تحلیلی بر رخدادهای روز ایران
متن بیانیهی مهندس موسوی در دفاع از عملکرد دولت دفاع مقدس و
انتقاد از بیاخلاقی رایج و اظهارات محمود احمدینژاد در زیر سوال بردن
دستاوردهای گذشته نظام به این شرح است: "ملت شریف ایران دستاوردهای دهه نخست انقلاب اسلامی نه حاصل تلاشهای یک
دولت، که میراث اندیشه امام خمینی(ره) و محصول سرمایه اجتماعی آن دوران
است و همواره در تاریخ اسلام عزیز و ایران بزرگ میدرخشد. اینجانب پس از
شکست سکوت خود، طی ماههای گذشته بارها بر این واقعیت تأکید کردهام و
اکنون نیز اطمینان دارم کسانی که در پی بیاخلاقی و هوای نفس، قصد انکار
دستاوردهای دهه اول انقلاب را دارند، خود به خوبی میدانند که دروغ بستن و
نادیده گرفتن این دستاوردها انکار راه امام (ره) و انکار جهاد و ایثار ملت
بزرگ ایران است. به گواهی اسناد متعدد و شواهد بیشمار، بنیانگذار کبیر
انقلاب اسلامی تمامی توان خود را برای حمایت از دولت در دوران دفاع مقدس
به کار گرفت؛ در این صورت بر اساس کدام منطق میتوان ملت و دولت آن دوران
را از امام جدا کرد؟! امروز به جایی رسیدهایم که نه رسانههای بیگانه بلکه آقای
احمدینژاد است که برای فرار از پاسخگویی، علاوه بر توسل به اعداد و
ارقام غیرواقعی و پرتناقض درباره عملکرد چهار ساله اخیر، در ایام سالگرد
رحلت امام بزرگوار اقدام به تحریف تاریخ انقلاب میکند و آن دوران را چنان
جلوه میدهد که گویی مخالفان دیرین این نظام از زبان وی سخن میگویند و
بزرگترین بدگوییها درباره دوران امام (ره) از زبان کسی جاری میشود که
خود را سینهچاک ولایت و رهبری میداند، اینجانب تردیدی ندارم که برخی
جریانهای سیاسی امروز - آنچنان که در همان دوران هم بیان میداشتند - از
امام ما دلی پر خون دارند و هرگز وفادار اندیشه و راه او نبوده و نخواهند
بود؛ هرچند در ظاهر ادعای آنان گوش فلک را کَر کرده باشد. اگر ادعاهای تحریفآمیز ارائه شده درباره عملکرد نظام جمهوری
اسلامی در دهه نخست درست باشد؛ آیا نسل امروز نباید از خود بپرسد «چگونه
معمار انقلاب - بنا به اسناد متعدد- آنچنان از دولت وقت حمایت کرده است؟»
اینجانب به همه یاران امام عزیز این ضایعه بزرگ اخلاقی را تسلیت میگویم و
هشدار میدهم، تحریفات انجام گرفته درباره تاریخ انقلاب و عملکرد نظام
جمهوری اسلامی در آن دوران جز از عهده بدخواهان نظام و میهن ما ساخته
نبوده است که اینک در لباسی دیگر رخ می نماید. با این مقدمه تأکید میکنم نه برای دفاع از خود که برای
پاسداشت دستاوردهای حاصل از محنت مردم باید به نکاتی توجه کنیم که در
تاریخ اقتصاد و مدیریت این کشور هرگز تحریف شدنی نیست و در صورت نادیده
گرفتن آنها، اسناد رسمی کشور تحریفگران را به سخره خواهد گرفت. 1- اسناد رسمی منتشره در دوران پس از جنگ نشان میدهد که با
برقراری روابط مبتنی بر اعتماد و صداقت میان دولت و ملت رکورد مشارکت بخش
خصوصی در سرمایهگذاری مولد در سالهای 62 تا 64 تا 15 سال بعد در تاریخ
اقتصاد ایران تکرار نشده است. 2- به گواهی اسناد منتشره سازمان برنامه سابق، میزان
بهرهوری کل عوامل تولید در ایران طی دوره جنگ حدوداً 5 برابر بهرهوری کل
عوامل تولید در طول سالهای برنامه اول و دوم بوده است. 3- در سال 1364 نرخ تورم در اقتصاد ایران به زیر 7 درصد
رسیده و این رکورد از 1353 تا به امروز به قوت خود باقی مانده است و تنها
در سالهای پایانی و به دنبال افت قیمت نفت نزدیک به 7 دلار در هر بشکه و
اوجگیری بمباران تأسیسات اقتصادی کشور است که سطح تورم به سطح سالهای
اخیر میرسد، در حالی که امروز هم در شرایط صلح هستیم و هم اوج قیمت نفت
را تجربه کردهایم. 4- گزارش پیوست برنامه اول توسعه اذعان میکند؛ مجموع
هزینههای حاکمیتی و تصدیگری دولت به تولید ناخالص داخلی در پایان دولت
اینجانب نسبت به سال 56 با 23 درصد کاهش به 40 درصد میرسد؛ در حالی که
این نسبت از سال 1371 تا به امروز هرگز از 65 درصد پایینتر نیامده است.
به بیان دیگر، در دوران بعد از جنگ حدود 30 درصد به میزان مداخله دولت در
اقتصاد ایران افزوده شده است و نقطه اوج آن هم متعلق به سالهای اخیر است. 5- آقای احمدی نژاد در حالی هزینه جنگ را تنها 14 درصد
توصیف میکند که در سال 1365 دولت با قریب هفت و نیم میلیارد دلار درآمد
نفتی کشور را اداره کرد که حدود 3 میلیارد دلار آن هزینه مستقیم ارزی جنگ
بود؛ علاوه بر این، به طور غیر مستقیم بخش قابل توجهی از بودجه ارزی و
ریالی باقیمانده و قسمت اعظم امکانات انسانی و فیزیکی دولت نیز به تقویت
جبهههای جنگ تحمیلی اختصاص مییافت. حال آن که به عنوان نمونه دولت تنها
در سال گذشته از 80 میلیارد دلار درآمد ارزی برخوردار بوده است. 6- انضباط مالی دولت، مدیریت بحران، توزیع مناسب اقلام مورد
نیاز مردم، جلوگیری از واردات کالاهای مصرفی، در کنار الگوی زندگی مومنانه
و روحیه ایثارملی در آن دوران موجب شد گرانی، قحطی، فقر و حجم دولت به جای
افزایش، کاهش یابد که البته این دستاورد هرگز بدون حضور بینظیر مردم و
رابطه تفاهمآمیز و مبتنی بر اعتماد متقابل دولت- ملت دستیافتنی نبود. این در حالی است که در اغلب جنگهای فرسایشی مشابه، کشورهای درگیر شاهد اوجگیری شاخصهای پیش گفته بودهاند. 7- در حالی که آقای احمدینژاد سرمایهگذاری صنعتی و عمرانی
را در این دوران حدود صفر توصیف میکند، در طول جنگ به طرحهای زیربنایی
همچون فولاد مبارکه، مس سرچشمه، راهآهن بافق- بندرعباس، فولاد اهواز و...
اولویتی هموزن تأمین سلاح و مهمات برای جبههها داده و در هیأت ویژهای
تحت نظر نخستوزیر به طور مستمر پیشرفت آنها پیگیری میشود؛ چنانکه بخش
عمده اکثر طرحهایی که در دولت بعد به بهرهبرداری میرسد؛ قبل از پایان
دولت چهارم به نتیجه رسیده بودند. 8- در سال 1361 رشد تولید ناخالص داخلی کشور به 6/12 درصد
رسید. این نرخ از سال 1356 تاکنون به مثابه یک رکورد دستنیافتنی همچنان
به قوت خود باقی مانده است. این در حالی است که در دولت نهم با صرف نزدیک
به سه برابر تخصیص منابع ارزی بیشتر، دستیابی به میانگین رشد 8 درصد
پیشبینی شده در قانون برنامه چهارم غیرممکن بوده است. 9- بزرگترین افتخار دولت در دوران دفاع مقدس آن است که با
تلاش و همراهی ملت این امکان را پیدا کرد تا ضمن توجه به زیرساختهای
فیزیکی و تمرکز آن بر مناطق روستایی محروم کشور، شرایطی را به وجود آورد
که میزان افزایش راههای روستایی و پروژههای برق رسانی و آبرسانی به
نقاط دورافتاده ، 10 برابر شود؛ این افتخار به تنهایی برای یک دولت کافی
است و به نظر میرسد تا سالیان سال تکرارناشدنی باشد. اما نقطه اوج دولت
امام(ره) در اتخاذ سیاستهای راهگشا، توسعهگرا و آیندهنگر آن است که سهم
امور اجتماعی به کل امور هزینهای بودجه دولت از 4 /18 درصد در طول
سالهای 1352 تا 1357 به میانگین 5/39 درصد در سالهای دفاع مقدس رسیده
است. معنای این جهتگیری آن است که بیسابقهترین سرمایهگذاری برای
ولینعمتان دولت، یعنی ملت شریف ایران صورت پذیرفته است. جهش سهم امور
اجتماعی به کل امور هزینهای دولت در شرایط جنگی به معنای زیربنا دانستن
انسانها و کرامت انسانی است و حکایت از بالاترین میزان اهتمام به ارتقاء
کیفیت و کمیت خدمات آموزشی و بهداشتی در این دوره دارد. در این دوره است
که ساختار اصلی شبکه بهداشتی - درمانی کشور شکل گرفت و بیسابقهترین
طرحهای توسعه ایمنسازی آحاد ملت به منظور کنترل بیماریهای عفونی در
دستور کار قرار گرفت و نتایج آن از سال 1357 تا پایان جنگ تحمیلی در سال
1367 در قالب افزایش امید به زندگی در بدو تولد ایرانیان از 2/51 سال به
6/61 سال، کاهش نرخ مرگ و میر کودکان زیر پنج سال از حدود 140 مورد در
هزار نفر به 68 مورد، کاهش نرخ مرگ و میر کودکان زیر یک سال از یکصد مورد
از هر یکهزار تولد زنده به 53 مورد، کاهش نرخ مرگ و میر مادران در هر یکصد
هزار زایمان از 220 مورد به 8/56، افزایش نرخ باسوادی بزرگسالان از 8/41
درصد به 6/61 درصد، کاهش جمعیت زیر خط فقر نسبی از 45 درصد به 25 درصد و
... نمود یافته است. آری در دورانی که صداقت و شفافیت محور اصلی تنظیم روابط میان
دولت و ملت بود و کوچکترین خدشهای به آمارهای رسمی منتشره وارد نبود و
دولتمردان خلافگویی و دروغپردازی را گناهی نابخشودنی به حساب میآوردند،
شاخص توسعه انسانی علیرغم همه شرایط محدودکننده - از جنگ تحمیلی گرفته تا
فتنه گروههای از خدا بیخبر و تروریست و از تحریمهای گسترده خارجی تا به
آتش کشیده شدن مزارع و به اعتصاب کشاندن کارخانجات توسط گروههای برانداز-
شاخص توسعه انسانی از 566/0 در سال 1358 به 646/0 در سال 1367 رسید. این
در حالی است که در دوره 20 ساله قبل از انقلاب علیرغم همه حمایتهای
بینالمللی از رژیم پهلوی، تغییرات شاخص مزبور به اندازه فاصله 562/0 تا
566/0 بوده است. اگر امروز نیز مشاهده میشود که با صرف چندین برابر منابع
مادی و انسانی طی چهار ساله گذشته، دستیابی به حداقلهای مندرج در قانون
برنامه پنجساله چهارم تا این حد دشوار می نماید و رتبه ایران در میان
کشورهای منطقه علیرغم الزامات سند چشمانداز در زمینههایی چون؛ بالاترین
نرخ تورم، بیشترین میزان فساد مالی و بیشترین کسادی در فضای کسب و کار،
اول شده؛ ناشی از آن است که بیصداقتی، خلافگویی، پروندهسازی و هتک حریم
دیگران، جای اعتماد و تفاهم میان دولت و ملت را گرفته است آنها که اکنون و
پس از 4 سال حکمرانی باید به ملت توضیح دهند چرا کشور با 54 پله سقوط در
رتبهبندی جهانی، یکی از بدترینها به لحاظ فساد مالی دولتی محسوب میشود؛
از موضع فرار به جلو و با ژست طلبکارانه مسوولان سالهای پیش از خود را
همچنان آماج پرسشهای عوامفریبانه میکنند گویی خود و اطرافیانشان در این
بین هیچ نقشی نداشتهاند!! در
این زمینه یکی از مشاوران ارشد مهندس موسوی گفت : این مناظره زنده از نظر
کارشناسان مهم ترین مناظره این دوره از انتخابات خواهد بود و با توجه به
سیل انتقادات اصلاح طلبان و دلسوزان نظام از عملکرد دولت نهم ، قرار است
مهندس موسوی با قاطعیت هر چه تمام تر ضمن بیان نقطه نظرات و برنامه های
خود برای بازگرداندن کشور به مسیر عقلانیت و کار کارشناسی ، عملکرد دولت
را به چالش بکشد . وی با اشاره به اینکه این روزها رییس و حامیان
دولت نهم جنگ روانی گسترده ای را برای تحت تاثیر قرار دادن این مناظره به
راه انداخته اند دلیل این امر را نگرانی عمیق حامیان دولت از موج اجتماعی
حمایت از مهندس موسوی در سراسر کشور و امکان انتقال ناکارآمدی دولت نهم به
جامعه در یک برنامه زنده آن هم از سوی میر حسین عنوان کرد .
اينك كه به خواست خداوند و اراده سبز شما، امواج اميدواري گوشهگوشه ايران
بزرگ را فرا گرفته و صبح پيروزي بيش از پيش نزديك مينمايد، اخباري
نگرانكننده از برخي تحركات و برنامهريزيهاي محفلي به گوش ميرسد كه
ضرورت هوشياري كامل شما را افزون ميسازد. اگر جزو افرادی هستید که از
شرایط چهار سال اخیر ناراضیاید و میدانید پشت پرده تبلیغات پرطمطراق و
اغراقآمیز واقعاً چه اتفاقاتی افتاده؛ لطفاً هفت توصیه زیر را بخوانید و
در حد امکان به آن عمل کنید. یادتان نرود که اگر شما از حقیقت مطلعید و
میدانید که وضعیت اقتصادی، سیاسی و بینالمللی ایران از کجا به کجا
رسیده؛ مسئولیتی سنگین در قبال سرنوشت خود، کشور خود و مردم هموطن خود
دارید. روزنامه نیویورک تایمز سفر اخیر مهندس میر حسین موسوی به تبریز
را مورد توجه قرار داده و گزارشی در این باره منتشر کرده است. سیدمحمد خاتمی در دستنوشتهای برای موج سومیها و
به منظور درج در یکی از پوسترهای تبلیغاتی آورد: پیروزی مهندس موسوی را
پیروزی خود و همه کسانی میدانم که دوم خرداد را آفریدند. با شرکت «من»،
«تو»، و «ما» به یاری خداوند بیست و دوم خرداد را به دوم خردادی پویاتر و
امروزیتر مبدل میکنیم. متن و تصویر این دستنوشته کوتاه در ادامه میآید:
به نام خدا پیروزی مهندس موسوی، پیروزی ایمان، استقامت و آزادگی است. و من این
پیروزی را پیروزی خود و همه کسانی میدانم که دوم خرداد را آفریدند. با
شرکت «من»، «تو»، و «ما» به یاری خداوند بیست و دوم خرداد را به دوم
خردادی پویاتر و امروزیتر مبدل میکنیم. سیدمحمد خاتمی
میرحسین: اینجانب به همه یاران امام عزیز ضایعه بزرگ اخلاقی را تسلیت میگویم
آری، اینجانب با مشاهده اینچنین مخاطراتی
است که با خدای قادر متعال و ملت بزرگ ایران عهد بستهام که همه
دانستنیها و تجارب خود را در طبق اخلاص گذاشته و همه تلاش خود را همراه
با ملت شریف ایران مصروف نجات کشور و اعتلای جمهوری اسلامی نمایم و در این
راه از خداوند مدد میخواهم تا ملامت ملامتکنندگان و طعنهزنان و
دروغپردازان کوچکترین خللی بر عزم این جانب و اراده استوار مردم به
منظور تغییر این شرایط نگرانکننده ایجاد ننماید.
میرحسین موسوی"
معدود افرادي كه نه علقهاي به جمهوريت نظام دارند و نه به احكام منور
اسلام دلبستهاند، از آنجا كه رقابت قانونمند در برابر اراده شما را
غيرممكن مييابند، در صدد برهم زدن امنيت و آشفته كردن آرامش رواني
جامعهاند تا قطار انتخابات سالم را از مسير خود منحرف كنند. آنان كه به
بقاي كشور و جمهوري اسلامي به گونهاي مشروط باور دارند، ظاهرا از ايجاد
بحرانهايي كه دامنه آنها به انتخابات و ايام حاضر متوقف نخواهد ماند نيز
ابا ندارند.
اطمينان دارم كه مردم و جوانان با هوشمندي، مجال شيطنت را از اين افراد
ميگيرند و از هرگونه تنش كه مطلوب آنان است پرهيز كرده و از دايره رفتاري
كه زيبنده جوان فهيم و با فرهنگ ايراني است، خارج نميشوند.
فرصت تبليغ اثرگذار را نبايد از دست داد، اما در عرصههاي تبليغاتي از
مجادلات بيحاصلي كه به سوي اغتشاش منحرف ميشود اكيدا اجتناب كنيد.
اينجانب، از مسوولان امر انتخابات نيز صميمانه ميخواهم كه با استفاده از
قدرت قانوني خود امكان تحقق اراده مردم مسلمان ايران در انتخابات پيش رو
را در مراحل تبليغات، برگزاري و شمارش آرا فراهم سازند و زمينه پيدايش هر
شبههاي را از ميان ببرند. به اميد برگزاري انتخاباتي پرشور و رقابتي
قانونمند.
ميرحسين موسوي
اول ـ
تمام نظرسنجیها و مطالعات انجام شده نشان میدهد که کلید تغییر شرایط
نابسامان فعلی؛ مشارکت بالای 65 درصد مردم در انتخابات است. هشدار میدهیم
که محافل خاص و کسانی که حاضرند سرنوشت ملک و ملت را قربانی حضور چند روزه
خود در قدرت نمایند؛ تمام توان خود را معطوف به کاهش مشارکت مردم در صحنه
کردهاند. پخش شایعاتی نظیر این که نتایج انتخابات از قبل تعیین شده یا
این که «حتماً» فلان کاندیدا از صندوق در میآید، دقیقاً در همین راستا
یعنی منفعل کردن مردم و نخبگان و منزوی کردن دانشجویان و طبقههای پیشرو
اجتماعی صورت میگیرد.
اگر در سال 1384 استدلال بنیادین هواداران
تحریم انتخابات آن بود که بگذارید «تکلیفشان یکسره شود»؛ تحولات 4 سال
اخیر نشان داد که این استدلال تا چه حد بیپایه و اشتباه است؛ چرا که نه
تکلیف کسی یا چیزی «یکسره» شد و نه حتی کوچکترین اتفاق یا تحولی در راستای
مطالبات مردم رخ داد. تنها نتیجه آن استراتژی غلط (تحریم انتخابات)؛ بر
باد رفتن آبرو و حیثیت و عزت مردم ایران در عرصه جهانی، از بین رفتن فرصت
طلایی نفت 140 دلاری، تورم سرسامآور، رسیدن افرادی گمنام به عرصه قدرت،
رواج عوامفریبی و پوپولیسم، رواج افراطیگری و صدها تجربه تلخ دیگر بود.
به
عنوان توصیه اول از همه شما میخواهیم که به هر نحو ممکن و با هر ابزار
موجود تمام توان خود را معطوف به افزایش شرکت مردم در پای صندوقهای رای
نمایید. فراموش نکنید که مساله اصلی تنها و فقط یک سئوال سه کلمهای است:
«احمدینژاد آری یا نه؟». یادمان نرود که به دلیل اقدامات بیسابقه دولت
نهم از جمله حاتمبخشی و پخش تراول چک و پول؛ تغییر نظرات کسانی که همچنان
از آقای احمدینژاد حمایت میکنند دشوار است. بنابراین؛ توان خود را صرف
یک اقدام بسیار مؤثرتر یعنی تولید رای برای میرحسین موسوی، ترغیب افراد
حاشیهنشین به حضور در پای صندوقها و دادن رای «آری» به میرحسین (یا
حداقل هر نامزدی به غیر از آقای احمدینژاد) کنید. منتظر افراد دیگر
نباشید و از همین امروز شخصاً دست به کار شوید. اطرافیان خود را قانع کنید
که آینده ملت و کشور و حتی نان و سفره آنها وابسته به حضور مردم در پای
صندوقهای رای و «نه» محکم به شرایط فعلی است.
دوم ـ از
همین امروز؛ پوسترهای میرحسین موسوی (یا حتی پوستر آقایان کروبی و محسن
رضایی) را بر شیشههای وسایل نقلیه خود نصب کنید. نیروی انتظامی دو روز
قبل در اقدامی عجیب تعدادی از خودروهایی که پوسترهای میرحسین موسوی را بر
شیشههای خود نصب کرده بودند، توقیف کرد. پس از این اقدام و اعتراضات
شدید رسانههای منتقد که این رفتار را یک اقدام جناحی میدانستند؛
فرماندهان ناجا از جمله سردار احمدی مقدم و سردار محمد رویانیان به صراحت
تاکید کردند که نصب پوستر بر شیشه خودروها را خلاف قوانین راهنمایی و
رانندگی میدانند اما به واحدهای تابعه دستور دادهاند از هرگونه برخورد
با این دست از خودروها اجتناب کنند. سردار رویانیان حتی یادآور شد که
«برای بالا بردن شور انتخاباتی مردم به تمام گشتهای راهنمایی و رانندگی
دستور همکاری داده شده است».
بنابراین مطمئن باشید که نصب پوستر
میرحسین موسوی هزینهای برای شما نخواهد داشت. اما در مقابل باعث ایجاد
موج در جامعه، شناخت بیشتر از میرحسین و تحریک جامعه به حضور در پای
صندوقهای رای خواهد شد. یعنی همان چیزی که میتواند تغییر شرایط موجود را
تضمین کند.
سوّم ـ
رویدادهایی نظیر فضای اجتماعی کشور در آستانه دوم خرداد 1376 نه محصول
فعالیت ستادهای انتخاباتی است و نه محصول عملکرد رسانهها یا بیانیههای
سیاسی احزاب و فعالان اجتماعی. چنین فضایی ناشی از یک جوشش درونی در
اجتماع و غلیان احساسات عمومی است که همبستگی اجتماعی را تقویت میکند و
باعث میشود جامعه برای یک حرکت همگانی به پاخیزد. در چنین فضایی مطمئن
باشید که نقش «فرد» به مراتب بیشتر از نقش احزاب و سازمانهاست.
بنابراین از
همین امروز بپاخیزید. از لحظه لحظه خود برای آگاهی بخشیدن به جامعه و مطلع
کردن مردم از حقایقی که بعضاً پشت پردههای قطور تبلیغات پرطمطراق پنهان
شدهاند، استفاده کنید. در تاکسی، اتوبوس، سینما، سوپرمارکت، محل کار خود
و محافل خانوادگی بحث انتخابات را به میان بکشید و دلایل بحرانهای
اقتصادی کشور طی چهار سال اخیر، تحقیر ایرانیان در عرصه بینالمللی، باند
سالاری و تفاوتهای عظیم برخی شعارها با عملکرد واقعی برخی افراد را توضیح
دهید. مطمئناً این جملات تکراری را بارها خواهید شنید که مگر قبلیها چکار
کردهاند، چه فرقی میکند پای صندوق برویم، نتیجه انتخابات از قبل معلوم
شده است و... اما هنر شما این است که نشان دهید تفاوت کسانی چون خاتمی و
هاشمی و میرحسین موسوی با افرادی چون آقای احمدینژاد از زمین تا آسمان
است. ضمن آن که اصلاً بحث «رای آوردن» فلان شخص یا بهمان شخص نیست؛ بحث
اصلی «رای نیاوردن» کسانی است که مردم ایران را به لبه پرتگاه بردهاند.
لطفاً
سعی کنید طرف مقابل را به لجبازی و موضعگیری نکشانید. برای عقاید او هر
چقدر هم که اشتباه باشد احترام قائل شوید اما با ملایمت و صراحت شرایط
واقعی کشور و وضعیتی که طی چهار سال گذشته به آن رسیدهایم را تشریح کنید.
برای کسانی که فقط و فقط به معیشت و مسایل اقتصادی خود میاندیشند؛
حسابهای سرانگشتی بسیار مؤثر خواهد بود. یادمان نرود که قیمت نفت در دولت
هاشمی 12 دلار، در دولت خاتمی بین 8 تا 20 دلار و در زمان احمدینژاد بیش
از صد دلار بود که به 140 دلار هم رسید. کافی است با ضرب و تقسیم درآمد
نفتی یک سال کشور را به دست آورده و تقسیم بر تعداد جمعیت کشور کنیم
تا اثبات شود که افزایش 50 هزار تومانی حقوق برخی از افراد تنها بخش بسیار
کوچکی از افزایش درآمد نفتی کشور بوده است. این را هم فراموش نکنید که به
اعتقاد اغلب کارشناسان؛ عملکرد اقتصادی دولت نهم بدترین عملکرد در سی سال
گذشته بوده و مردم این مساله را با پوست و گوشت خود احساس کردهاند.
بنابراین در مقابل این افراد راه نسبتاً همواری را در پیش رو خواهید داشت.
کافی است آنها را قانع کنید که برای آب و نان و کار خود هم که شده باید
روز 22 خرداد از خانه بیرون بروند و رای بدهند. این که به چه کسی رای
بدهند و به چه کسی «نه» بگویند هم کاملاً روشن است.
چهارم ـ
از همین امروز تلفن خود را در دست بگیرید و برای آینده خود و کشورتان کمی
از مال و وقت خود هزینه کنید. به دوستان قدیمی و آشنایان؛ حتی کسانی که
ماههاست از آنها خبر ندارید تلفن بزنید. اول نظر آنها را درباره شرکت
در انتخابات و نامزد مورد نظرشان بپرسید و بعد کار اصلی خود را آغاز کنید.
هدف کاملاً روشن است. مطمئن باشید که این تبلیغات شبکهای نتیجهای
اعجابآور خواهد داشت.
پنجم ـ
دختران و پسرانی که وقت آزاد خود را با سیر در اینترنت، چت کردن یا حتی
وبلاگ نویسی سپری میکنند مخاطب اصلی توصیه پنجم هستند. فضای چترومها را
انتخاباتی کنید. به جنبش سایبر حمایت از میرحسین موسوی بپیوندید. وبلاگها
و صفحاتتان در Yahoo 360 و ... را انتخاباتی کنید.
هدف اصلی در
این زمینه باید جوانانی باشند که از فضای سیاسی کشور کاملاً دورند؛ یعنی
همان جوانانی که مخاطب اصلی گشتهای ارشاد بودهاند. غریزه شما به آسانی
شما را راهنمایی میکند که چه بگویید و چه نگوئید...
ششم ـ
اگر پرینتر در اختیار دارید؛ میتوانید بیانیهها یا مقالات جذاب و مؤثری
که در توضیح شرایط 4 سال اخیر نوشته شده است را به تعداد دلخواه خود پرینت
بگیرید و بین کسانی که دسترسی کمتری به اینترنت و رسانهها دارند توزیع
کنید. یادتان نرود که مقالات کاملاً صریح را انتخاب کنید؛ ضمن آن که مطالب
طنز نیز در برخی زمینهها مؤثرتر هستند. با کمی جستجو میتوانید مغازهای
را پیدا کنید که برای هر برگ کپی سایز A4 قیمت 25 تومان را مطالبه کند. در
این صورت شما با هزار تومان میتوانید 40 برگ کپی تهیه کنید. اگر مطلب یک
صفحهای خوبی را انتخاب کرده و اندکی از وقت و هزار تومان از پول خود را
نیز به این کار اختصاص دهید؛ مطمئن باشید که نتیجهای به مراتب بیشتر از
هزینه خود به دست خواهید آورد.
هفتم ـ
و در آخر؛ یادتان نرود که آقای احمدینژاد در انتخابات سال 84 در مرحله
اول حدود پنج میلیون رای آورد و در مرحله دوم نیز حدود 17 میلیون یعنی
آرای 35 درصد واجدان شرایط را به خود اختصاص داد. بنابراین حتی اگر تمام
آن 17 میلیون نیز مجدداً به آقای احمدینژاد رای بدهند [که مطمئناً و
قطعاً چنین نخواهد شد] باز هم جناب ایشان حدود 35 درصد آرای جامعه را به
دست خواهد آورد. ضمن آن که نتایج تمام نظرسنجیها حاکی از نارضایتی شدید
از عملکرد دولت نهم است. بنابراین؛ امیدوار باشید. جداً امیدوار باشید و
این امید را در اطرافیان خود پمپاژ کنید...
در این گزارش با اشاره به اینکه موسوی جدی ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد است آمده است :
" مهم ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد روز دوشنبه به شهر تبریز
زادگاه خود رفت تا در اجتماع غیر منتظره ده ها هزار نفری از هوادارانش
تنها چند هفته مانده به انتخاباتی که ممکن است چالش جدی و شکست بزرگی برای
دولت نهم باشد ،سخن بگوید.
نکته قابل توجه در جمعیتی که به استقبال موسوی آمده بودند تنها تعداد زیاد
_حدود 30 هزار نفر_ آن نبود بلکه این مساله بود که این جمعیت به صورت خود
جوش آمده بودند و کسی برای آوردن آنها وعده خوراک و غذا یا سازمان دهی
نکرده بود و اداره ها برای استقبال از او تعطیل نشده بودند.
جمعیت حاضر یکصدا فریاد می زدند " آذربایجان خانه ما ،موسوی زندگی ما "
سفر دو روزه موسوی به آذربایجان شرقی در راستای تلاش او برای جمع کردن
آرای آذری زبانان ایران است که 15 میلیون رای را می توانند به سبد او
بریزند و این رقم حدود یک سوم کل واجدان شرایط رای دادن است.
موسوی در سخنان خود در اجتماع ده ها هزار نفری مردم تبریز گفت که مردم
تبریز بارها در طول تاریخ سرنوشت کشور را رقم زده اند و در برابر
دیکتاتورها ایستادگی و مقاومت کرده اند .
موسوی افزود اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود اصل 15 قانون اساسی درباره
آموزش زبان مادری در مدارس را احیا خواهد کرد .این کاری است که در دولت
محمود احمدی نژاد به انجام نرسیده است.
وی افزود: رای تک تک شما مردم در این انتخابات بسیار مهم و سرنوشت ساز خواهد بود.
زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی که نخستین بانویی است که در تاریخ 30
ساله پس از جمهوری اسلامی به طور جدی وارد کمپین انتخاباتی همسرش شده است
در اجتماع زنان گفت که او مدافع تک همسری مردان و افزایش حقوق زنان در
قانون اساسی است .
خانم دکتر رهنورد رییس سابق دانشگاه الزهرا در تهران و یک هنرمند پیکر
تراش است . در پوستری که از او و همسرش در تبریز نصب شده است ،دست در دست
موسوی دارد. این پوستر در کشوری که 30 سال است تحت تدابیر قوانین اسلامی
اداره می شود می تواند یک واقعه بی سابقه باشد.
مهندس موسوی جدی ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد است و دو رقیب دیگر
که مهدی کروبی از اردوگاه اصلاح طلبان و محسن رضایی از اردوگاه محافظه
کاران و فرمانده اسبق سپاه است ،از نظر میزان رای عقب تر از موسوی قرار
دارند.
اما هنوز محمود احمدی نژاد طرفداران زیادی در میان ترک زبانان به ویژه ترک
زبانان حاشیه نشین در حومه تهران و دیگر شهرهای بزرگ دارد .بسیاری از
ایرانیان کم در آمد و فقیر در انتخابات پبیشین با توجه به وعده های یک
زندگی بهتر و توزیع عادلانه تر امکانات کشور به احمدی نژاد رای دادند.
در این باره " حسن نظری " یک پیرمرد بازنشسته 75 ساله در تبریز که از
مدافعان محمود احمدی نژاد است می گوید که او بار دیگر به احمدی نژاد رای
خواهد داد چرا که در 4 سال گذشته میزان مستمری بازنشسبگی او 5 برابر
افزایش یافته است و وضعیت طبقات فقیر حاشیه نشین و روستایی در دولت احمدی
نژاد بهتر شده است.
این در حالی است که هر سه رقیب انتخاباتی احمدی نژاد سیاست او در توزیع
پول در کشور را نوعی صدقه پروری برای جذب آرای مردم می دانند و معتقدند که
وی به جای مدیریت صحیح اقتصادی و انجام پروژه های بزرگ اشتغال زا فقط از
راه توزیع پول نفت بین اقشاری از مردم تلاش کرده است تا رای مردم را جمع
کند.
به عنوان یک نمونه احمدی نژاد دستور داد تا مبلغ 50 هزار تومان بین 3 هزار
نفر از دانشجویان خوابگاه کوی دانشگاه تهران توزیع شود ولی دانشجویان به
این عمل او اعتراض کردند
از این رو هواداران مهندس موسوی در استقبال از او در تبریز یک صدا شعار می
دادند که مرگ بر سیب زمینی . آنها در واقع می خواستند به توزیع رایگان 400
هزار تن سیب زمینی از سوی دولت در ماه گذشته اعتراض کنند.چرا که معتقدند
این قبیل کارها برای جمع آوری رای است نه خدمت واقعی به مردم.

خرداد 1388
میرحسین
موسوی در بیانیهای باانتقاد شدید از بیاخلاقی محمود احمدینژاد درنقد
دوران دفاع مقدس با بیان اینکه آن دوران را چنان جلوه میدهدکه گویی
مخالفان دیرین این نظام از زبان وی سخن میگویند،ضایعه بزرگ اخلاقی را به
یاران امام(ره) تسلیت گفت.
نوشته شده در دوشنبه 1388/03/18ساعت
توسط م.س| |
در دومین شب مناظره های کاندیداهای ریاست جمهوری دهم ، امشب ( 88/3/13 )مناظره
میرحسین موسوی با محمود احمدینژاد ساعت 22:30 از شبکه سوم سیما پخش خواهد
شد.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/13ساعت
توسط م.س| |
مردم هوشيار و فهيم ايران؛
نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/13ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در سه شنبه 1388/03/05ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در جمعه 1388/03/01ساعت
توسط م.س| |


