پس از گذشت بیش از یک ماه کشمکش و جدال لفظی میان شخصیت های سیاسی و مذهبی بر سر دیدگاه های مطرح شده از سوی معاون گردشگری رئیس جمهور که در حمایت از دوستی و رفاقت با مردم اسرائیل بیان شده بود سرانجام سخنان عالی ترین مقام کشور در رّد این دیدگاه آبی بود که بر آتش التهاب برخاسته از این اشتباه ریخته شد !
تعبیر رهبر انقلاب از این موضوع " مسئله کوچک و بی اهمیت " بود ، اما اینکه چرا چنین موضوع بی اهمیتی می تواند یکباره فضای سیاسی کشور را ملتهب و درگیر خود سازد نکته ای است که باید بدان پرداخته شود .
رقابت میان جریان ها و جناح های سیاسی کشور در یک دهه اخیر از شدّت و حدّت خاصی برخوردار شده است بطوریکه همواره نخبگان و صاحبنظران گروه های سیاسی در مقاطع مختلف بنابر مقتضیات زمان، نظیر انتخابات مجلس و ریاست جمهوری، تلاش نموده اند تا با بیان ضعف ها و ناتوانی های رقیب زمینه جلب و جذب آراء را به نفع خود فراهم سازند .
در این میان آنچه که جای تاسف بسیار دارد اتخاذ شیوه های نادرست و ناشایست رقابت از سوی جناح هاست که بیشتر به سمت تخریب و تهدید امنیت روانی و سیاسی جامعه پیش رفته بگونه ای که در سایه شوم برخی اکاذیب و تهمت ها شخصیت واقعی بعضی از چهره ها و شخصیت های سیاسی گرفتار طوفان بلای بی اعتمادی در نزد مردم گردیده اند .
موضوع اخیر از دو منظر قابل بررسی است ، اول آنکه چرا فردی در شان و مقام معاونت رئیس جمهور مرتکب چنین اشتباه فاحشی می شود ، دوم آنکه چرا افراد و شخصیت های رقیب و در مورد اخیر حتی رفیق به دنبال بزرگنمائی و تخریب چهره فرد عامل هستند ! متاسفانه اصرار و عدم انکار گوینده سخن نسبت به عمل خود همه شخصیتها ی سیاسی و مذهبی را وادار به اصرار بر موضع پی گیرانه خود و درخواست برکناری وی نمود ، چیزی که شاید در این حد شایسته و مستوجب عقوبت نبود !
سخنان رهبری داّل بر غلط بودن موضوع امری نبود که با توجه به سیاست و راهبرد نظام جمهوری اسلامی از ابتدا قابل استنتاج نباشد لذا تاکید و اصرار مداوم شخص گوینده و حتی رئیس جمهور بر تصدیق آن سخنان جای تعجب بسیار دارد ! اینگونه تحریک کردن تعصّبات سیاسی جامعه در شرایط فعلی کشور چندان خوشایند به نظر نمی رسد لذا انتظار می رفت که معاون رئیس جمهور از همان ابتدا نسبت به عذرخواهی و تصحیح سخنان خویش قبل از التهاب سیاسی جامعه اقدام می نمود و راضی نمی شد که برای رفع موضوعی تا این حد بی اهمّیت رهبری نظام از توان و نیروی معنوی خویش بهره جویند .
این روزها داستان دو شاهکار سیاسی مسئولین ما بر روی خروجی بسیاری از رسانه های داخل و خارج کشور قرار گرفت . اولی موضوع ساخت فیلم " اعدام فرعون " یا تکرار صحنه ترور انورسادات رئیس جمهور سابق مصر و دومی ادعای "دوستی میان مردم ایران و اسرائیل" بود !
بدون شک کسانی که در شرایط فعلی داستان زندگی و مرگ سادات را به عنوان سوژه یک فیلم برای خود انتخاب کرده اند اگر بدون حساسیت و وسوسه های تامل بر انگیز سیاسی بوده باشد قطعاْ باید پاسخگوی عمل خام خویش باشند چراکه این اقدام دقیقاْ در راستای تایید و تاکید ادعاهای واهی دشمنان دال بر حمایت ایران از تروریست قرار خواهد گرفت ! اینکه ما در سالهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی و در بحبوحه و گرماگرم روزهای آتشین مبارزه با رژیم سابق در موضع مخالفت با اقدام انورسادات در میزبانی از شاه مخلوع و فراری ایران چه گفتیم و چه نوشتیم و آنگاه که وی در یک اقدام نظامی داخلی و در اعتراض به ماجرای کمپ دیوید و صلح با اسرائیل از سوی افسران ارتش خود هدف آتش قرار گرفت چه موضعی اتخاذ کردیم امریست کاملاْ متفاوت با شرایط روز فعلی جهان ! همگان به یاد داریم که کشور ما چه هزینه ای را به خاطر نامگذاری یکی از خیابان های پایتخت به نام افسر نظامی مصری پرداخت و آنگاه که پس از گذشت سال ها به دنبال احیاء مجدد روابط با کشور بزرگ اسلامی مصر بود چگونه تلاش کرد تا به نحوی آبرومندانه از سایه سنگین آن تصمیم عبور کند ! سوال اساسی اینجاست که اگر این واقعه امروز رخ می داد آیا دولت ایران بلافاصله آن را به عنوان یک عمل تروریستی محکوم نمی نمود ؟ و آیا مگر نماینده ایران در مراسم تشییع و خاکسپاری سادات شرکت نمی کرد ؟ قطعاْ پاسخ هر دو سوال آری است پس چرا خطائی را مرتکب شویم که بهای گزافی برای جبران دوباره آن باید بپردازیم !؟ فیلمسازان ما اگر به دنبال سوژه های جهانی برای مطرح کردن خویشند چه بهتر که در پاسخ فیلم " سیصد " سناریو بنویسند و فیلم بسازند !
و اما اقدام دوم که دقیقاْ متضاد با حرکت قبلی است ادعای دوستی میان مردم ایران و اسرائیل است ! بدون شک ما مردم هیچگاه در دشمنی با هیچ قوم و طایفه و ملتی پیشقدم نبوده ایم اما در دراز کردن دست دوستی به سمت گروه و نه مردمی که بناحق خون زن و کودک عرب فلسطینی و لبنانی را برسنگفرش کوچه و خیابان می ریزند هرگز افتخار نکرده و نخواهیم کرد ! پس چه بهتر که دولتمردان ما در بیانات گاه و بیگاه خویش سوژه به دست رسانه های تبلیغی داخلی و خارجی ندهند که شاید مثلاْ در مقابل فلان تصمیم حاضر به چشم پوشی از شعارهای اساسی یک ملتیم !
