توسط م.س| |
شنیده‌ام به دلیل انتقادهای مطرح شده از وضعیت کنونی کشور در تلاش برای پرونده سازی علیه من و میرحسین موسوی هستند ولی هیچ پرونده‌ای برای ما نمی‌توانند بسازند و آن‌ها که در صدد پرونده سازی علیه ما هستند باید خجالت بکشند.»

دکتر زهرا رهنورد نخستین رییس زن دانشگاه کشور پس از انقلاب در همایش جنبش امید که با هدف آشنا ساختن جامعه با برنامه‌ها و راهکارهای مهندس موسوی و زهرا رهنورد، جلب مشارکت جوانان در مواجهه با پدیده‌های اجتماعی در حین و پس از انتخابات و تبدیل گفتمان یک سویه انتخاباتی با گفتمان دو سویه و مردمی در دانشکده بهزیستی و توانبخشی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، اعلام کرد که خواهان شادی، آبادانی و نشاط ملت ایران است.

وی انتخابات را شرایطی برای مطرح کردن آرمان‌ها و عقاید مردم دانست و افزود: انتخابات یک انقلاب، یک بهار مجدد است و آرمان‌های مردم هر آنچه که باشد رئیس‌جمهور موظف به برآورده ساختن آن‌ها است.

رهنورد ایجاد امنیت و رفاه مردم را اجتناب‌ناپذیر دانست و گفت: امنیت در تمام زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، ذهنی، روحی، سیاسی و ... باید برای مردم و ملت فراهم شود و دولت دهم باید احساس امنیت را برای مردم ایجاد کند.

وی با اشاره به موضوع امنیت در دانشگا‌ه‌ها افزود: برای ایجاد امنیت در دانشگاه اعمال فشار جایز نیست چون اصولا دانشگاه محیطی امنیتی نیست، بلکه محیطی است استقلال باید در درون آن ساخته شود.

رییس سابق دانشگاه الزهرا تاکید کرد: دانشجوی امروز پیرو دیکته و فرمایش نیست و نمی‌تواند محیط نظامی و شبه نظامی را تحمل کند. همچنین نمی‌تواند در فکر و اندیشه خود از فرمایش دیگران پیروی کند. چون دانشجویان و مردم آن‌قدر فرهیخته و اندیشمند هستند که در شأن علمی خود و کشور عزیزمان رفتار کنند.

رهنورد همچنین نقش زنان در انتخابات را به‌سزا دانست و زن و مرد را دو بال پرواز بشریت توصیف کرد.

وی افزود: زنان همیشه از تبعیض رنج برده‌اند و این در حالی است که در قرآن نیز زن و مرد در کنار همدیگر قرار دارند و بر یکدیگر ولایت دارند.

دکتر رهنورد گفت: موضوع مورد بحث عدم حضور زنان در فعالیت‌های بزرگ کشور است و امروز فرصت دیگری برای زنان کشور ایجاد شده تا دوباره به وضعیتشان رسیدگی شود و مطالباتشان پاسخ داده شود.

وی خاطرنشان کرد: «نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل می‌دهند، پس چرا نیمی از نمایندگان زن نباشند؟ چرا زنان به عنوان وزیر در کابینه حضور ندارند»؟

رهنورد تاکید کرد: باید در دولت بخش عظیمی از زنان حضور داشته باشند و دولت نیز باید لایحه‌ای برای حضور زنان در کابینه ارائه دهد.

رهنورد عنوان کرد: بسترهای مختلف فکری، فرهنگی، قانونی، اجرایی و اقتصادی برای سعادتمند شدن زنان باید فراهم شود تا آن‌ها نیز بتوانند در تمامی عرصه‌ها موفق باشند.

به گفته وی زنان خود باید بسترها را ایجاد کنند و در این میان رسانه‌ها نیز به عنوان رکن چهارم دموکراسی می توانند کمک فراوانی انجام دهند.

وی افزود: قانون برای رشد و سعادت زنان دچار کاستی‌ است در حالی که باید قانون به گونه‌ای طراحی شود که زنان در خانواده تحت فشار نباشند.

وی تاکید کرد: وجود زن تحت فشار در جمهوری اسلامی ایران ننگ است و دولت باید با لوایح خود مشکلات مربوط به موقعیت کنونی زنان در عرصه‌های سیاسی و فرهنگی را حل کند.

زنان خانه‌دار و مشکلات آنها نیز از دیگر دغدغه‌های رهنورد بود. وی در این باره گفت: زنان خانه‌دار که تمام وقت خود را صرف خانه و خانواده می‌کنند، هیچگاه مورد توجه نبوده‌اند و این درحالی است که بخش عظیمی از تولید ناخالص ملی را زنان تولید می‌کنند.

وی تاکید کرد: بیمه زنان خانه‌دار، ایجاد امکانات شرکت در ورزش‌های همگانی، شادی، رفاه و امید، سهم زنانی است که به عنوان زنان خانه‌دار از آنها یاد می‌شود.

وی گفت: زنان خانه‌دار تنها در انتخابات و تظاهرات‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند و پس از آن نیز فراموش می‌شوند.

وی کارخانجات خوابیده و مزارع از میان رفته را جزئی از اقتصاد ویران کشور اعلام کرد و افزود: كشور مقروض است و معلوم نیست سرمایه‌هایش کجا رفته، واردات به زمین‌های کشاورزی آسیب رسانده، کارخانجات به علت واردات اجناس چینی به زمین‌هایی برای برج‌سازان تبدیل شده است و در این شرایط بیکاری نیز به معضلی جدی تبدیل شده است.

رهنورد همچنین اندیشه را سرمایه ملی نامید و از آن به عنوان قاره ششم یاد کرد و گفت: قاره ششم باید در اختیار همین ملت باشد و نباید محیطی فراهم شود که مغزها از کشور فرار کنند.

رییس سابق دانشگاه الزهرا همچنین از دولت دهم ‌خواست تا قاره ششم برای ایران بماند چون به گفته وی، فکر، اندیشه و خلاقیت ایرانی برای ایرانی است. ا
وی آزادی رسانه و قلم را حق مسلم ملت دانست و افزود: آزادی بیان و قلم از جمله مطالبات مردم است.

رهنورد همچنین با اشاره به توقیف روزنامه یاس‌نو گفت: توقیف روزنامه یاس نو کار بسیار غلطی است چون رسانه‌ها باید آزاد باشند.

این استاد دانشگاه همچنین اعلام کرد: شنیده‌ام به دلیل انتقادهای مطرح شده از وضعیت کنونی کشور در تلاش برای پرونده سازی علیه من و میرحسین موسوی هستند ولی هیچ پرونده‌ای برای ما نمی‌توانند بسازند و آن‌ها که در صدد پرونده سازی علیه ما هستند باید خجالت بکشند.

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/28ساعت توسط م.س| |

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از دختران وزنان جوان؛متخصص و آزاداندیش، گفت:«نسل امروز ما و به خصوص دختران آن در فضایی قرار گرفته اند که خیلی امیدوارکننده است در عین حال نگران کننده نیز هست.»

وی درمورد علت  این توصیف اظهار داشت:«سوالاتی جدی برای آنها مطرح شده که جای امیدواری است چرا که اگر انسان اصل وجودش تفکر است؛تفکر با پرسش شروع می شود ولی اگر این پرسش ها پاسخ درست داده نشود باعث دلسردی و دلخوری می شود و اگر انسانهای آگاه دلخور شوند مشکلاتی که برای  جامعه ایجاد می شود بیشتر است.»

رئیس دولت اصلاحات بوجود آمدن این سئوالات را نشان دهنده رشد جوامع و جامعه ایرانی دانست و گفت:« امروز در جامعه ایرانی نسل جوان احساس هویت و حضور می کند گرچه معتقدم در این مقطع تاریخی آن گونه که باید و شاید تعریفی از هویت به خصوص برای نسل جوان ما نشده است.»

وی با تاکید بر اینکه باید هویت بیش از آنچه امروز تعریف شده است تبیین شود، گفت:« متاسفانه در این زمینه کم کار شده و آشفتگی ذهنی وجود دارد که امیدواریم در آینده این شورو دیدگاه و احساس حضوری که در عرصه ایجاد شده؛ساماندهی بیشتر و بهتر بشود و به سوی آینده بهتر حرکت کنیم.»

خاتمی تصریح کرد:«انتخابات مساله‌ای است که در مقطعی ایجاد می شود و تمام می شود ولی باید به آن فکر کرد؛گرچه هیچگاه نباید مسائل اساسی را از نظر دور داشت.»

وی ادامه داد:«مساله انتخابات مساله مهمی است چون در سرنوشت ما موثر است و بالاخص انتخابات ریاست جمهوری که تعیین کننده تکلیف یکی از قوای سه گانه است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه در مقطع کنونی همه ذهن‌ها باید متوجه عبور موفق از مرحله انتخابات باشد، گفت:«عبور کردن ما از این مرحله انتخابات یعنی حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رای.»

خاتمی افزود:«امروز احساس می کنم در جامعه ما کسانی هستند که نمی خواهند مردم زیاد پای صندوق های رای بیایند چون احساس می کنند در غیبت آنها یا حضور کم رنگ مردم یک جریان شانس موفقیت بیشتری دارد و آن جریان مطمئنا مورد قبول اکثریت جامعه نیست و برای عوض شدن این مساله اکثریت باید پای صندوق های رای بیایند.»

رئیس دولت اصلاحات با اشاره به ساز و کارهای موجود انتخاباتی در کشور گفت:«متاسفانه در این ساز و کار همه امکانات کشور برای تبلیغ انتخابات و برای جذب نظر به سوي یک جریان و فرد خاص به کار گرفته می شود و تبلیغات و امکانات خیلی خیلی گشاد دستانه در اختیار آنها قرار می‌گیرد.»

وی تصریح کرد:«طبعا در غیبت حضور مردم شانس و احتمال اینکه با رایی که در مقایسه با کل کسانی که می‌توانند رای بدهند اقلیت کوچک هست ولی با همین اقلیت ممکن است حادثه‌ای رخ دهد که ما آن را نمی پسندیم.»

رئیس بنیاد باران ادامه داد:«بدون اینکه بخواهیم به کسی اهانت کنیم یا خدای نکرده بگوییم دیگران بد هستند معتقدیم کشور بد اداره می‌شود و می‌تواند بهتر اداره شود.»

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:«اگر مردم در صحنه حضور پیدا نکنند نگرانی جدی داریم که وضعیت فعلی که وضعیت خوبی نیست تداوم پیدا کند.»

وی با بیان اینکه«هدف همه ما این است انتخابات پرشور باشد»، یادآور شد:« با حضور اکثریت مردم خیلی از ترفندها و راهکارها و ساز و کارهایی که از تحقق خواست مردم جلوگیری می کند از بین خواهد رفت و انشالله نتیجه اي حاصل خواهد شد كه به نفع انقلاب؛كشور و مردم است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان نقش جوانان در این عرصه را بسیار مهم توصیف کرد و گفت:«در جریان انتخابات پدیده ای را شاهد بودیم که کم و بیش در دوره های قبل هم دیدیم ولی نه به این صورت سازمان یافته و گسترده و آن حضور داوطلبانه و بدون چشم داشت جوانان در عرصه است.»

وی ادامه داد:«در ماههای اخیر دیدیم جوانان کشور چه شوری ایجاد کردند؛صدها هزار نفر جوان با انگیزه روشن احساس کردند که باید به عرصه بیایند ستادهای مختلفی از جمله موج، یاری و ستاد 88 را تشکیل دادند و این پدیده بسیار مهمی بود.»

خاتمی تصریح کرد:«این کار آنها هم نشان دهنده هوشیاری و بیداری نسل جوان ما ؛هم توانمندی آنها در سامان دادن جریانات اجتماعی بود.این جریان هم می تواند موج اجتماعی ایجاد کند و هم اینکه وضعیت نابسامان و غیر عادلانه تبلیغاتی که هست با یک نحوه رسانه جدیدی که خود جوانان هدایتش می کنند آن را تا حدودی جبران بکند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«من فکر می کنم هر جوان می تواند روی تعداد زیادی از افراد جامعه اثر گذار باشد و باید به درون جامعه رفت و با تحلیل ثابت کرد اوضاعی که هست با اینکه نمی خواهم بگویم کسانی که سر کار هستند سوءنیت دارند، نه به نفع اسلام؛نه به نفع جمهوری اسلامی و نه به نفع ایران و نه ملت هست و این وضع را می توان عوض کرد و در مسیری حرکت کنیم که کم کم به آرمانها و جهات خودمان نزدیک شویم.»

وی در ادامه گفت:«با نیرو و نسل جوان می توان به آینده بهتر فکر کرد واین یک پیروزی و موفقیت است »

خاتمی افزود:«باید به این فکر کرد که آيا دولتی سرکار است که که به آزادی اندیشه احترام می گذارد؟ به نیازهای مردم و مصلحت ملی بیشتر توجه دارد؟دولتی که حاضر است امکانات را بهتر و بیشتر در مسیر ارتقاء و پیشرفت جامعه قرار بدهد؟دولتی که می تواند در عین پافشاری بر اصول و منافع اصلی از اینکه فشارها بر کشور زیاد و ایجاد شود جلوگیری بکند و بتواند از فرصت ها استفاده کند؟»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:«اینها مسائل و سئوالات مهم است.ممکن است فکر یا تردید کنیم که آیا همه آن چیزی که می خواهیم آن دولت می تواند برآورده سازد؟ولي بايد واقع بين بود و در نظر داشت كه يك گام به جلو هم موفقيت است.»

خاتمی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:«شاید بعضی‌ها وقتی در بیان مواضع احتیاط می کنند احساس می کنند با اینکه علاقه دارند تحول و تغییری به نفع زنان،جامعه و جوانان و نسل امروز در جامعه ایجاد کنند، با بیان شعارها هوشیاری جریانات دیگر را بیشتر می کنند تا مانع تراشی بکنند و ترجیح می دهند آن شعارها را در لفافه بدهند یا کمتر بیان کنند اما این به معنی آن نیست آنها این مساله را قبول ندارند.آیا این درست هست یا نه حرف دیگری است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«مگر همه کارها و امکانات دست ما است که بتوان به همه آرمانها رسید؛مهم آن است در آن جهت حرکت کنیم و واقع بینانه به آن سو برویم.باید این پارادوکس را حل کرد که شعارها قله را نشان می دهند ولی برای رسیدن به قله باید همه این دامنه کوه را طي کرد و از آن بالا رفت و نباید به راه دیگر رفت.»

وی سپس تاکید کرد:«معتقدم شخصیتی مثل مهندس موسوی آن قله‌ها و حرف‌ها  را قبول دارند؛کم و بیش هم در صحبت‌هایشان هست و حتما اگر توفیقی باشد به آن سو حرکت خواهیم کرد و با تدریج، تامل و تانی می‌توان به آن قله نزدیک شد و به جلو رفت.»

خاتمی خطاب به جمع حاضر گفت:«مهمترین کار شما این است که باید کاری کرد که تغییر تحقق پیدا کند و در فضای مناسب تری برای رسیدن به آرمانها قرار بگیریم.»

وی در مورد اینکه خود در این زمینه چه فعالیتی انجام خواهد داد، اظهار داشت:«دیدگاه‌ها و نظرات من مشخص است و در این مرحله هم چون احساس می‌کردم ما در مقابل کشور و مردم مسئولیم باید هر کاری که بتواند تغییر را صورت دهد انجام دهیم و به همين جهت اعلام کاندیداتوری کردم.»

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«وقتی جناب مهندس موسوی آمد احساس کردم با دلایل مختلفی که درباره آن توضیح فراوان دادم شخص خودم در عرصه نباشم و سعی کنیم در درجه اول جریانی که به جریان اصلاحاتی که ما قبول داریم نزديك تراست روی کار بیاید.»

وی ادامه داد:«بطور ویِژه ضمن احترام به همه کاندیداهای دیگری که هستند روی مهندس موسوی تکیه کرده‌ام و قولی که دادم عملی شد و الان هم برای تشویق حضور مردم درصحنه و هم طبعا برای رفع ذهنیت هایی که نسبت به مهندس موسوی باشد و اینکه من ایشان را می شناسم و معتقدم شایسته هستند به جامعه معرفی شوند کارم را انجام خواهم داد.»

به عقیده خاتمی نقشی که خود کاندیدا ها در زمان تبلیغات رسمی انتخابات دارند تعیین کننده است.

رئیس‌جمهور سابق کشورمان سپس به مسائل اخیر پیش‌آمده و برخی شبهات و تخریب‌های صورت گرفته اشاره کرد.

وی با تاکید بر اینکه«ما به اندازه کافی کسانی داریم که ما را تخریب کنند»، اظهار داشت:«خودمان به اسم خودمان نباید خدای ناکرده کاری بکنیم که سبب شود دیگران سوءاستفاده شود و از ناحیه ما به تضعیف یکدیگر و نمایش دادن اختلاف بیانجامد.»

خاتمی تصریح کرد:«من به شدت تردید دارم طرفداران واقعی یکی از این دو کاندیدا حاضر باشند بروند و علیه کاندیدای دیگر فعالیت کنند یا در جلسه‌ای که هست مطالبی بگویند؛این را باید جستجو کرد.»

وی ادامه داد:«این ماجرا احتمالا طراحی ناجوانمردانه‌ای است که کسان دیگری ممکن است در چهره طرفداری از یک کاندیدای اصلاح طلب علیه کاندیدای دیگر اصلاح طلب کار کند.»

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«این مساله خطرناک است باید متوجه باشیم که این پوست خربزه بسیار خطرناکی است که زیر  پای ما گذاشته شده تا از ناحیه خود ماها ایجاد اختلاف شود.»
سيد محمد خاتمي افزود: «حالا كه كانديداهاي متعدد از جمله در جريان اصلاحات حضور دارند و به همه هم احترام مي گذاريم بايد كاري كنيم كه اين تعدد سبب حضور بيشتر مردم در صحنه انتخابات باشد و هر چه بيشتر مردم به پاي صندوق هاي راي بكشانيم به نفع ما و ملت است.»

وی سپس با اشاره به سخنان حضار مبنی بر اینکه«آزادی بدون امنیت و امنیت بدون عدالت نمی خواهیم»، گفت:«اینها نکته جالب و خوبی است؛صحبت این است که آیا با محدود کردن آزادی های مشروع و اساسی امنیت در جامعه ایجاد می شود؟بستگی به تعریف ما از امنیت دارد.»

خاتمی توضیح داد:«امنیت اگر امنیت حاکمان باشد و حکومت این طور احساس کند فقط یک سلیقه و فکر باید بر جامعه حاکم شود و هر چه خلاف این سلیقه باشد در مسیر براندازی و ضدیت با امنیت است و بنابراین آزادی ممکن است این امنیت این چنینی را از بین ببرد ممکن است ابتدایی ترین آزادی ها را از بین ببرند.»

وی یادآور شد:«ما یک اصل طلایی در قانون اساسی داریم که باید متوجه باشیم می گوید"به نام آزادی نمی شود امنیت کشور را از بین برد و به نام امنیت نمی توان آزادی را از بین برد" این مساله نسبت متقابل با همدیگر دارد و باید به آن فکر کرد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«مهمترین امنیت، امنیتی است که در متن جامعه باشد.»

وی افزود:«اولا ما واقعا باید به امنیت جامعه و افراد آن بیاندیشیم؛یکی از امنیت ها این است که فرد احساس کند آزاد است.اگر این آزادی را از او بگیریم یا احساس کند که آزاد نیست خود به خود دلبستگی او به اصل نظام و جامعه کمتر می شود و هرچه این دلبستگی کم شود نظام و جامعه آسیب پذیرتر می شود.»

خاتمی تصریح کرد:«مگر می شود در دنیای امروز فقط با قوای نظامی، امنیتی و قضایی یک جامعه را اداره کرد؟اگر ریشه و پایه در قلب های مردم نباشد آن امنیت اگر ظاهری هم باشد خیلی لرزان است و با یک جرقه همه اینها از بین می‌رود.»

رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«ما وقتی از آزادی های مشروع ( نه ولنگاری) نظیر آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی تعیین سرنوشت توسط انسانها، آزادی برخورداری از حقوق شهروندی و اعمال آنها دفاع می کنیم معتقدیم دقیقا از امنیت کلی جامعه دفاع می کنیم نه فقط امنیت یک جریان خاص.»

وی با بیان اینکه«از جمله مسائلی که می تواند امنیت را ایجاد کند،عدم دخالت در امور شخصی است»، اظهار داشت:«آزادی و امنیت بدون عدالت در جامعه ایجاد نمی شود؛عدالت در جامعه باید وجود داشته باشد تا هم آزادی معنا داشته باشد و هم امنیت.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«شکم گرسنه آزادی و امنیت رانمی شناسد؛ از طرف دیگر هم وقتی ما آزادی را به معنی عام کلمه نداشته باشیم در جامعه فقر حاکم خواهد شد و در جامعه فقیر نمی توان عدالت را پیاده کرد.»

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/28ساعت توسط م.س| |


درجلسه انتخاباتي مهمي كه با حضور محمود احمدي نژاد، مجتبي هاشمي ثمره، اسفنديار رحيم مشايي، غلام حسين الهام و برخي نمايندگان مجلس كه مورد اعتماد احمدي نژاد هستند، چون آقا تهراني و اسماعيل كوثري و چند تن از مسئولان مهم ستاد انتخاباتي محمود احمدي نژاد برگزار شده است، احمدي نژاد از قصد خود براي تغيير قانون اساسي خبر داده و گفته است كه هيچ معنايي ندارد رياست جمهوري در ايران دو دوره يي باشد و همانگونه كه نمايندگي مجلس در ايران نامحدود است، دوران رياست جمهوري هم بايد نامحدود باشد.

به گزارش جمهوريت، در اين جلسه انتخاباتي كه چند روز پيش از استعفاي مجتبي هاشمي ثمره از مقام مشاورت رياست جمهوري برگزار شده است، احمدي نژاد گفته است كه ماموريت همه طرفداران دولت به ويژه نمايندگان مجلس اين است كه زمزمه هاي تغيير قانون اساسي را سر بدهند.
در اين جلسه غلام حسين الهام با طرح مباحث حقوقي و اسماعيل كوثري با طرح مباحث سياسي گفته اند كه در سال آخر رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني هم برخي نمايندگان در مجلس نطق كردند و گفتند كه مي بايستي شرايط قانوني براي حذف محدوديت دو دوره يي انتخابات رياست جمهوري فراهم شود اما افكار عمومي، احزاب و گروههاي سياسي ازاين ايده استقبال نكردند لذا طرح ياد شده در همان ابتدا مسكوت گذاشته شد. احمدي نژاد پاسخ مي دهد اشتباه آنان اين بود كه طرح شان را پيگيري نكردند و مي بينيد كه تاوان آنرا هم پس مي دهند كه انشاالله در دوره دوم تمامي پست هاي سياسي و مراكز مهم مالي را كه در اختيار آنان است، از دست شان خارج مي كنيم و در اختيار خود خواهيم گرفت.
احمدي نژاد مي افزايد: البته آنان در انتخابات شوراي شهر دوم هم همين اشتباه استراتژيك را مرتكب شدند و در واقع با برگزاري آن انتخابات در حاليكه مي توانستند فضا را مديريت كنند، ولي اين كار را نكردند و يك سنگر مهم را از دست دادند و آن سنگر سكوي پرش ما به مراحل بعدي شد و اكنون به جايي رسيده ايم كه آنان ديگر از نظر سياسي مرده اند و كارشان تمام است. و البته اين سنگر هم سكوي پرش ما به مرحله نهايي خواهد بود.
احمدي نژاد سپس به تجارب سياسي خود اشاره مي كند و مي گويد البته فكر نكنيد به اين راحتي به اينجاها رسيده ايم. كساني كه به ظاهر دوست ما هستند اما در پشت ديوار خانه مان « اشاره به مجلس » مي نشينند و طرح مي دهند كه مثلاً به بهانه تجميع انتخابات طول دوره رياست جمهوري بنده را كم بكنند تا شايد زودتر از دست من خلاص شوند، اما ديديد كه به نتيجه نرسيدند و نمي دانستند كه ما حالا حالا ها در خدمت آنان خواهيم بود. در اين لحظه حضار مي خندند و احمدي نژاد ادامه مي دهد اولين اشتباه در سياست آخرين اشتباه هم خواهد بود. به نظر شما چرا هرچقدر به ما فشار آوردند كه يكي از نزديكترين همراهان حاضر در اين جمع « اشاره به مشايي » را از قطار دولت پياده كنيم، زير بار نرفتيم؟ چون اگر زير بار مي رفتيم داستان ادامه پيدا مي كرد و روياي كساني كه مي خواستند زمستان ٨٧ دولت را از اكثريت بيندازند تحقق پيدا مي كرد و شكست طرح آنان به خاطر ايستادگي ما بود وگرنه معلوم نبود اين دولت الان به چه سرانجامي رسيده بود.
احمدي نژاد مي گويد كساني بودند كه مي خواستند با اختياراتي كه با امضاي ما به دست آورده بودند با اين تصور كه از قدرت فراواني برخوردارند مسير پرونده هسته يي را عوض كنند ولي ديديد نتوانستند و ناچار صحنه را ترك كردند هرچند اكنون در جاي ديگري مشغول حفر سنگر براي مقابله با دولت اند و برخلاف قول و قرارها، كارهايي مي كنند كه قول داده بودند، انجام ندهند كه البته اين اقدامات از ديد ما پنهان نيست و ان را به حسابشان ميگذاريم.
احمدي نژاد به ماجراي كردان اشاره مي كند و مي گويد البته در جاهاي ديگري هم گفته ام و مي گويم من حاضر بودم جناب كردان را در كابينه دهم هم جا بدهم و اگر مجلس استيضاح نكرده بود قطعاً او اكنون وزير كشور باقي مانده بود چرا كه همه شما مي دانيد من در عزل و نصب مقامات دولت هيچ ملاحظه يي ندارم اما به همان ميزان هم كه از ناحيه خارج حتي آن بالايي ها يا قم به بنده براي عزل و نصب ها توصيه يا فشار وارد شود من زير بار نمي روم ومحترمانه مي گويم شما يا كاره يي نيستيد كه در اين صورت الزامي به پذيرش راي شما ندارم و اگر هم قانون به شما اجازه عزل و نصب داده است، خوب خودتان از اختيار قانوني تان استفاده كنيد چرا مي خواهيد بنده مايه بگذارم درحاليكه به همكارانم اعتماد كامل دارم.
احمدي نژاد مي افزايد: البته به شما بگويم من برخي از اين آدم ها را از عرصه خارج كرده ام، فعلاً با برخي مدار مي كنم تا موقع مناسب اش برسد و آنان را غربال خواهم كرد و يك سرندي را با سوراخ هاي ريز درست كرده ام كه آدم ها به اين راحتي ها نتوانند از آن عبور كنند. هركس از اين سرند عبور كرد دوست ما محسوب مي شود ولاغير!
الهام پاسخ مي دهد كه اما تغيير قانون اساسي شرايطي دارد كه ممكن است با مقاومت مجلس مواجه شود. احمدي نژاد مي گويد كه ما بايد ازتجارب دوستان مان در آمريكاي لاتين ياد بگيريم. مگر آقاي چاوز نبود كه با مقاومت وصف ناشدني همين تغييرات را در قانون اساسي خودشان اعمال كردند پس ما هم مي توانيم چنين اقداماتي را انجام دهيم فقط يك شرط دارد و آن هم نترسيدن است.
بر اساس گزارشي كه در اختيار جمهوريت قرار گرفته است احمدي نژاد به حاضران مي گويد برنامه انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به گونه يي مديريت شده است كه پيروزي ما درآن قطعي است و ما اهدافي بسيار فراتر از اين انتخابات درايم كه از جمله آن به دست گرفتن برخي مراكز مالي مهم نظير ... است چرا كه هيچ دليلي ندارد چنين مراكزي خارج از اختيار دولت باشد.

به نقل از: سايت خبري تحليلي سلام
نوشته شده در سه شنبه 1388/02/22ساعت توسط م.س| |

يكي از شعارهاي دولت نهم مبارزه با باندبازي و مافيا و زدوبندهاي سياسي در سطح دولت بود اما پس از گذشت چهارسال از عمر كابينه مهرورزي نتيجه آن شد كه مي بينيم ! مطلب زير به نقل از سايت خبري تحليلي سلام براي اطلاع خوانندگان محترم درج مي گردد .

در اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد، باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و اطرافیان دولت، بدون توجه به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار گرفته اند.

یکی از مهمترین شعار های دولت نهم عدالت و شایسته سالاری بود. این وعده زیبای دولت نهم بر خلاف بسیاری از وعده های دیگر که دلایل عدم تحقق آن را قصور دستگاه ها و یا تخریب و توطئه معرفی می کنند مستقیما توسط روسای بالای این دولت زیر پا گذاشته شده است نگاهی اجمالی بر پست های دولتی واگذار شده در این دولت نشان می دهد دولت نهم بسیار بیش از دولت های پیشین به واگذاری پست های دولتی و اداری میان اقوام و فامیل اقدام کرده است.

قبل از روی کار آمدن دولت نهم یكی از انتقادهایی كه به دولت های گذشته وارد می شد این بود كه كشور در حلقه بسته مدیران گرفتار آمده و به خوبی از نخبگان و كسانی كه از نظر فكری با دولت هماهنگ نبودند اما توانایی مدیریت و قدرت اندیشه و عملگرایی بالا داشتند استفاده نمی شود و مساله نزدیكی و دوری در چینش مدیران تبدیل به یك اصل شده است.

دولت احمدی نژاد با شعار عدالت گستری، مهرورزی و خدمت كار خود را آغاز كرد و بر شایسته سالاری تاكید داشت. ولی پس از مدت کوتاهی روشن شد که این انتقادات در حد شعار باقی ماند و شیوه مورد انتقاد احمدی نژاد به رویه مرسوم و پسندیده در دولت بدل شد. به نظر می رسد در دولت جدید نه تنها حلقه خودی ها تنگ تر شده كه بحث تجربه گرایی با نگاه بازكردن حلقه مدیران به کلی به فراموشی سپرده شده است. و دولت نهم، نه تنها از حجم دیوانسالاری اداری و دولتی ایران کم نکرده، که بانی بخش جدیدی در آن شده است. به نام دیوانسالاری فامیلی.

بعد از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات، در بسیاری از ادارات و سازمانها، بسیاری از کارمندان و کارکنان، بدون اخراج و قطع حقوق، به حاشیه رانده شده، و کارمندان و کارکنان جدیدی که آرم دولت نهم را دارند، بر جای آنان قرار گرفته اند.

در اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد، و در بسیاری از ادارات دولتی، پست های دولتی و سازمانی، فامیلی و موروثی و انحصاری شده است، و بر خلاف شعارهای احمدی نژاد، خود دولت نهم نیز از این گزند در امان نمانده، و باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و اطرافیان دولت، بدون توجه به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار گرفته اند.

لیست روسای فامیلی دولت احمدی نژاد

نهاد ریاست جمهوری، وزارتخانه ها و سازمان ها

داوود احمدی نژاد: بازرس نهاد ریاست جمهوری. او برادر بزرگتر محمود احمدی نژاد است.
مسعود زریبافان: دبیر هیات دولت، وی که باجناق محمود احمدی نژاد بشمار می‌رود پس از ریاست جمهوری وی که عضو شورای شهر تهران نیز بود، بعنوان دبیر هیات دولت منصوب گردید. وی چندی بعد و با مصوبه مجلس مبنی بر ممنوعیت اشغال چند پست توسط کارکنان دولت ناچار به استعفا گردید و پس از شکست در انتخابات دور سوم شوراها، بعنوان رییس مجمع باشگاه دولتی استقلال منصوب شد.
علیرضا مددی: مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، مدیر کل تربیت بدنی استان تهران، وی برادرزاده باجناق زریبافان و کارشناسی صنایع مهمات سازی وزارت دفاع بوده‌است.
حسین شبیری: رییس صندوق مهر رضا، شوهر خواهر احمدی نژاد
پروین احمدی نژاد: معاون مركز امور زنان ریاست جمهوری، عضو شورای شهر، خواهر احمدی نژاد
داوود مددی: رییس سازمان تامین اجتماعی، باجناق زریبافان
ناظمی اردكانی: وزیر تعاون، شوهر عمه داماد زریبافان
دانش جعفری: وزیر اقتصاد، پسر عمه پدر داماد زریبافان
اسماعیل احمدی مقدم: نیروی انتظامی، همزمان با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد اسماعیل احمدی مقدم باجناق محمود احمدی نژاد و معاون نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران بعنوان فرمانده نیروی انتظامی منصوب گردید.
سیدمحسن نبوی: عضو هیات مدیره شركت سرمایه گذاری خارجی، داماد زریبافان
علی اکبر محرابیان: وزارت صنایع و معادن،پس از برکناری علیرضا طهماسبی در مرداد ۱۳۸۶ علی اکبر محرابیان خواهر زاده محمود احمدی نژاد بعنوان وزیر صنایع و معادن معرفی گردید.
عليرضا علي احمدی: وزارت آموزش و پرورش، وی که باجناق احمدی نژاد است در آذر ۱۳۸۶ جایگزین محمود فرشیدی شد.
مجتبی هاشمی ثمره:خواهر زاده مهندس باهنر، یكی از مشاورین احمدی‌نژاد مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات كشور
مهندس مهدی هاشمی ثمره: مدیركل وزارتی وزیر نیرو، برادر هاشمی ثمره
خانم قند فروش: مشاور خانواده وزیر كشور، زن برادر هاشمی ثمره
عبدالحمید هاشمی ثمره: معاون وزیر صنایع، برادر هاشمی ثمره
موسی پور: معاون پارلمانی وزیر كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )
حسین صمصامی: سرپرست وزارت امور اقتصاد و دارایی خواهر زاده پرویز داودی
علی خیراندیش: پیمانکار ساختمان و پیمانکار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین (شوهر خواهر هاشمی ثمره )
طاهره نظری مهر: وزارت امور خارجه، وی که همسر منوچهر متکی وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد است، از سازمان بهزیستی (در آستانه بازنشستگی) به وزارت امور خارجه منتقل گردید و به سمت «مدیرکل حقوق بشر و زنان وزارت‌ خارجه» منصوب شد. منوچهر متکی برای انتصاب وی به این پست اداره حقوق بشر وزارت خارجه را از اداره کل سیاسی و اموربین‌الملل جدا و همراه با دفتر امور زنان این وزارتخانه یک اداره کل جدید ایجاد و همسرش را به ریاست آن منصوب کرد.
برادر همسر منوچهر متکی: وزات امور خارجه، وی که دندانپزشک و فاقد هر گونه سابقه خاص در وزارت امور خارجه بوده‌است بعنوان وابسته کار به بحرین اعزام گردید.

استانداری ها

رحیم قربانی - استاندار آذربایجان غربی: همسر استاندار:ریاست مرکز زنان و جوانان استانداری
باجناق استاندار: معاون سازمان آموزش‌وپرورش استان(سابقه وی مدیریت یک مدرسه غیر انتفاعی بوده‌است)
خواهرزاده استاندار: عضو تیم مشاوران جوان استاندار(در حال طی خدمت سربازی)
خواهرزاده استاندار: مدیر مالی سازمان همیاری شهرداری‌ها
خواهرزاده استاندار: مشاور استاندار و از اعضای مؤثر هیأت نظارت استان
خواهرزاده استاندار: مدیر تدارکات همیاری شهرداری‌های استان و عضو هیأت نظارت (مدرک فوق دیپلم)
پسرخاله استاندار: سمت مشاور استاندار
پسرخاله ديگر، استاندار: سمت مشاور استاندار

به همه اینها چند شغله بودن الهام، سعیدلو، مهرداد بذرپاش ( که مدارج ترقی صد ساله را به سبب دوستی قدیم پدر با احمدی نژاد یک شبه طی کردند) و رحیم مشایی را هم باید اضافه کرد.

انتصاب بسیاری از افراد و وزرای ناآشنا به رشته‌ خود كه اکثرا كوچك‌ترین تجربه و تخصصی در حوزه‌ مدیریت خود نداشته‌اند از وزیر امور خارجه گرفته تا بسیاری از سمت‌های مدیریت و ریاست و معاونت دیگر، کشور را دچار پراكندگی ها و نابسامانی های بسیاری كرده است. گویا تمام نخبگی و تخصص و جامعیت در قامت همین چند فامیل و دوست و آشنای سابق در دانشگاه علم و صنعت و سپاه و شورای نگهبان متجلی شده است و بقیه مردم مشتی کودن و کند ذهن و عقب مانده ذهنی هستند که قادر به در اختیار گرفتن پستی مهم در کشور نیستند.

قطعا راه تحقق و اجرای عدالت و مبارزه با بوروکراسی و دیوانسالاری مخرب، از مسیری بجز استخدام های فامیلی در ادارات و سازمان ها می گذرد.

یكی از ویژگی های حكومت قاجاریه به كارگیری شیوه حكومتی در اداره دستگاه دیوانی با استفاده از حكومت پدرسالارانه و پاتریمونیال و واگذاری مناصب به خویشاوندان بود. روشی كه هدف تحكیم مبانی نفوذ و حفظ سلطه قدرتمندان و انحصار قدرت را در جامعه تعقیب می كرد. این رسم در دوران پهلوی هم ادامه یافت و یکی از نکات ضعف این سلسله نیز محسوب می شد و باب شدن اصطلاح هزار فامیل در این دوره از نشانه های رویکرد منفی مردم نسبت به این رسم ناپسند بود.

آنتوان چخوف نویسنده بزرگ روس هنگامی که تیغ انتقاد خود را بر مشکلات جامعه روسیه می کشد روسیه را معجونی از «تاریخی یخ و سنگین، دیوان سالاری، فقر و جهل.» می نامد و هر یک را لازم و ملزوم دیگری معرفی می کند.

نکته ای که کارگردانان دولت نهم در چهار سال گذشته به کلی آن را به فراموشی سپرده اند.

نوشته شده در جمعه 1388/02/18ساعت توسط م.س| |
حجت الاسلام مسيح مهاجري مدير مسئول روزنامه جمهوري اسلامي و از روحانيون سرشناش و با سابقه انقلاب اسلامي است . وي از ياران و همراهان شهيد بهشتي و رهبر انقلاب حضرت ايت الله خامنه اي محسوب مي شود . سابقه فرهنگي و حضور ايشان در سنگر مطبوعات قريب به سي سال است. چهارشنبه گذشته وي در ديدار با نسل سومي هاي طرفدار موسوي سخنان بسيار تند و روشنگرانه اي را در خصوص احمدي نژاد و دولت وي بيان كرد كه در نوع خود بي سابقه بود لذا نظر به حساسيت شرايط و لزوم بيداري اذهان جامعه بخشي از سخنان ايشان به نقل از سايت خبري سلام جهت آگاهي خوانندگان محترم درج مي شود.

در این دیدار اعضای نسیم ابتدا به بیان دغدغه ها و مشکلات ناشی از عملکرد دولت نهم پرداختند و دلایل حمایت خود از مهندس موسوی را در انتخابات ریاست جمهوری دهم بیان کردند. در ادامه،حجت الاسلام و المسلمین مهاجری با اشاره به قابل پیش بینی نبودن نتیجه انتخابات در ایران گفت: مردم گاهی تصمیمات عجیبی می گیرند. هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که چه کسی رای می آورد و اگر هم من بخواهم بگویم که نتیجه چه خواهد شد خودم هم به آن اعتمادی ندارم. مگر این که میل خود را بگویم که بله من دوست دارم مهندس موسوی رییس جمهور شود. وی ضمن طرح این مساله که مهندس موسوی به دلیل دوری بیست ساله از مسائل اجرایی برای نسل جوان چندان شناخته شده نیست گفت: متاسفانه شاهد این هستیم که در این مدت سعی کرده اند از آقای احمدی نژاد یک قدیس بسازند و این مساله در برخی اقشار مثل خانه داران، کارگران و روستایی‌ها وجود دارد. روی این اقشار کار زیادی باید صورت بگیرد. مدیر‌مسئول روزنامه جمهوری اسلامی در ادامه افزود: مهندس موسوی رای بالقوه بالایی دارند، یعنی زمینه‌های بسیار خوبی دارند که برای ایشان در جامعه رای درست شود و البته فرصت بیست روزه تبلیغات از رادیو و تلویزیون و صحبت هایی که انجام می دهند و هم چنین افراد موجهی که از طرف ایشان برای صحبت فرستاده می شود می توان این رای بالقوه را بالفعل کرد. این مشاور رییس جمهور سابق با طرح این سوال که "چرا احمدی نژاد نه؟" گفت: مسائل اقتصادی که در صحبت های دوستان هم به آن اشاره شد، مهم است اما زیربنا نیست. آن چه زیربناست و به ارزش ها برمی گردد، "صداقت" است و در مکتب دولت فعلی دروغ گفتن مستحب مؤکد و واجب است؛ یعنی به شدت و بدون هیچ ابایی دروغ می‌گویند. ما تا قبل از این دولت در سطح ریاست جمهور دروغ نداشتیم. البته یک سری دروغ ها واجب بود آن هم مختص دوران جنگ بود، به این معنا که برای جنگ روانی تعداد کشته ها و اسیران دشمن را بیشتر می گفتند و از این دست مسائل، غیر از این چیز دیگری نبود چراکه آن‌ها در مکتب امام پرورش یافته بودند و صداقت داشتند. مثلا شهید بهشتی مجسمه صداقت و پاکی بودند. اما این دولت با دروغ و فریب تا این جا مانده است و این برای ملت ما که انقلاب اش یک انقلاب فرهنگی و ارزشی بود و همه چیز در آن باید برحسب ارزش ها و معنویت باشد، بزرگ ترین خسران است. مهاجری با برشمردن دروغ هایی که این دولتیان فعلی گفته است اظهار داشت: یکی از دروغ هایی که شاید عوام متوجه نشوند اما خواص می فهمند "ادعای پیروی از ولایت فقیه" است. ما در طول این سی سال دولتی نداشتیم که تا این حد نسبت به رهبری و مراجع تقلید بی اعتقاد باشد و البته از آن طرف سنگ آن را هم به سینه بزند.  مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به تخریب های صورت گرفته علیه شخصیت های نظام گفت: یکی از کارهای خلافی که توسط این دولت و یا عوامل اش صورت گرفت، تخریب چهره های خدمتگزار این نظام بوده است. این ها قلم دادند دست یک عده افراد فحاش که هرچه می خواهند بگویند و بنویسند و هر دورغ و تهمتی را بگویند. همین الان آقای مهندس موسوی که تا چند ماه قبل کسی چیزی علیه او نمی‌گفت در این مدت چه قدر به او توهین کرده اند. علت چیست؟ جرم اش این است که در دوران دفاع مقدس خیانت کرده است؟ به ملت خیانت کرده است؟ پول بیت المال را خورده است؟ خیر! همه می دانند جناب مهندس موسوی هم از نظر دست و هم دامن پاک پاک بوده است. این انسانی که این همه مورد تحسین حضرت امام بوده است چرا باید علیه او این طور موضع‌گیری شود؟ صرفا به خاطر این‌که خواسته از حق قانونی خودش استفاده کند و کاندیدا شود. این‌ها می گویند اصلا کسی حق ندارد در مقابل ما بایستد و هرکس چنین کند باید او را نابود کرد. حرف این‌ها یک چیز است: من، من و نه هیچ کس دیگر. خب این دقیقا نقطه مقابل ارزش‌ها و آزادی و استقلال ماو آن چیزهایی است که برای اش انقلاب کردیم. نقطه مقابل آرمان‌هایی است که به خاطرش شهید دادیم، جانباز دادیم و آن همه زجر کشیدیم. وی در ادامه دیدار خود با نسل سومی‌های یاریگر میرحسین (نسیم) به انحلال سازمان برنامه و بودجه اشاره کرد و افزود: این باعث شد یک سری از درآمدها و ارز دولت در برخی جاهای نامعلوم هزینه شود و می بینیم که دیوان محاسبات هم در حال فاش کردن این مسائل است اما رییس دولت مصاحبه می کند و می گوید دولت پاک است و این مسائل دروغ است. مرتب هم مجلس و رییس مجلس مصاحبه می کنند و پاسخ او را می دهند و گزارش ارائه می کنند. خب این نشان می دهد که دولت دروغ می گوید و این تخلفات قابل انکار نیست. مهاجری در ادامه گفت: این ها مسائلی به وجود آورده است که به نظر من شورای نگهبان در روز قیامت هیچ جوابی ندارد بدهد که چگونه این فرد را جزء رجال سیاسی کشور اعلام کرد یا اگر بخواهد برای این دوره هم این کار را تکرار کند. من اگر در شورای نگهبان بودم بدون هیچ تردیدی و با توجه به عملکرد و بی‌صداقتی اش اعلام می کردم احمدی نژاد به هیچ وجه شایستگی کاندیداتوری برای ریاست جمهوری آینده را ندارد. مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی افزود: متاسفانه جوی را ایجاد کرده اند که همه از ترس آبروی خود نتوانند حرف بزنند. با یکی از دوستان که دکترای اقتصاد دارد درباره سرمقاله ای که پیرامون نقد همایش ایرانیان خارج از کشور بود صحبت می کردم، به من گفت فقط شمایید که گویا جرات دارید و از این گونه مقالات انتقادی بنویسید. معنای حرف این است که این ها یک حالت وحشت در کشور ایجاد کردند و اگر کسی بخواهد حرفی علیه این‌ها بزند، بی‌آبروی اش می کنند. بالاخره روزنامه دارند مثل کیهان و ایران و ... و از آن طرف هم ٢٠:٣٠، این ها را دارند. مسیح مهاجری با بیان این که همه ما مجموعه ای از ضعف‌ها و قوت‌ها هستیم ادامه داد: من در مدت سی سال معاشرتی که با مهندس موسوی داشتم، به نظر من ایشان خصوصیت‌هایی که یک رییس جمهور باید داشته باشد را در حد بالا دارند.     یکی از خصوصیات رییس جمهور مدیریت است که ایشان در دوران دفاع مقدس نشان دادند که در مدیریت بحران فردی قوی هستند. دومین لازمه تجربه است که ایشان صاحب تجربیات گرانبهایی از دوران مدیریت خود در جنگ هستند. خصوصیت دیگر آقای موسوی این است که همان طور که هست خود را معرفی می کند و خود را چیزی بیش از آن چه هست نشان نمی دهد. ایشان نه اهل دروغ است و نه ریا. وی در ادامه با اشاره به علاقه شدید مهندس موسوی به روحانیت و مرجعیت شیعه و اظهارات علی مطهری درباره این که موسوی ضدروحانی است، گفت: این بزرگ‌ترین جفا به موسوی است. من نمدانم چرا این فرد این حرف را زده است، چون آقای موسوی واقعا عاشق امام بود، فانی در شهید بهشتی بود. من به عنوان یک روحانی ٣٠ سال است با ایشان رفاقت دارم و شهادت می دهم ایشان به اندازه سر سوزنی نسبت به روحانیت ضدیت ندارد. یک انسان به تمام معنا مذهبی است، از یک خانواده کاملا مذهبی و معتقد به نظام و جمهوری اسلامی است. وی در ادامه افزود: یکی دیگر از ویژگی‌های رییس جمهور صلابت توام با عقلانیت در مواضع خارجی است و ایشان در طول این سی سال نشان داده است که موضع‌گیری های ضداستکباری قوی و بسیار دقیق دارند. به هر حال با توجه به این ویژگی‌ها که در مهندس موسوی می بینم، ایشان شایسته ریاست جمهوری است. 

نوشته شده در یکشنبه 1388/02/13ساعت توسط م.س| |

سرانجام پس از ماهها رايزني و با وجود ترديدهاي بسيار ، سخنگوي جبهه موسوم به پيروان خط امام و رهبري حمايت صريح و آشكار خود را از محمود احمدي نژاد به عنوان كانديداي دوره دهم انتخابات رياست جمهوري اعلام كرد . همزمان نيز تيم رسانه اي دولت تلاش گسترده خويش جهت القاء شبهه حمايت تمامي جمعيت اصولگراي كشور از احمدي نژاد را آغاز كردند . البته شايد روشهاي تبليغاتي مرسوم ايجاب كند طرفداران دولت نهم با ايجاد هياهوي رسانه اي فضاي انتخابات را بگونه اي ديگر نشان دهند اما بدون شك بررسي و تحليل شرايط موجود مي تواند كمك موثري به شفاف شدن اخبار و تبليغات يكسويه حاكم بر جامعه نمايد لذا بايد خاطر نشان كرد :

ا- اولين مدعيان سينه چاك حمايت از احمدي نژاد گروه موتلفه اسلامي است . آنان جمعيتي متشكل از برخي مبارزين قبل از انقلاب به رهبري عسگراولادي هستند كه پس از پيروزي نهضت اسلامي چند صباحي در پست هاي اقتصادي و فرهنگي كابينه شهيدان رجائي ، باهنر ، مهدوي كني و سپس موسوي حضور داشتند لكن به دليل تفاوت ديدگاهها خصوصاً در بخش اقتصاد نتوانستد به همكاري خود ادامه دهند . توصيه هاي موكد حضرت امام (ره) در حمايت و پشتيباني از عملكرد دولت موسوي آنان را وادار به خروج از كابينه موسوي نمود گرچه بدليل علائق شديد اقتصادي و نفوذ فراوان در جناح بازار سايه آنان هيچگاه از سر ارگانهائي نظير كميته امداد ، دانشگاه آزاد و اتاق بازرگاني كم نشده است اين گروه در شعار همواره خويش را مطيع محض روحانيت مي داند و تلاش مي كند تا مشروعيت خود را در اذهان عموم متصل به آراء وانديشه هاي ديني و مذهبي جلوه دهد اما بسيار شده است كه در عمل و خصوصاً در مواضع سياسي خلاف راي و نظر روحانيت خاصه مراجع تقليد موضع گيري نموده است . حمايت اخير آنان از احمدي نژاد عليرغم مخالفت پنهان و آشكار بسياري از شخصيت هاي روحاني جناح راست بارزترين مصداق اين مدعاست . جالب آنكه از ابتداي انقلاب تا كنون هر كانديدائي را كه موتلفه اسلامي به عنوان نامزد پست رياست جمهوري معرفي كرده كمترين آراء را در انتخابات بدست آورده است !

2- گروه بعدي طيف طرفداران دولت در مجلس هشتم شامل رايحه خوش خدمتي ها ، جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي همچنين جامعه اسلامي مهندسين و پزشكان و دانشجويان و معلمين به رهبري افرادي نظير رسائي ، فدائي ، باهنر و صدر نمايندگان فعلي مجلس هستند . رايحه خوش خدمت از نزديكان پروپاقرص احمدي نژاد هستند و در واقع از دل دولت نهم تاسيس شده اند اما بقيه گروههاي سياسي فوق كه جمعيت محدودي از افراد اجتماع را تحت پوشش خود دارند عليرغم انتقادات وسيع به عملكرد دولت كه مهمترين جلوه آن موضع گيريهاي شخص باهنر در روند رسيدگي به لوايح بودجه و هدفمند كردن يارانه ها بود ظاهراً بنابر فشار و اجبار در حمايت از كانديداي واحد اصولگرايان به پشتيباني از احمدي نژاد روي آورده اند . خط قرمز اين جريان سياسي عدم انتخاب نامزد اصلاح طلب در انتخابات است لذا تحت هر شرايطي حاضر به حمايت از كانديداتوري احمدي نژاد شده اند حتي به قيمت قرباني كردن منافع ملي ! نكته جالب اين كه در آخرين ديدار باهنر و عسگراولادي با رئيس جمهور محبوبشان  كه بمنظور بيان شرط و بيعت هاي قبل از پشتيباني با وي صورت گرفت احمدي نژاد خود را بي نياز از حمايت اين افراد دانسته و حاضر نشده است حتي در ظاهر نيز احترام آنان را نگه دارد !

3- اما در مقابل ، شاخص ترين گروه سياسي كه جمعي از علماء و روحانيان برجسته و باسابقه را در خود جاي داده و نماد اصلي اصولگرائي شناخته مي شود و همواره بخش عظيمي از متدينين جامعه به راي و نظر آنان علاقه و اقبال دارند يعني جامعه روحانيت مبارز عليرغم جلسات مكرر و پي در پي هيچگاه حاضر به حمايت آشكار از احمدي نژاد نشد . آنان در طول چهار سال گذشته نقدهاي اساسي به مواضع و عملكرد دولت نهم داشته اند لذا رسماً اعلام نمودند كه در اين انتخابات با معرفي مصداق وارد عرصه نخواهند شد و تنها مردم را به حضور در پاي صندوقهاي راي دعوت خواهند كرد ! 

4- جامعه مدرسين حوزه علميه قم به عنوان مركز ثقل تصميم گيري سياسي علماء و مراجع معظم تقليد نيز تا كنون حاضر به حمايت از احمدي نژاد نشده است چرا كه رفتار وي و بعضي اطرافيانش همچون مشائي كه همواره در طول چهار سال گذشته _ به اعتراف اخير روزنامه كيهان _ خون به دل مراجع كرده است سابقه و خاطره خوشي در ذهن و ياد شخصيت هاي بانفوذ حوزه علميه قم نگذاشته لذا بعيد است كه اين جامعه اقبال شايسته اي به رئيس دولت نهم نشان دهد ! عدم پذيرش احمدي نژاد در طي دو سال گذشته از سوي بيوت آيات عظام براي ديدار و مذاكره خود حكايت از روابط به شدت تيره و تار اين دولت با مراجع تقليد دارد !

5- ديگر كانديداهاي مطرح اصولگرا در دوره نهم يعني لاريجاني ، قاليباف و رضائي هيچكدام حاضر به حمايت از احمدي نژاد نشده اند ضمن آنكه محسن رضائي دو روز قبل رسماً وارد عرصه انتخابات شد .  قاليباف و رضائي در طول چهار سال گذشته هيچگاه به كابينه نهم دعوت نشدند و لاريجاني نيز پس از قريب به دو سال همكاري در شوراي عالي امنيت ملي به دليل اختلافات شديد با احمدي نژاد از سمت خود استعفاء داد تا مسير مجلس هشتم را از حوزه انتخابيه قم به پشتيباني مراجع طي كند. انتخاب لاريجاني به رياست مجلس هشتم در مقابل حداد عادل كه سنگ احمدي نژاد را در مجلس قبل بسيار بر سينه زد پيام روشني به دولت بود كه منبعد حمايت بي چون و چراي قوه مقننه از احمدي نژاد را فراموش كند ! از ديگر سو تخريب شخصيت و سنگ اندازي دولت در مقابل قاليباف ، شهردار موفق تهران كه از رقباي جدي و مطرح احمدي نژاد در اين دوره به حساب مي آمد آنچنان آشكار و بي محابا و پيوسته در طي چهار سال گذشته صورت گرفت كه حتي شائبه اصلاح طلب بودن قاليباف را در ذهن عامه پررنگ نمود!

6- اصولگرايان منتقد دولت كه در انتخابات مجلس هشتم از جبهه متحد اصولگرائي جدا شدند نيز در اين دوره رسماً اعلام كردند كه از احمدي نژاد هيچ حمايتي نخواهند كرد و اگر كانديداي اصلح را در ميان نامزدهاي انتخابات نيابند امكان حمايت از ميرحسين موسوي را بررسي خواهند كرد . چهره هاي شاخص اين گروه همچون خوش چهره ، افروغ و ابوطالب در بحبوحه انتخابات نهم از احمدي نژاد حمايت گسترده اي كردند اما نحوه رفتار و تعامل دولت و شخص رئيس جمهور با مجلس و نمايندگان مردم باعث شد پس از گذشت كمتر از دو سال اين افراد به صف منتقدان و مخالفان دولت بپيوندند ! 

7- گروه ديگري از اصولگرايان ، طيف طرفدار توكلي هستند كه خود زماني رقيب خاتمي تحت عنوان دولت پاك بود . وي اخيرا با فراخوان روساي ستادهاي انتخاباتي خويش در سراسر كشور قصد حمايت از كانديداتوري محسن رضائي را دارد . اين امر به مثابه بروز شكاف در پوسته اصولگرايان است چرا كه بخشي از آراء سرگردان اين جناح كه علاقه اي به ادامه حضور احمدي نژاد در مسند قدرت ندارند را به سبد آراء رضائي هدايت خواهد كرد خاصه آنكه محسن رضائي با وعده ايجاد دولت ائتلافي قدم به عرصه انتخابات گذارده و هيچ بعيد نيست كه طيف طرفداران لاريجاني و قاليباف نيز عملاً به حمايت از اين چهره اقتصادي امروز و فرمانده نظامي ديروز تمايل نشان دهند ! 

اينك با توجه به شرايط پيش آمده كاملاً واضح است كه جمعيت اندكي از جناح اصولگرا در زير چتر احمدي نژاد گرد آمده اند و عمده آنان تمايلي براي حمايت از وي ندارند ، آنگونه كه ماهها پيش نيز سران قبيله اصولگرا گفته بودند در صورت ايجاد شرايط حاد و بحراني نظير كانديداتوري خاتمي حاضر به حمايت اجباري از احمدي نژاد به اميد شكست اصلاح طلبان هستند . اكنون كه فراست و تيزبيني شخص خاتمي و حضور شخصيت موجه و باسابقه اي همچون مهندس موسوي اين حربه را از دست طرفداران احمدي نژاد گرفته قطعاً نخبگان منصف اصولگرا در نحوه انتخاب و حمايت از چهره اي كه بتواند سعادت و تعالي كشور در ابعاد گوناگون سياسي ، اقتصادي و مديريتي و همچنين وحدت اصولگرايان را در چهار سال آينده تامين نمايد با دقت بيشتري تامل خواهند كرد . به هر حال ترس و نگراني مريدان احمدي نژاد از اين است كه در اين شرايط چگونه بايد كشتي طوفان زده اصولگرايان را در درياي پرتلاطم انتخابات به ساحل مقصود رسانند ؟! بدون شك راي مردم در 22 خرداد 88 بسياري از واقعيت هاي نهفته در بطن جامعه را برملا خواهد ساخت .

نوشته شده در جمعه 1388/02/11ساعت توسط م.س| |

در حالي كه فقط دو ماه تا برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري باقي مانده و در شرايطي كه اردوگاه اصولگرايان همچنان در نابساماني تصميم براي معرفي كانديدا يا كانديداهاي خود براي حضور در اين عرصه مهم و حياتي بسر مي برد جناح رقيب يعني جبهه اصلاح طلبان از سه ماه پيش تا كنون سه وزنه سنگين خود را براي اين مبارزه طاقت فرسا به ميدان آورده و حتي در يك ماه اخير گامهاي سنگيني را نيز در جهت تحقق ايده وحدت كانديدا در انتخابات آتي برداشته است . آمدن و رفتن خاتمي همزمان با حضور شخصيت وزين و بي بديلي همچون مهندس موسوي در عرصه رقابت مويد اين مطلب است كه اصلاح طلبان در سايه فراغت خويش از مسئوليت هاي حكومتي به رصد و مطالعه دقيق شرايط و برنامه ريزي منظم و منسجم براي حضور هدفمند در روز رقابت مشغولند .

بنابر رويه معمول در دوره هاي گذشته انتظار مي رفت كه انتخابات دوره دوم رياست جمهوري براي دولت نهم بگونه اي پيش رود كه رقيب قدرتمندي براي خطرآفريني در روز انتخاب قدم پيش نگذارد و ميدان مبارزه به ماراتن سنگين و نفس گيري تبديل نشود كه نتوان عاقبت و نتيجه آن را از قبل پيش بيني نمود اما به عكس اكنون شاهديم كه وزنه هاي مطرح جناح رقيب آنچنان مقتدرانه در ميدان حضور يافته اند كه حتي جناح حاكم قدرت تفكر و تصميم گيري براي گزينش كانديدا يا كانديداهاي خود را نيز از دست داده است !

بدون شك نتيجه انتخابات هر چه كه باشد آن چيزي نيست كه طرفداران دولت نهم مي انديشند ، اين واقعيت حتي هم اكنون نيز در گفتار و رفتار آنان هويدا و آشكار است و بطور قطع بروز اين حادثه براي اصولگراياني كه همه همت و توان و آبروي خويش را در طي چهار سال عمر دولت نهم مصروف حمايت مطلق از آن كردند چندان خوشايند نخواهد بود و مطمئناً در فرداي روز انتخابات تحليل هاي خويش را از چرائي اين واقعه بيان خواهند كرد .

به اعتقاد نگارنده آنچه كه موجب افول قدرت و اقبال جامعه نسبت به احمدي نژاد گرديد زائيده چند علت مهم است كه بلاشك شخصيت هاي منصف و آگاه در جناح اصولگرا نيز در آينده نزديك بر آن صحه خواهند گذاشت.

اول آنكه احمدي نژاد با شعارهاي دلگرم كننده و در عين حال دست نايافتني همچون عدالت و مهرورزي و آوردن نفت بر سر سفره مردم اذهان طيف متوسط و پائين تر جامعه را معطوف به خويش ساخت در حالي كه مي دانست تحقق اين ايده ها حداقل در طي عمر چهار ساله يك دولت قابل انجام نيست خاصه آنكه اختيار بسياري امور از حيطه قدرت قوه مجريه خارج است .

دوم آنكه احمدي نژاد براي برآورده ساختن شعارهاي اقتصادي خود نظير كاهش سود بانكي افزايش اشتغال ، كاهش بحران مسكن و نظاير اينها از اهرم پول و منابع سرشار ارزي حاصل از افزايش قيمت نفت بهره جست و با تزريق بي رويه نقدينگي به بدنه اجتماع خصوصاً در سال اول دولت نهم زمينه افزايش چشمگير تورم و بروز بحران اقتصادي در سالهاي اخير را فراهم كرد . اين در حالي بود كه همه كارشناسان اقتصادي و اساتيد دانشگاهها نسبت به درستي سياست هاي اقتصادي دولت نهم اظهار ترديد و درخصوص عواقب سوء آنها هشدارهاي صريح مي دادند .

سوم آنكه احمدي نژاد در طي دو سال اول دولت نهم بسياري از وزراء كابينه خود را مورد ملامت و سرزنش قرار داد و بي هيچ دليل قانع كننده اي دست به تغيير آنان زد . عدم اعتماد وي به همكارانش موجب فراهم شدن زمينه بي اعتمادي در سطح اجتماع به تصميمات وي و دولت نهم گرديد خاصه آنكه اكثريت وزراء معزول از خصوصيت مشورت ناپذيري و تكروي احمدي نژاد گلايه مند بودند .

چهارم آنكه احمدي نژاد طيفي از افراد غير واقع بين و متملق را در مدار اطراف خويش و خصوصاً در پست هاي مشورتي بكار گمارد كه همواره واقعيت هاي موجود را بنابر راي و نظر خويش تفسير كردند و در بسياري موارد از موضع انصاف و اعتدال خارج گشته و موجبات تعجب و تحير همگان حتي افراد متوسط و پائين تر اجتماع را فراهم نمودند. اين رويه آنچنان باب گشت كه برخي شخصيت هاي طرفدار وي زبان به اعتراض گشوده و در نهايت اقدام به خروج از اردوگاه حاميان دولت نهم كردند.

پنجم آنكه احمدي نژاد سعي نمود گفتمان خويش را از موضع تحكم به روحانيت و مراجع بزرگوار ديني تبيين نمايد به اين گمان كه احتمالاً به دليل شعارهاي اصولگرايانه و هيئت ديندارانه همواره مورد تاييد و تكريم شخصيت هاي شاخص روحاني قرار خواهد گرفت غافل از آنكه علماء و مراجع هيچگاه حاضر نيستند چشم خود را بر واقعيت هاي جامعه و رخدادهاي موجود ببندند . عملكرد برخي وزراء و معاونين رئيس جمهور رابطه مراجع با شخص احمدي نژاد را به كل تيره و تار ساخت بگونه اي كه شايعه عدم پذيرش وي از سوي علماء قم همواره در طي يكسال اخير در سطح جامعه بگوش رسيده است .

ششم آنكه احمدي نژاد هيچگاه نتوانست مجلس را كه تبلور آراء ملت است به عنوان ركن قانونگذاري جامعه در كنار قوه مجريه تحمل كند . او همواره سعي و تلاش نمود كه تصميمات خود را در پشت شعارهاي مردم پسند به مجلس تحميل نمايد . دوره هفتم مجلس عليرغم همه گونه همكاري و همراهي نسبت به دولت نهم همواره از سوي احمدي نژاد و مشاورانش متهم به مانع تراشي در راه خدمتگزاري دولت شد ! نتيجه اين تضاد پنهان و آشكار آن شد كه بسياري از نمايندگان طرفدار دولت رفته رفته به منتقدان سرسخت او مبدل شدند . افتراقي كه در انتخابات دوره هشتم مجلس در ميان اصولگرايان رخ داد دقيقاً بازتاب اختلافات ناشي از عملكرد دولت در برابر مجلس بود .

هفتم آنكه احمدي نژاد همواره سعي نمود در سايه حمايت هاي رهبري از دولت نهم جايگاهي فراقانوني براي خويش در مقابل ديگر قوا و اركان نظام تصور نمايد غافل از آنكه اين حمايت ها نه بمنزله تاييد تام و تمام عملكرد دولت بلكه بعنوان پشتوانه اي براي قوت و اقتدار نظام در عرصه داخلي و خارجي محسوب مي گردد و تنها مربوط به اين دوره دولت نبوده است .

اينك به نظر مي رسد اصولگرايان بر سر چند راهي انتخاب و تصميم گيري مانده اند ! از يك سو حضور شخصيت  قوي و خوشنامي چون مهندس موسوي در عرصه انتخابات باعث نگراني آنان از كاهش قدرت رقابت نامزدهاي مطرح اصولگرا شده و از ديگر سو نگرانند كه مبادا تجمع آنان در زير چتر احمدي نژاد با آنهمه اشتباه و خطاي آشكار رويگرداني اكثريت جامعه از اصولگرايان را فراهم نمايد . تلاش براي وادار ساختن افرادي همچون ولايتي كه سابقه ممتدي در مديريت اجرائي و سياست خارجي ايران دارد جهت حضور در عرصه انتخابات في الواقع تلاش طيف منطقي اصولگرايان براي خروج از بحراني است كه دولت نهم در طي چهار سال زمامداري خويش براي جناح حاكم به ارمغان آورده است . به هر حال به نظر مي رسد پس از گذار از اين مرحله و مشخص شدن نتيجه انتخابات رياست جمهوري دهم اردوگاه اصولگرائي نيازمند به اصلاحات اساسي در درون اين جناح باشد .

نوشته شده در یکشنبه 1388/01/23ساعت توسط م.س| |

سيد محمد خاتمي پس از اعلام رسمي انصراف از كانديداتوري انتخابات دهم در نشستي با جوانان ستاد انتخاباتي خود به نكته اي اشاره كرد كه در خور تامل و تعمق بيشتر است ! ذكر اين موضوع از سوي خاتمي كه " اين روزها به مهندس موسوي جفا شده است " نه از باب رساندن پيام مظلوميت ميرحسين به جوانان بلكه از منظر ضرورت بيان واقعيت هاي دوران مسئوليت موسوي و مقايسه آن دوره خطير با شرايط بعد از ايشان اهميت مي يابد. به اعتقاد نگارنده نگاه مطلق به كارنامه پر افتخار نخست وزيري مهندس موسوي در سالهاي پركشمكش 68 - 60 براي استنباط واقعيات و استنتاج صحت تصميمات آن دوره اگرچه لازم است اما كافي نيست . بسيار واضح است كه نگاه مقايسه اي و تطبيقي آن دوران با وضعيت سالهاي پس از جنگ مي تواند نسل جوان جامعه امروز را با نوع نگرش سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و خصوصاً مديريتي مهندس موسوي بيشتر و بهتر آشنا سازد . برخي تحليل هاي نادرست و بعضاً كلي گوئي هائي كه طي روزهاي اخير در خصوص روش و منش اين شخصيت ملي و انقلابي بيان گرديد حكايت از آن دارد كه خوشبختانه مخالفان ايشان چندان مطاع گرانبهائي براي تخريب وجهه و سياه نمائي دوران مسئوليت وي در چنته خويش ندارند . اكنون به ذكر چند نكته بسنده مي كنم :

1- دولت ميرحسين موسوي پس از دولت هاي مرحوم بازرگان ، شهيد رجائي ، شهيد باهنر و آيت الله مهدوي كني پنجمين و ششمين كابينه پس از پيروزي انقلاب محسوب مي گرديد . چهار دولت قبل از وي مجموعاً قريب به 33 ماه مديريت اجرائي كشور را بر عهده داشتند . اين تغييرات پي در پي كه ناشي از مشكلات و التهابات خاص پس از انقلاب بود عملاً مانع هرگونه برنامه ريزي براي اداره يك كشور انقلابي شده بود كه ماهها قبل از آن تقريباً همه نهادهاي سازماني و حكومتي خود را نيز از دست داده بود . دو دوره مديريت چهار ساله دولت موسوي توانست ثبات همه جانبه را در كشور برقرار كند . اكنون مخالفان ميرحسين ، وي را فاقد الگوي مديريتي براي اداره امور كشوري مي دانند كه دو دهه پيش در بحراني ترين شرايط از تنگناهاي سخت عبورش داده است !

2- جنگ تحميلي عراق و تحريم هاي همه جانبه بين المللي عليه ايران دو خطر روزمره پيش روي نظام بود. دولت موسوي براي تهيه تسليحات مورد نياز نيروهاي دفاعي و نظامي اجباراً بايد دست به دامن كشورهاي واسطه و وابسته بلوك شرق مي شد . نگارنده خود شاهد بوده است كه چگونه دانشگاهها و موسسات آموزش عالي كشور تبديل به كارگاه بزرگ طراحي و توليد مهمات و افزارهاي جنگي شده بود . اكنون بسياري از ناآگاهان موفقيت هاي بزرگ دفاعي و نظامي كشور را تنها حاصل كار و تلاش سه ساله خود مي دانند !

3- نظام جيره بندي از الزامات و ابزار مديريت بحران در هنگام محدوديت منابع و كمبود امكانات است. دولت موسوي در قالب ساختاري دولتي-مردمي شبكه توزيع عادلانه مايحتاج ملت را تا اقصي نقاط كشور سازماندهي كرد . روستائي و شهري در سايه اين تدبير به حداقل هاي زندگي روزمره خويش با قيمت هاي عادلانه دست مي يافتند . اكنون رقيبان مغرض كه در اثر سوء تدبير اقتصادي آنان بسياري از مردم دچار محنت و بلا شده اند او را پدر اقتصاد كوپني مي نامند !

4- به روايت غالب هنرمندان و فرهنگ دوستان اين سرزمين دوره موسوي عليرغم همه كمبودهاي ناشي از بحران جنگ و اقتصاد دوره اعتلاي فرهنگي ايران پس از انقلاب اسلامي بوده است . اثبات اين مدعا حضور شخصيت فرهيخته اي همچون خاتمي در مصدر وزارت ارشاد كابينه ميرحسين است كه در بحراني ترين روزگار نيز حاضر نشد حتي يك روزنامه يا مجله يا فيلم در محاق توقيف قرار گيرد . اكنون مخالفين حضور موسوي ، او را فاقد تئوري فرهنگي براي اصلاح وضعيت نابساماني كه آنان پديد آورده اند مي دانند !

5- دولت موسوي غير جناحي ترين كابينه تاريخ انقلاب است . برخي از شخصيت هاي سياسي كه امروز در اردوگاه اصلاح طلبان و اصولگرايان گرد آمده اند در وزارتخانه هاي مهم كابينه پنجم و ششم انقلاب حضور داشته اند . ديدگاههائي كه آنروز معتقد سرسخت به دخالت دولت در اقتصاد بودند و امروز بنابر مقتضيات زمان تغيير نگرش داده اند اينك موسوي را داعيه دار اقتصاد دولتي مي دانند !

6- رعايت اخلاق و احترام به حقوق شهروندي از شاخصه هاي برتر دولت موسوي بود . اثبات اين مدعا ذكر خير و نقل قول هائي است كه در همين سه هفته اخير از سوي برخي شخصيتهاي غير فعال سياسي كه اوائل انقلاب مسئوليت هاي مهمي داشته و اكنون در حاشيه قرار دارند بيان شده است . اينك كساني كه در طي سه سال اخير بدترين فحش ها و ناسزاها را به شخصيتهاي سياسي هم كيش يا رقيب خود نثار كرده اند از موسوي علت كانديداتوريش را جويا مي شوند و براي اين تصميم او اظهار تاسف مي كنند !

7- حسن مديريت و درك سياسي موسوي شهره عام و خاص است . سابقه درخشان مديريت انقلابي او در سالهاي سخت دفاع مقدس شكي براي دوست و دشمن باقي نمي گذارد كه حضور مجدد ميرحسين در عرصه مديريت عالي اجرائي كشور فرصت مغتنمي است كه مي تواند نسل دوم و سوم انقلاب را با روحيه و گفتمان اصولي انقلاب آشنا نمايد. اكنون برخي تازه به دوران رسيده هاي سياسي عصر و دوره مديريت موسوي را خاتمه يافته مي دانند و از او چهره اي ناآشنا براي نسل جوان جامعه ترسيم مي كنند !

8- نكته آخر آنكه مهندس موسوي در طي سالهاي گذشته كه از قدرت فاصله داشته علاوه بر حضور در مجامع حرفه اي ، دانشگاهي و هنري در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز شركت پيوسته و فعال داشته و در مقاطع زماني گوناگون نظير انتخابات رياست جمهوري 76 و 84 به صراحت اظهار نظر نموده است . اكنون برخي افراد كه حتي سابقه كار سياسي آنان به عدد انگشتان يك دست نمي رسد معتقدند موسوي بيست سال سكوت نموده و عزلت سياسي گزيده بوده است !







نوشته شده در جمعه 1388/01/07ساعت توسط م.س| |

تغيير و تحولات يك ماه اخير در جبهه اصلاح طلبان نشانگر آنست كه اولاً ؛ شرايط و موقعيت كنوني كشور را بخوبي رصد كرده و بر مشكلات موجود و آنچه كه پيش روي مردم و جامعه قرار دارد اشراف نظر دارند ثانياً ؛ از تجربه انتخابات نهم بدرستي عبرت آموزي كرده و مي دانند كه با ورود شخصيت هاي رده دوم اين جبهه به عرصه انتخابات نمي توانند به هدف غائي و مقصود نهائي در كسب آراء مردم برسند ثالثاً ؛ بخوبي مي دانند كه در فضاي چند قطبي و تكثر نامزدها در يك جبهه جز پراكندگي راي چيز ديگري عايد اصلاح طلبان نخواهد شد رابعاً ؛با مشكلات و سختي ها و صعب العبور بودن مسير حركت پيش رو آشنائي كامل دارند ، لذا به نظر مي رسد :

1- براي شخصيتي همچون خاتمي كه پس از كناره گيري از قدرت همواره بر عدم اشتياق براي بازگشت دوباره به قدرت تاكيد و تمركز اصلي فعاليت خود را در عرصه گفتمان بين المللي قرار داده است بسيار صقيل و سنگين بود كه نظر خود را نقض كرده و مجدداً به اين عرصه بازگردد .

2- عدم حضور شخصيت وزين و جامع الشرايطي كه بتواند جميع نظرات جبهه اصلاحات را برآورده سازد نخبگان و علاقمندان اين جناح را بر آن داشت تا دوباره از خاتمي بخواهند كه در عرصه انتخابات حضور يابد . نگراني هاي پيش گفته مانع از اعلام حضور سريع وي شد و ماهها طول كشيد تا خاتمي توانست خود را راضي به اين امر نمايد .

3- بنابر سنت رايج در بيست سال گذشته چپي ها ، خط امامي ها و سپس اصلاح طلبان همواره در سربند هر انتخابات به دنبال ميرحسين موسوي رفته و از وي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دعوت و بلكه استمداد طلبيده اند و او نيز بنا به هر دليل و مصلحتي از پذيرش اين خواسته امتناع نموده است . همگان به ياد دارند كه حتي در اواخر سال 75 قبل از اعلام حضور خاتمي براي انتخابات دوره هفتم گزينه اصلي جناح چپ به رهبري مجمع روحانيون مبارز ميرحسين موسوي بود .

4- تلاش خاتمي براي مجاب كردن ميرحسين موسوي بمنظور اعلام حضور وي در عرصه انتخابات دهم عليرغم آنكه از ماهها پيش كروبي ديگر شخصيت صاحب نام جبهه اصلاحات به صحنه انتخابات ورود پيدا كرده بود حكايت از دو واقعيت مهم داشت ، اول آنكه خاتمي خود را ليدر و يا رهبر اصلاحات مي دانست و هرگز به اينكه بخواهد دوباره مجري حركت اطلاح طلبي در كشور باشد فكر نكرده بود ، دوم آنكه كروبي را عليرغم همه ارادت و دوستي براي احراز چنين مسئوليت سنگيني واجد شرايط نمي دانست .

5- نوع برخورد و رفتار ميرحسين موسوي در دو ماه گذشته و نظراتي كه اطرافيان نزديك وي در رسانه هاي غيرمكتوب ارائه مي دادند احتمال حضور وي در عرصه انتخابات را بسيار به يقين نزديك كرده بود خاصه آنكه ايشان در بسياري از همايش هاي عمومي حضور يافته و نقطه نظرات خويش را پيرامون مسائل داخلي كشور بيان مي نمود مضافاً آنكه او همواره در نشست هاي خصوصي با خاتمي به اين نكته اذعان نموده بود كه در حال مطالعه و بررسي شرايط است .

6- بخشي از بدنه اصلاح طلبان از سال گذشته دائما بر روي دعوت از خاتمي و حضور وي در انتخابات دهم تاكيد ورزيده و در واقع براي اطمينان از نتيجه كوتاه ترين راه ممكن را برگزيده بودند در حاليكه با توجه به مشكلا ت فراروي اصلاحات كه مداوماً از سوي خاتمي در سخنراني هاي مختلف بيان مي شد اين مسير در تعارض كامل با اهداف اين جبهه و تنها بعنوان آخرين راه در نظر وي مطرح بود .

7- برآيند رفتار اصلاح طلبان با ميرحسين موسوي كه از يكسو با تاكيد صريح خاتمي و از سوي ديگر با ترديد و دودلي بخش قابل توجهي از اين جناح صورت مي گرفت وي را برآن داشت تا اعلام نظر رسمي خويش را به بعد از اتخاذ تصميم نهائي جبهه اصلاحات موكول نمايد چرا كه در اينصورت جاي هيچ گونه خرده گيري بر موسوي وجود نداشته و ندارد كه احياناً خاتمي را در تنگناي تصميم گيري قرار داده است.

8- اعلام نظر موسوي بعد از حضور خاتمي به همان ميزان اخلاق مدارانه است كه انصراف خاتمي بعد از حضور رسمي موسوي . اما يك نكته در نظر ميرحسين موسوي وجود دارد كه آن را در پاسخ اخير خويش به خاتمي بيان داشت آنهم اعتقاد به " اصلاحات همراه بازگشت به اصول "است . اين تعبير شايد ترجمان ديگري ازديدگاه جديد بدنه معتدل اصولگرايان باشد كه تنها چاره كشور در شرايط فعلي را دولت وحدت ملي يا دولت ائتلافي مي دانند . اتفاقا ً خاتمي نيز در بيانيه انصراف خود به صراحت بيان كرد كه موسوي ظرفيت ايجاد تغييرات مدنظر "خواستاران تغيير از هر دو جناح " را در وضعيت فعلي دارد . اين به معناي درك و فهم مشترك خاتمي و موسوي از فضاي سياسي كشور در مقطع اخير است .

9- ترديدي نيست كه تصميم موسوي پس از بيست سال سكوت و اعراض از كرسي قدرت از سر قدرت طلبي و سهم خواهي نيست كه اگر اين نيت در ذهن و فكر موسوي وجود داشت سالها پيش در موقعيت هاي بسيار بهتر و مطمئن تر امكان دستيابي به آن برايش فراهم بود . آنچه كه نخست وزير دوران دفاع مقدس را وادار به حضور در صحنه رقابت نمود چيزي فراتر از ديدگاههاي موجود در نظر هواداران دو جناح اصلاح طلب و اصولگراست كه بدون ترديد نيازمند تحليل و تبيين واقعي است .

10- به دور از همه تعصبات جناحي و گروهي بايد پذيرفت كه گفتمان اصلاحات عصر خاتمي و اصولگرائي دوره احمدي نژاد هرگز نمي تواند نسخه شفابخش مشكلات كنوني كشور و راهبرد اداره امور در آينده باشد . هر دو نظريه دچار تندرويها و كندرويهائي بوده است كه در جاي خود نياز به تحليل و واكاوي دارد . ميرحسين موسوي بدرستي بر اين نكته واقف است كه تنها تكيه بر اصول اصلاح طلبان به همان حد غيرمنطقي است كه تاكيد تنهابر ديدگاههاي اصولگرايان !

11- نحوه ورود موسوي به عرصه انتخابات و نوع گفتمان وي اين مزيت را دارد كه تندروهاي هر دو جناح را طرد مي نمايد در حاليكه اگر خاتمي يا احمدي نژاد بخواهند دوباره در عرصه قدرت ظهور يابند چاره اي جز تحمل و تعامل با تندروهاي جناح هم كيش خود ندارند ! اين برتري شخصيت براي موسوي امتيازي است كه رفته رفته رودربايستي حاكم بر بخش عمده اصولگرايان را براي حمايت آشكار از موسوي از ميان خواهد برد .

12- دوستان اصلاح طلب بدانند كه سكوت موسوي در دوره اصلاحات به معناي تاييد و تكريم كامل عملكرد اصلاح طلبان در آن دوره نبوده است بلكه بطور قطع نقدهائي بر دوران هشت ساله اصلاحات وجود دارد كه يقيناً موسوي به حرمت خاتمي و براي حفظ موقعيت و اقتدار آنان سخني به ميان نياورده است . در اين شرايط موسوي ناگزير به اتخاذ موضع اعتدالي و بين الجناحين خواهد بود آنگونه كه در دوران هشت ساله دولت خود به اين روش و در سخت ترين شرايط كشور را اداره نمود .

13- نكته آخر آنكه شگفتي حماسه دوم خرداد در آن بود كه خاتمي توانست با حمايت همه گروههاي چپ موسوم به اصلاحات آراي خاموش جامعه خصوصاً نسل جوان را به ميدان انتخابات بكشاند همانگونه كه تاسف واقعه سوم تير در آن بود كه تكثر نامزدهاي رده دوم اصلاح طلب موجب پراكندگي و تشتت آراء علاقمندان و هواداران اصلاحات گرديد ! اينك موسوي بنابر احساس وظيفه ديني و ملي خود پا به عرصه اين مبارزه خطير گذاشته است در حاليكه رهبر اصلاحات مدني ايران ، خاتمي عزيز ، نيز چنين خواسته است لذا بر همه دلسوزان ايران و انقلاب است كه با حمايت يكپارچه از مهندس موسوي و اجماع حول اين شخصيت ملي و انقلابي حماسه اي ديگر را در 22 خرداد 88 رقم زنند .

نوشته شده در جمعه 1387/12/30ساعت توسط م.س| |

نظر به اهمیت حضور مهندس میر حسین موسوی در عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بیانیه ایشان جهت آگاهی خوانندگان عزیز درج می گردد:

 

بسم الله الرحمن الرحیم


انتخابات ریاست جمهوری كه بزرگترین جشنوارۀ جمهوریت در نظام ماست نزدیك می‌شود. در آستانۀ این رویداد سرنوشت‌ساز جای آن است كه هر جان شیفتۀ عدالت و آزادی و استقلال و توسعه كه به تحقق این آرمان‌ها در چارچوب جمهوری اسلامی فكر می‌كند به وظائف و تعهدات خود از نو بیندیشد و با هدف استقرار یك جامعه ارزشی مبتنی بر آموزه‌های اسلام ناب محمدی (ص) و متكی بر اندیشه‌های حضرت امام خمینی مسئولیت خویش را بازشناسی كند. بر مردم شریف ایران پوشیده نیست كه اینجانب طی ماه‌های گذشته با كمك و همفكری آنان در تكاپوی این جستجو بوده‌ام؛ وضعیت كشور ، انتخاب‌های پیش‌رو ، حوادث ممكن، ظرفیت‌های موجود و بسیاری نكات خرد و كلان دیگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پیشتر رفتم همان دلایل و عواملی كه در وهله‌های گذشته به عدم حضور در صحنۀ انتخابات فرا می‌خواندند بیشتر مرا متقاعد كردند كه این زمان زمانی دیگر است و حضور را ایجاب می‌كند. اینك نه از روی خودپسندی تا ارزش‌ها و ارجمندی‌های همگنان را  نادیده بگیرم، و نه از سر تجاهل تا مشكلات پیش رو را  ناچیز و بضاعت اندكم را كافی از توكل به خداوند بدانم، بلكه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام می‌نمایم.

مستضعفان این مطمئن‌ترین پایگاه برای ارزش‌های برآمده از انقلاب اسلامی و آماده‌ترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول و اصول‌گرایی صبورانه به‌گوشند كه آیا فرزندان مصدرنشین‌شان همچنان به جایگاه عزیز آنان اقرار می‌كنند و بر وظایف تخطی‌ناپذیرشان در حمایت از منافع محرومین اصرار می‌كنند. معنای این انتظار را چگونه لمس كرده‌ است كسی كه نداند در سفره‌های كوچك آنان اولی‌تر از نان اعتنای صادقانه به ارزش‌هایی است كه جان جوانانشان را خرج آن كرده‌اند؟ این اولویتی است كه چشمه‌های بركت را از زمین می‌جوشاند. تنها نمونه‌ای از این جوشش دست‌آوردهای برگشت‌ناپذیر جوانان دانشمند ما در زمینه انرژی هسته‌ای است. اگر سرهای آنان در مقابل اجنبی خم بود و یا احساس می‌كردند كه آزادی گفتن و شنیدن و انتخاب كردن ندارند هرگز چنین جوشش‌هایی از آنان سر نمی‌زد. ما این كامیابی‌ها را با هزینه‌ كردن بودجه‌های نجومی به دست نیاورده‌ایم، بلكه ارزش‌ها هستند كه چنین میوه داده‌اند و بركت آفریده‌اند.

به‌ویژه جا دارد كه ارزش آزادی در این عصر مورد توجه چندین‌باره قرار گیرد. این آرمانی است كه خرازی‌ها و باقری‌ها و باكري ها در پای آن جان داده‌اند، زیرا اگر آنان و یارانشان نمی‌ایستادند از جمله نخستین نعمت‌هایی كه از ما سلب می‌شد آزادی بود. ما را چه می‌شود كه به كمترین بهانه خانۀ آرزوهای همت را خراب می‌كنیم تا به جایش برج‌هایی از جاه‌طلبی خود بسازیم؟ بايد بدانيم كه گشودگي در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز كوشش براي يافتن راه حل هايي  كه به نيرومند شدن اقتصاد كشور بيانجامد ، فضاي كسب و كار را رونق دهد و از  نيروهاي مولد و توليد ملي حمايت همه جانبه كند از اهميت نخواهد انداخت.

شاید كسانی تصور كنند عجله برای عملی كردن چنین نیت خیری استفاده از هر شیوه‌ای را مباح می‌كند، ولو این كه شامل قانون‌شكنی‌های گسترده باشد . این کار صرفا نقض عهد با ملت نیست بلکه انکار خرد جمعی است. اینجانب صراحتا اعلام خطر می‌كنم كه تداوم چنین رویه‌ای به آشفتگی‌های لاعلاج در نظام مدیریتی منجر می‌شود، تا جائی که یک روز در كشور سنگی بر روی سنگ نماند. آیا فرصت هايي که تبعیت از قانون در اختیار قرار می‌دهد پیش از این  مستهلک شده است که دست به این بازی خطرناک می‌زنیم؟ قانون اساسی ما برای رسیدن به همین اهداف دارای ظرفیت‌های عظیمی است كه همچنان می‌توانند به فعلیت برسند. به ویژه راهبردهای ارزشمندی كه اصل‌های 43 و 44 از این میثاق ملی را شكل داده‌اند نیاز به توجه بيش از پيش دارند و ما موظفیم منابع كمیاب موجود را با تخصیص حداكثری در جهت تحقق هرچه كاملتر آنها به كار بندیم و از هدر دادن اين منابع در خدمت منافع كوتاه مدت و اغراض سياسي كم بها جلوگيري كنيم.

اینجانب ادعا نمی‌كنم كه اهداف پیش رو  به صرف انتخاب یك شخص قابل دستیابی است، بلكه خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاست‌ها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تكیه بر ارزش‌های بنیادین زائیده از آن در سطح عموم است كه می‌تواند ضامن چنین تحولی باشد. حتی در آن صورت نیز نباید منتظر معجزه بود. به ياد داشته باشيم كه يك قدم پيشرفت كه واقعا محقق شود بر آرزوهاي درازي كه جامه‌ی عمل نمي پوشند برتري دارد.

به زودی شور مبارزات انتخاباتی فراگیر می‌شود و درحرارت آن هر شخص و گروه جرعه‌هایی از آنچه كه هست را به مردم می‌چشاند و نمونه‌ای از  دولتی كه برقرار خواهد كرد را در معرض دیدگان بینا قرار می‌دهد. شاید نتوان یك انتخابات جدی را در فضایی خالی از خرده‌گیری، به ویژه نسبت به دولتی كه حاكم است در نظر آورد. با این همه لازم است كه احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد.

در جریان فعالیت‌های انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تكثیر عكس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی كه ممكن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم كه به این خواسته‌ی خدمتگزار خود توجه كنند. از نظر من نوشته سادۀ یك شهروند علاقمند به سرنوشت كشور در پشت شیشه‌ی مغازه‌اش دلنشین‌ترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است. این نه بدان معناست كه استفاده از تصوير را الزاما مسرفانه و یا فریبكارانه بدانم، بلكه می‌خواهم از كارهایی كه شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیده‌ام، و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اكیدترین وجهی پیشگیری كنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق حضور و نشاط مردم را در صحنۀ انتخابات خدشه‌دار می‌كند. چنانچه نام اینجانب در معرض اسائه قرار بگیرد انتظار از علاقمندان و حامیان سكوت است، چه رسد به آن كه خدای‌ناكرده خود مرتكب هتك حرمت و بی‌ادبی نسبت به كسی شوند و نوشته یا گفتۀ ناحقی را اشاعه دهند. علاقمندان مطمئن باشند اگر مواردی رخ دهد كه بر حسب موازین اخلاقی و قانونی نیاز به پیگیری داشته باشد ستاد به وظیفۀ خود در این زمینه عمل می‌كند. همچنین از همۀ عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچ‌وجه از امكانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نكنند.

و سرانجام وحدت؛ حل مسائل بزرگ نه فقط نیاز به همفكری همه اندیشه‌ها و گفتمان‌ها ، كه به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند كشور نیز نیازمند است. امیدوارم با پختگی و حكمتی كه در دلسوزان وجود دارد بتوانیم سرانجام به این هر دو ضرورت پاسخی درخور بدهیم.

برای مردم ایران آرزوی بهروزی می‌كنم و از ایزد منان تقاضا دارم به بهترین وعده‌هایی كه به برترین بندگان خویش داده است در مورد این ملت بزرگوار وفا كند، كه پیامبرانش گفته‌اند: فمن تبعنی فانه منی.

 
میر حسین موسوی
 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/21ساعت توسط م.س| |

نحوه برخورد دولت نهم با مجلس یکی از مشکلات عمده قوه مقننه در سالهای اخیر بوده است . مجلس هفتم به دلیل فقدان تجربه مدیریتی در دوره همگرائی جناحی قوا ، کارائی و اقتدار لازم جهت پاسخگوئی به خواسته ها ، تمایلات و برخورد با برخی رفتارهای غیرقانونی دولت را شاید بدلیل ترس از اتهام اخلال در کار دولت عدالت ورز و خدمتگزار از خود بروز و ظهور نداد ، نتیجه آن شد که مردم در انتخابات مجلس هشتم تخطی مجلس از وظایفش را به شکل ملموسی پاسخ دادند تا آنجا که این هشدار مردم به اصولگرایان تاثیر خود را در انتخاب هیئت رئیسه مجلس هشتم نیز نشان داد .

دولت بدون توجه به جایگاه حقوقی مجلس همچنان تمایل دارد که نمایندگان تایید کننده لوایح و تقدیر کننده رفتار بعضاْ غیرقانونی قوه مجریه باشند ، هیچ نگویند و هیچ نبینند ، دم فرو بندند و نظاره گر باشند ، گوئی مجلس عضوی از دولت است و جایگاهی تشریفاتی دارد ! گزارش اخیر دیوان محاسبات مبنی بر عدم واریز مبلغ کلانی از درآمد نفت به خزانه عمومی کشور در سال ۸۵ موید این است که دولت از ابتدای شروع کار خویش هرگز به دنبال تن دادن به چارچوب قانون و حرکت در مسیری که نمایندگان مردم برای او تعیین می کنند نبوده است ، چرا ؟ دلیل آن را خود میداند !

اما در این میان آنچه لازم است بدان توجه شود اینکه مجلس هشتم بنا دارد به شکل زیرکانه ای در عین احترام به دولت هم کیش خود در مقابل رفتارهای غیر قانونی او نیز ایستادگی و مقاومت نماید چنانکه در جریان خلع وزیر کشور قبلی هیچگونه تعلل و کوتاهی بخرج نداد و اینک نیز با جرات و جسارت اجازه قرائت گزارش دیوان محاسبات را در بحبوحه فشارهای تبلیغات انتخاباتی رقبا داده است . گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در خصوص لایحه هدفمند کردن یارانه ها و تغییر ماهوی لایحه بودجه که منجر به در خواست استرداد لایحه اول از سوی رئیس جمهور گردید حاکی از آن است که مجلس بازی پنهانی را برای حذف قدرت مجازی دولت که در طی سه سال و نیم اخیر با تکیه بر آن خیلی از تصمیمات بی مجوز را عملی کرد آغاز نموده و اگر همچنان به این بازی ادامه دهد نشانگر آن است که پیام اکثریت اصولگرایان برای انتخابات آتی ریاست جمهوری معنائی متفاوت با آنچه طرفداران دولت می پندارند دارد .

نوشته شده در سه شنبه 1387/12/06ساعت توسط م.س| |

آیت الله خامنه ای پس از استعفای دولت مهدوی کنی با رایزنی و مطالعه شرایط و گرایشات سیاسی مجلس اوّل ، مهندس میر حسین موسوی را به عنوان گزینه پیشنهادی برای احراز پست نخست وزیری بمنظور کسب رای اعتماد به مجلس معرفی کرد . موسوی جوانی ۳۷ ساله بود که بنابر توصیه شهید بهشتی تجربه فعّالیت در کمیته سیاسی حزب جمهوری اسلامی ، حضور در شورای انقلاب و سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی همچنین مسئولیت وزارت امور خارجه در کابینه شهیدان رجائی و باهنر و مهدوی کنی را در کارنامه خود داشت . ناگفته نماند که یکی از اختلافات عمده بنی صدر و شهید رجائی موضوع تایید میرحسین موسوی جهت پست وزارت امورخارجه بود که همواره با مخالفت بنی صدر روبرو می شد . دلیل این مخالفت نیز کاملاْ آشکار بود چرا که موسوی در هنگام سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی با درج مقالات بسیار تحلیلگرانه جریان نفاق و خطّ انحراف حاکم بر تفکر بنی صدر را نمایان می ساخت . این روزنامه تنها نشریه ای بود که از خطّ فکری امام (ره) و یاران ایشان همچون شهید مظلوم بهشتی در مقابله با نشریات انحرافی آن روزگار دفاع می نمود . بنی صدر روزنامه ای تحت عنوان "انقلاب اسلامی" و مرکزی بنام "دفتر هماهنگی همکاریهای مردم با رئیس جمهور" تاسیس کرده بود که در واقع پایگاهی برای نشر و بسط و تحکیم افکار و اهداف وی بود .

شروع بکار دولت مهندس موسوی آغاز دوره ای پرتلاش و درخشان در تاریخ مدیریت اجرائی انقلاب است . دولت وی زمانی اداره امور کشور را در دست گرفت که کمتر از سه سال از پیروزی انقلاب و یکسال از شروع جنگ سپری می گشت بعلاوه آنکه دولت های قبل از وی به دلیل شرایط خاصی که به آنها اشاره  شد هیچگاه فرصت برنامه ریزی و تداوم در عرصه مدیریت کشور را نیافته بودند لذا به جرات می توان گفت، کابینه موسوی پایه گذار بسیاری از موفّقیتهای دولت های بعدی است . شرایط خاص دوران جنگ و مبارزه با دشمنان داخلی انقلاب و ضرورت حفظ بسیاری از اسرار نظام همواره مانع از آن شد که دولت مهندس موسوی بتواند به شرح خدمات و بیان فعالیّت ها و دستاوردهای هشت سال تلاش و کوشش بی وقفه خویش بپردازد . کشور در آن شرایط خاص دو نیاز عمده داشت ، اوّل تهیه مایحتاج روزمره مردم ، دوّم تامین نیازهای تسلیحاتی جنگ . تحریم شدید اقتصادی و نظامی ایران و موانع ایجاد شده در منطقه و دنیا خصوصاْ در مسیر صادرات نفت که تنها نقطه اتکاء اقتصاد ایران در آن هنگام بود بسیاری از مشکلات ناخواسته را فراروی دولت قرار داد اما حمایت امام (ره) از یکسو و حضور پرشور مردم از سوی دیگر توانست قدرت کارائی و برنامه ریزی دولت را تا حدّ شایسته ای ارتقاء دهد . شرایط ابتدای انقلاب باعث گردیده بود بسیاری از صنایع در حالت تعطیل و یا نیمه فعّال باشند ، تقریباْ تمامی نیازها می بایست از بیرون مرزها تامین می شد ، ایده و تفکر سرمایه گذاری در کشور به دلیل وجود جنگ کاملاْ منتفی و غیرممکن بود ، نیروی جوان مملکت که عامل اصلی پویائی و تحرّک جامعه محسوب می شود عملاْ درگیر جبهه و جنگ بود ، دانشگاه ها که موتور محرّک پیشرفت و توسعه کشور است یا در خدمت جنگ بود و یا بدلیل کمبود منابع مالی زمینه فعاّلیت لازم را نداشت ، برقراری روابط دیپلماتیک با بسیاری از دولت ها میسّر نبود و تنها برخی کشورهای حوزه آفریقا و آسیا روابط حسنه با ایران برقرار کرده بودند اما علیرغم همه این مشکلات دولت مهندس موسوی در اداره امور کشور موفق بود . متاسفانه ایرادی را که امروز تحت عنوان علاقمندی مهندس موسوی به اقتصاد دولتی بر وی وارد می نمایند جفای به آن دولت است چرا که اساساْ در آن هنگام به دلیل ضرورت های بایسته ای که ناشی از اقتضاعات زمان بود راهی جز اعتماد و واگذاری تمامی امور به دولت ، پیش روی تصمیم گیران و گردانندگان نظام قرار نداد .  

یکی از مهمترین اقدامات مسئولان نظام که به تایید حضرت امام (ره) نیز رسید تشکیل وزارت اطلاّعات در اوائل دولت مهندس موسوی بود . اعمال ناجوانمردانه منافقین در ترور شخصیّت های انقلاب و حتی مردم عادی کوچه و خیابان همچنین موج شدید ناامنی و فضای رعب و وحشت ایجاد شده ناشی از ربودن هواپیماهای مسافربری توسط آنان و مهم تر از همه گسیل جاسوسان و نیروهای خرابکار از سوی رژیم عراق به داخل کشور باعث آن شد که مجلس اوّل با کسب اجازه از رهبر فقید انقلاب نسبت به تصویب طرح تشکیل وزارت اطلاعات با هدف تامین امنیت داخلی کشور اقدام نماید . حجت الاسلام محمدی ری شهری اولین وزیر اطلاّعات جمهوری اسلامی بود که انصافاْ توانست در طی مدت کوتاهی از هنگام شکل گیری این نهاد احساس امنیت عمومی را در شرایط آن روز به طرز محسوسی بهبود و نگرانیهای اجتماعی را به میزان قابل ملاحظه ای مرتفع نماید .

سالهای ۶۴ - ۶۰ به دلیل همسوئی وهمدلی مسئولان نظام یکی از موفّق ترین دوره های مدیریت کشورپس از پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین تاریخ جنگ تحمیلی بود . پیروزی های موثر در جبهه ها و نقطه عطف آن آزاد سازی خرمشهر از چنگال دشمن غداّر بعثی در سال ۶۱ تنها مرهون تلاش بی وقفه و شبانه روزی تمام مسئولان و اعتماد مردم و نیروهای رزمنده به آنان بود . موج حمایت ها و گسیل پی در پی نیروهای مردمی به جبهه های نبرد یکی از بهترین جلوه های ماندگار دفاع مقدس بود که همواره توازن قوا را به نفع ایران در مقابله با  اشغالگران تغییر می داد و به همین دلیل دشمن تصمیم به حملات هوائی و بمباران شهرها حتی دورترین نقاط از خط مقدم جنگ گرفت تا شاید به زعم خویش بتواند مردم را از ادامه دفاع خسته و ناتوان و عقبه جبهه ها که نقش اصلی را در تدارک و پشتیبانی جنگ  داشتند از پای درآورد اما هرگز نتوانست به نیّت پلید خود دست یابد .  

نیمه سال ۶۴ اولین دوره ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای با موفّقیت پایان یافت و ایشان برای بار دوّم با رای قاطع مردم به عنوان چهارمین رئیس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شدند . اقبال دوباره مردم به تنها نامزد روحانی انتخابات  نشان از اعتماد و رضایت آنان در آن دوره خطیر داشت . تجربه موفق حضور روحانیت در راس مدیریت اجرائی کشور که تا قبل از ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای به دلیل مخالفت حضرت امام (ره) تنها در حوزه های قضائی ، نظارتی و قانونگذاری نظیر شورای عالی قضائی ، شورای نگهبان و مجلس امکان حضور یافته بودند توانست تا سالهای سال تداوم بخش حضور آنان نه تنها در راس قوه مجریه بلکه بسیاری از وزارتخانه های کلیدی دولت نظیر وزارت کشور و اطلاّعات باشد .

دوره دوّم ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای مقارن بود با دومّین دوره مجلس شورای اسلامی که تنها یک سال از تشکیل آن می گذشت . اندکی تغییر در طیف افراد انتخاب شده در این دوره مجلس به چشم می خورد . به عنوان نمونه هیچ یک از افراد متعلق به نهضت آزادی جزء منتخبین نبودند و در واقع از همین مقطع زمانی ، انقطاع طیف مزبور که تنها مخالفین داخلی سیاست های دولت و نظام محسوب می شدند از بدنه حکومت آغاز گردید . ریاست مجلس همچنان در اختیار شخصّیت مقتدر و صاحب نفوذی چون حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی بود . او اینک نه تنها در مجلس بلکه در بسیاری از حوزه های سیاسی و نظامی کشور صاحب رای و نظر بود . انتخاب وی بعنوان امام جمعه موقت تهران که در واقع کمک و همکار آیت الله خامنه ای در این سنگر سیاسی عبادی محسوب می شد و خطبه های پرشوری که در بحبوحه جنگ و بعضاْ قبل از شروع عملّیات نظامی ایران ایراد می کرد توانسته بود از او چهره ای موثر و تصمیم ساز در عرصه سیاسی ایران بسازد ، گرچه از همان هنگامی که در شورای انقلاب حضور داشت و حکم نخست وزیری مرحوم بازرگان را در محضر امام (ره ) و یک هفته پیش از پیروزی انقلاب اسلامی قرائت کرد نشان داد که وی یکی از چهره های مطرح و مورد وثوق رهبر فقید انقلاب است .

آیت الله خامنه ای در دوره دوم ریاست جمهوری علیرغم تصمیم خود برای انتخاب علی اکبر ولایتی به عنوان نامزد پست نخست وزیری به دلیل علاقمندی حضرت امام (ره) به تداوم کار مهندس موسوی مجدداْ نامبرده را جهت اخذ رای اعتماد به مجلس دوّم معرفی نمودند . ولایتی از اعضای حزب جمهوری اسلامی و نماینده اولین دوره مجلس از حوزه انتخابیه تهران بود که در سال ۶۰ پس از انتخاب میر حسین موسوی به عنوان نخست وزیر، جایگزین وی در منصب وزارت امور خارجه گردید . دوره دوّم ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای و نخست وزیری مهندس موسوی مصادف با تحولاّت و رخدادهای سرنوشت سازی در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران بود . ( ادامه دارد ) 

نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت توسط م.س| |

اکنون تجربه سه دوره انتخابات در سه دهه گذشته پیش روی ماست . نحوه رفتار و انتخاب مردم و میزان حضور آنان در عرصه ، پیام گویا و مهمی است که همواره مبین نوع نگاه و دیدگاه عمومی جامعه در برخورد با مسائل سیاسی حکومت و کشور می باشد . فقدان تجربه دمکراسی از یکسو و نبود احزاب مردمی از سوی دیگر باعث آن شده است که در هر دوره مردم با نگاهی آمیخته از احساسات دینی و بعضاْ تعصبّات جناحی و گروهی نسبت به انتخاب شخص یا اشخاص اقدام نمایند .

اولین دوره انتخابات ریاست جهموری در سال ۵۸ دقیقاْ یکسال پس از پیروزی انقلاب اسلامی همچنین تایید قانون اساسی از سوی ملت ایران ، برگزار گردید . تنها حزب مطرح در آن هنگام حزب جمهوری اسلامی بود که به ابتکار چند تن از روحانیون سرشناس و تایید حضرت امام (ره) تاسیس شده بود . حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران نیز دو قطب موثر در صحنه انقلاب و تصمیم گیریهای سیاسی کشور بودند . در آن هنگام بسیاری از شخصیتّهای سیاسی نظیر مرحوم داریوش فروهر ، مرحوم کاظم سامی ، مرحوم صادق قطب زاده و چهره های سرشناس دیگر همچون دکتر حسن حبیبی ، جلال الدین فارسی ، دریادار احمد مدنی و ابوالحسن بنی صدر جزء کاندیداهای ریاست جمهوری بودند . کاندیدای مورد تایید حزب جمهوری اسلامی و حوزه علمیه قم جلال الّدین فارسی بود که پیش بینی می شد تقریباْ رای اکثریت مردم را بدست آورد اما ایراد وارده مبنی بر افغانی بودن پدر آقای فارسی از سوی شیخ علی تهرانی که آن زمان جزء روحانیون سرشناس بود ،توانست جلال الّدین فارسی را بطور قانونی از صحنه رقابت حذف کند ! در این شرایط حزب جمهوری اسلامی و حوزه علمیه قم دکتر حسن حبیبی را به عنوان کاندیدای جایگزین به مردم معرفی نمودند در حالیکه جامعه روحانیّت مبارز تهران و شخصیتهائی نظیر مرحوم آیت الله پسندیده ( برادر حضرت امام ) و مرحوم حجت الاسلام اشراقی (داماد حضرت امام ) از بنی صدر حمایت کردند که تاثیر بسیار زیادی در میزان گرایش رای و نظر مردم به نفع ابوالحسن بنی صدر بعنوان برنده این دوره از انتخابات داشت . 

بنی صدر شخصیتّی سیاسی با مدرک دکترای اقتصاد و تحصیلکرده غرب بود که در دوران حضور حضرت امام (ره) در فرانسه با طیف انقلابیون همکاری می کرد و همراه ایشان وارد ایران شد . از ابتدای ورود به ایران در شورای انقلاب و در مقاطع کوتاهی پس از دولت موقت وزیر امور خارجه و اقتصاد و دارائی بود . در مجلس خبرگان قانون اساسی نیز حضور داشت که بدلیل طرح برخی آراء و اندیشه های خاص خصوصاْ در بحث گنجاندن نظریه "ولایت فقیه" در قانون اساسی مجادلاتی را با برخی شخصیتّهای سیاسی و روحانی دیگر نظیر شهید بهشتی ، شهید هاشمی نژاد و شهید آیت بوجود آورد . همین گونه بحث ها و سخنرانی ها و مقالات او در روزنامه های آن دوره از وی شخصیتّی پرتلاش ، اهل نظر و کارآمد در نزد مردم جلوه گر نمود، در نتیجه او توانست با اندک تلاشی در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری رای آحاد مردم را جلب نماید و آنگونه که خود در پاریس و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی گفته بود اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران شود . با شروع بکار بنی صدر در بهمن ۵۸ دوره ای پر تلاطم در تاریخ انقلاب اسلامی آغاز گردید . کشمکش او با شورای انقلاب و مجلس اول بر سر انتخاب نخست وزیر از مهمترین مشکلات این دوره محسوب می شد . تاکید طیف اکثریت اعضاء شورای انقلاب و مجلس اوّل بر انتخاب شخصیتّی مکتبی و انقلابی برای این مسئولیت و مخالفتهای بنی صدر با گزینه های مدنظر آنان یکی از پیچیده ترین معضلات کشور را در این دوره پدید آورد .حضرت امام (ره) نیز سعی می نمودند تا در این جریان دخالت مستقیم ننمایند و حتی یکبار که بنی صدر ،مرحوم حجت الاسلام سیّد احمد خمینی را بعنوان گزینه پیشنهادی خود برای پست نخست وزیری معرفی کرد با مخالفت شدید امام روبرو گردید . سرانجام با فشار نیروهای انقلاب بنی صدر به پذیرش شهید رجائی بعنوان دومّین نخست وزیر بعد از انقلاب تن داد گرچه در فردای روز نخست وزیری او رسماْ از خود سلب مسئولیت نمود. شهید رجائی با شعار "مقلّد امام ، فرزند مجلس و برادر رئیس جمهور" نطق معرفی و بیان برنامه های خویش را در مجلس اول ایراد کرد و در راه تحقّق آرمانهای خود سختی های بسیار دید تا جائی که حتی بنی صدر او را متهم به بیسوادی می کرد اما حضرت امام (ره) در دفاع از ایشان فرمودند: آقای رجائی عقلش از علمش بیشتر است . آغاز جنگ در ۳۱ شهریور ۵۹ معضل بزرگ دیگری بود که در بحبوحه اختلافات ابتدای انقلاب گریبانگیر کشورشد . عدم آمادگی دفاعی ایران بدلیل وضعیت نابسامان ارتش و عدم شکل گیری کامل نیروهای مردمی نظیر سپاه و بسیج شرایطی را ایجاد کرد که دشمن بعثی عراق توانست طی روزها و ماههای اولیه تجاوز بخش عظیمی از خاک ایران را اشغال نماید . متاسفانه از هنگام آغاز جنگ تا زمان عزل بنی صدر از ریاست جمهوری در خرداد ۶۰ ضربات سنگینی در جبهه های جنگ بر پیکره کشور وارد شد ، خصوصاْ آنکه بعد از برکناری بنی صدر، دشمنان داخلی انقلاب  دست به اسلحه برده و موج ترورهای روزمره نیروهای مردمی و یاران امام (ره) را آغاز نمودند که فاجعه ۷تیر و شهادت ۷۲ شخصیتّ سیاسی از دولت ، مجلس و قوه قضائیه بزرگترین نمود آن بود و همین امر توانسته بود روحیه مردم و نیروهای رزمنده را تا حدّ زیادی تضعیف نماید . دوره مسئولیت بنی صدر اگر چه کوتاه بود اما نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی محسوب می شود چرا که درهمین مدّت  بسیاری از جریانات راست و چپ که ادعای مردمی بودن و مبارزه می کردند اما در عمل راه دیگری را می رفتند کاملاْ شناسائی و طرد شدند .

با فاصله کوتاهی از هنگام خلع اولین رئیس جمهور ،انتخابات دومّین دوره ریاست جمهوری برگزار و شهید محمّد علی رجائی در مرداد ۶۰ به عنوان رئیس جمهور دوم سوگند یاد کرد . شهید رجائی به دلیل عملکرد بسیار صادقانه اش در دوره نخست وزیری با رای بالای مردم  انتخاب گردید . او بلافاصله شهید محمّد جواد باهنر را که یکی از شخصیتّهای روحانی تاثیر گذار در انقلاب بود به عنوان سومّین نخست وزیر جمهوری اسلامی به مجلس اوّل معرفی نمود . دوره مسئولیت این دو شهید ۳۳ روز بیشتر تداوم نیافت و هر دوی آنان در ۸ شهریور ۶۰ در فاجعه انفجار نخست وزیری به شهادت رسیدند .

به فرمان حضرت امام (ره) آیت الله محمّدرضا مهدوی کنی بعنوان چهارمین نخست وزیر کابینه خود را به مجلس اوّل معرفی و زمام مسئولیت کشور را در آن شرایط بحرانی در دست گرفت . انتخابات سومین دوره ریاست جمهوری توسط دولت ایشان و در مهرماه همان سال برگزار گردید . اجازه حضرت امام (ره) به روحانیون برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری تصمیم بدیع و شگرفی بود که منجر به تحولات بعدی در شیوه مدیریت کشور انقلابی و در حال جنگ ایران شد .

آنگونه که قبلاْ نیز یادآوری نمودم نوع نگاه مردم به انتخابات و تصمیم آنان به انتخاب افراد در این دوران ، برگرفته از تعهّد آنان به نظام اسلامی و تقیّد به مبانی دینی و تبعیّت از رهنمودهای حضرت امام (ره ) بود لذا در این دوره از انتخابات نیز با حضور گسترده و رای بسیار بالا حضرت آیت الله خامنه ای ، امام جمعه تهران را بعنوان سومّین رئیس جمهوری اسلامی ایران برگزیدند . اقبال مردم به انتخاب شخصّیتی روحانی در مسند عالی ترین مقام بعد از رهبری حکایت از اعتماد وسیع مردم به روحانیّت در سخت ترین شرایط کشور داشت .(ادامه دارد)

  

 

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/22ساعت توسط م.س| |