تحلیلی بر رخدادهای روز ایران
تغيير و تحولات يك ماه اخير در جبهه اصلاح طلبان نشانگر آنست كه اولاً ؛ شرايط و موقعيت كنوني كشور را بخوبي رصد كرده و بر مشكلات موجود و آنچه كه پيش روي مردم و جامعه قرار دارد اشراف نظر دارند ثانياً ؛ از تجربه انتخابات نهم بدرستي عبرت آموزي كرده و مي دانند كه با ورود شخصيت هاي رده دوم اين جبهه به عرصه انتخابات نمي توانند به هدف غائي و مقصود نهائي در كسب آراء مردم برسند ثالثاً ؛ بخوبي مي دانند كه در فضاي چند قطبي و تكثر نامزدها در يك جبهه جز پراكندگي راي چيز ديگري عايد اصلاح طلبان نخواهد شد رابعاً ؛با مشكلات و سختي ها و صعب العبور بودن مسير حركت پيش رو آشنائي كامل دارند ، لذا به نظر مي رسد : 1- براي شخصيتي همچون خاتمي كه پس از كناره گيري از قدرت همواره بر عدم اشتياق براي بازگشت دوباره به قدرت تاكيد و تمركز اصلي فعاليت خود را در عرصه گفتمان بين المللي قرار داده است بسيار صقيل و سنگين بود كه نظر خود را نقض كرده و مجدداً به اين عرصه بازگردد . 2- عدم حضور شخصيت وزين و جامع الشرايطي كه بتواند جميع نظرات جبهه اصلاحات را برآورده سازد نخبگان و علاقمندان اين جناح را بر آن داشت تا دوباره از خاتمي بخواهند كه در عرصه انتخابات حضور يابد . نگراني هاي پيش گفته مانع از اعلام حضور سريع وي شد و ماهها طول كشيد تا خاتمي توانست خود را راضي به اين امر نمايد . 3- بنابر سنت رايج در بيست سال گذشته چپي ها ، خط امامي ها و سپس اصلاح طلبان همواره در سربند هر انتخابات به دنبال ميرحسين موسوي رفته و از وي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دعوت و بلكه استمداد طلبيده اند و او نيز بنا به هر دليل و مصلحتي از پذيرش اين خواسته امتناع نموده است . همگان به ياد دارند كه حتي در اواخر سال 75 قبل از اعلام حضور خاتمي براي انتخابات دوره هفتم گزينه اصلي جناح چپ به رهبري مجمع روحانيون مبارز ميرحسين موسوي بود . 4- تلاش خاتمي براي مجاب كردن ميرحسين موسوي بمنظور اعلام حضور وي در عرصه انتخابات دهم عليرغم آنكه از ماهها پيش كروبي ديگر شخصيت صاحب نام جبهه اصلاحات به صحنه انتخابات ورود پيدا كرده بود حكايت از دو واقعيت مهم داشت ، اول آنكه خاتمي خود را ليدر و يا رهبر اصلاحات مي دانست و هرگز به اينكه بخواهد دوباره مجري حركت اطلاح طلبي در كشور باشد فكر نكرده بود ، دوم آنكه كروبي را عليرغم همه ارادت و دوستي براي احراز چنين مسئوليت سنگيني واجد شرايط نمي دانست . 5- نوع برخورد و رفتار ميرحسين موسوي در دو ماه گذشته و نظراتي كه اطرافيان نزديك وي در رسانه هاي غيرمكتوب ارائه مي دادند احتمال حضور وي در عرصه انتخابات را بسيار به يقين نزديك كرده بود خاصه آنكه ايشان در بسياري از همايش هاي عمومي حضور يافته و نقطه نظرات خويش را پيرامون مسائل داخلي كشور بيان مي نمود مضافاً آنكه او همواره در نشست هاي خصوصي با خاتمي به اين نكته اذعان نموده بود كه در حال مطالعه و بررسي شرايط است . 6- بخشي از بدنه اصلاح طلبان از سال گذشته دائما بر روي دعوت از خاتمي و حضور وي در انتخابات دهم تاكيد ورزيده و در واقع براي اطمينان از نتيجه كوتاه ترين راه ممكن را برگزيده بودند در حاليكه با توجه به مشكلا ت فراروي اصلاحات كه مداوماً از سوي خاتمي در سخنراني هاي مختلف بيان مي شد اين مسير در تعارض كامل با اهداف اين جبهه و تنها بعنوان آخرين راه در نظر وي مطرح بود . 7- برآيند رفتار اصلاح طلبان با ميرحسين موسوي كه از يكسو با تاكيد صريح خاتمي و از سوي ديگر با ترديد و دودلي بخش قابل توجهي از اين جناح صورت مي گرفت وي را برآن داشت تا اعلام نظر رسمي خويش را به بعد از اتخاذ تصميم نهائي جبهه اصلاحات موكول نمايد چرا كه در اينصورت جاي هيچ گونه خرده گيري بر موسوي وجود نداشته و ندارد كه احياناً خاتمي را در تنگناي تصميم گيري قرار داده است. 8- اعلام نظر موسوي بعد از حضور خاتمي به همان ميزان اخلاق مدارانه است كه انصراف خاتمي بعد از حضور رسمي موسوي . اما يك نكته در نظر ميرحسين موسوي وجود دارد كه آن را در پاسخ اخير خويش به خاتمي بيان داشت آنهم اعتقاد به " اصلاحات همراه بازگشت به اصول "است . اين تعبير شايد ترجمان ديگري ازديدگاه جديد بدنه معتدل اصولگرايان باشد كه تنها چاره كشور در شرايط فعلي را دولت وحدت ملي يا دولت ائتلافي مي دانند . اتفاقا ً خاتمي نيز در بيانيه انصراف خود به صراحت بيان كرد كه موسوي ظرفيت ايجاد تغييرات مدنظر "خواستاران تغيير از هر دو جناح " را در وضعيت فعلي دارد . اين به معناي درك و فهم مشترك خاتمي و موسوي از فضاي سياسي كشور در مقطع اخير است . 9- ترديدي نيست كه تصميم موسوي پس از بيست سال سكوت و اعراض از كرسي قدرت از سر قدرت طلبي و سهم خواهي نيست كه اگر اين نيت در ذهن و فكر موسوي وجود داشت سالها پيش در موقعيت هاي بسيار بهتر و مطمئن تر امكان دستيابي به آن برايش فراهم بود . آنچه كه نخست وزير دوران دفاع مقدس را وادار به حضور در صحنه رقابت نمود چيزي فراتر از ديدگاههاي موجود در نظر هواداران دو جناح اصلاح طلب و اصولگراست كه بدون ترديد نيازمند تحليل و تبيين واقعي است . 10- به دور از همه تعصبات جناحي و گروهي بايد پذيرفت كه گفتمان اصلاحات عصر خاتمي و اصولگرائي دوره احمدي نژاد هرگز نمي تواند نسخه شفابخش مشكلات كنوني كشور و راهبرد اداره امور در آينده باشد . هر دو نظريه دچار تندرويها و كندرويهائي بوده است كه در جاي خود نياز به تحليل و واكاوي دارد . ميرحسين موسوي بدرستي بر اين نكته واقف است كه تنها تكيه بر اصول اصلاح طلبان به همان حد غيرمنطقي است كه تاكيد تنهابر ديدگاههاي اصولگرايان ! 11- نحوه ورود موسوي به عرصه انتخابات و نوع گفتمان وي اين مزيت را دارد كه تندروهاي هر دو جناح را طرد مي نمايد در حاليكه اگر خاتمي يا احمدي نژاد بخواهند دوباره در عرصه قدرت ظهور يابند چاره اي جز تحمل و تعامل با تندروهاي جناح هم كيش خود ندارند ! اين برتري شخصيت براي موسوي امتيازي است كه رفته رفته رودربايستي حاكم بر بخش عمده اصولگرايان را براي حمايت آشكار از موسوي از ميان خواهد برد . 12- دوستان اصلاح طلب بدانند كه سكوت موسوي در دوره اصلاحات به معناي تاييد و تكريم كامل عملكرد اصلاح طلبان در آن دوره نبوده است بلكه بطور قطع نقدهائي بر دوران هشت ساله اصلاحات وجود دارد كه يقيناً موسوي به حرمت خاتمي و براي حفظ موقعيت و اقتدار آنان سخني به ميان نياورده است . در اين شرايط موسوي ناگزير به اتخاذ موضع اعتدالي و بين الجناحين خواهد بود آنگونه كه در دوران هشت ساله دولت خود به اين روش و در سخت ترين شرايط كشور را اداره نمود . 13- نكته آخر آنكه شگفتي حماسه دوم خرداد در آن بود كه خاتمي توانست با حمايت همه گروههاي چپ موسوم به اصلاحات آراي خاموش جامعه خصوصاً نسل جوان را به ميدان انتخابات بكشاند همانگونه كه تاسف واقعه سوم تير در آن بود كه تكثر نامزدهاي رده دوم اصلاح طلب موجب پراكندگي و تشتت آراء علاقمندان و هواداران اصلاحات گرديد ! اينك موسوي بنابر احساس وظيفه ديني و ملي خود پا به عرصه اين مبارزه خطير گذاشته است در حاليكه رهبر اصلاحات مدني ايران ، خاتمي عزيز ، نيز چنين خواسته است لذا بر همه دلسوزان ايران و انقلاب است كه با حمايت يكپارچه از مهندس موسوي و اجماع حول اين شخصيت ملي و انقلابي حماسه اي ديگر را در 22 خرداد 88 رقم زنند . نظر به اهمیت حضور مهندس میر حسین موسوی در عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بیانیه ایشان جهت آگاهی خوانندگان عزیز درج می گردد: بسم الله الرحمن الرحیم مستضعفان این مطمئنترین پایگاه برای ارزشهای برآمده از انقلاب اسلامی و آمادهترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول و اصولگرایی صبورانه بهگوشند كه آیا فرزندان مصدرنشینشان همچنان به جایگاه عزیز آنان اقرار میكنند و بر وظایف تخطیناپذیرشان در حمایت از منافع محرومین اصرار میكنند. معنای این انتظار را چگونه لمس كرده است كسی كه نداند در سفرههای كوچك آنان اولیتر از نان اعتنای صادقانه به ارزشهایی است كه جان جوانانشان را خرج آن كردهاند؟ این اولویتی است كه چشمههای بركت را از زمین میجوشاند. تنها نمونهای از این جوشش دستآوردهای برگشتناپذیر جوانان دانشمند ما در زمینه انرژی هستهای است. اگر سرهای آنان در مقابل اجنبی خم بود و یا احساس میكردند كه آزادی گفتن و شنیدن و انتخاب كردن ندارند هرگز چنین جوششهایی از آنان سر نمیزد. ما این كامیابیها را با هزینه كردن بودجههای نجومی به دست نیاوردهایم، بلكه ارزشها هستند كه چنین میوه دادهاند و بركت آفریدهاند. بهویژه جا دارد كه ارزش آزادی در این عصر مورد توجه چندینباره قرار گیرد. این آرمانی است كه خرازیها و باقریها و باكري ها در پای آن جان دادهاند، زیرا اگر آنان و یارانشان نمیایستادند از جمله نخستین نعمتهایی كه از ما سلب میشد آزادی بود. ما را چه میشود كه به كمترین بهانه خانۀ آرزوهای همت را خراب میكنیم تا به جایش برجهایی از جاهطلبی خود بسازیم؟ بايد بدانيم كه گشودگي در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز كوشش براي يافتن راه حل هايي كه به نيرومند شدن اقتصاد كشور بيانجامد ، فضاي كسب و كار را رونق دهد و از نيروهاي مولد و توليد ملي حمايت همه جانبه كند از اهميت نخواهد انداخت. شاید كسانی تصور كنند عجله برای عملی كردن چنین نیت خیری استفاده از هر شیوهای را مباح میكند، ولو این كه شامل قانونشكنیهای گسترده باشد . این کار صرفا نقض عهد با ملت نیست بلکه انکار خرد جمعی است. اینجانب صراحتا اعلام خطر میكنم كه تداوم چنین رویهای به آشفتگیهای لاعلاج در نظام مدیریتی منجر میشود، تا جائی که یک روز در كشور سنگی بر روی سنگ نماند. آیا فرصت هايي که تبعیت از قانون در اختیار قرار میدهد پیش از این مستهلک شده است که دست به این بازی خطرناک میزنیم؟ قانون اساسی ما برای رسیدن به همین اهداف دارای ظرفیتهای عظیمی است كه همچنان میتوانند به فعلیت برسند. به ویژه راهبردهای ارزشمندی كه اصلهای 43 و 44 از این میثاق ملی را شكل دادهاند نیاز به توجه بيش از پيش دارند و ما موظفیم منابع كمیاب موجود را با تخصیص حداكثری در جهت تحقق هرچه كاملتر آنها به كار بندیم و از هدر دادن اين منابع در خدمت منافع كوتاه مدت و اغراض سياسي كم بها جلوگيري كنيم. اینجانب ادعا نمیكنم كه اهداف پیش رو به صرف انتخاب یك شخص قابل دستیابی است، بلكه خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاستها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تكیه بر ارزشهای بنیادین زائیده از آن در سطح عموم است كه میتواند ضامن چنین تحولی باشد. حتی در آن صورت نیز نباید منتظر معجزه بود. به ياد داشته باشيم كه يك قدم پيشرفت كه واقعا محقق شود بر آرزوهاي درازي كه جامهی عمل نمي پوشند برتري دارد. به زودی شور مبارزات انتخاباتی فراگیر میشود و درحرارت آن هر شخص و گروه جرعههایی از آنچه كه هست را به مردم میچشاند و نمونهای از دولتی كه برقرار خواهد كرد را در معرض دیدگان بینا قرار میدهد. شاید نتوان یك انتخابات جدی را در فضایی خالی از خردهگیری، به ویژه نسبت به دولتی كه حاكم است در نظر آورد. با این همه لازم است كه احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد. در جریان فعالیتهای انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تكثیر عكس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی كه ممكن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم كه به این خواستهی خدمتگزار خود توجه كنند. از نظر من نوشته سادۀ یك شهروند علاقمند به سرنوشت كشور در پشت شیشهی مغازهاش دلنشینترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است. این نه بدان معناست كه استفاده از تصوير را الزاما مسرفانه و یا فریبكارانه بدانم، بلكه میخواهم از كارهایی كه شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیدهام، و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اكیدترین وجهی پیشگیری كنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق حضور و نشاط مردم را در صحنۀ انتخابات خدشهدار میكند. چنانچه نام اینجانب در معرض اسائه قرار بگیرد انتظار از علاقمندان و حامیان سكوت است، چه رسد به آن كه خدایناكرده خود مرتكب هتك حرمت و بیادبی نسبت به كسی شوند و نوشته یا گفتۀ ناحقی را اشاعه دهند. علاقمندان مطمئن باشند اگر مواردی رخ دهد كه بر حسب موازین اخلاقی و قانونی نیاز به پیگیری داشته باشد ستاد به وظیفۀ خود در این زمینه عمل میكند. همچنین از همۀ عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچوجه از امكانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نكنند. و سرانجام وحدت؛ حل مسائل بزرگ نه فقط نیاز به همفكری همه اندیشهها و گفتمانها ، كه به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند كشور نیز نیازمند است. امیدوارم با پختگی و حكمتی كه در دلسوزان وجود دارد بتوانیم سرانجام به این هر دو ضرورت پاسخی درخور بدهیم. برای مردم ایران آرزوی بهروزی میكنم و از ایزد منان تقاضا دارم به بهترین وعدههایی كه به برترین بندگان خویش داده است در مورد این ملت بزرگوار وفا كند، كه پیامبرانش گفتهاند: فمن تبعنی فانه منی. نحوه برخورد دولت نهم با مجلس یکی از مشکلات عمده قوه مقننه در سالهای اخیر بوده است . مجلس هفتم به دلیل فقدان تجربه مدیریتی در دوره همگرائی جناحی قوا ، کارائی و اقتدار لازم جهت پاسخگوئی به خواسته ها ، تمایلات و برخورد با برخی رفتارهای غیرقانونی دولت را شاید بدلیل ترس از اتهام اخلال در کار دولت عدالت ورز و خدمتگزار از خود بروز و ظهور نداد ، نتیجه آن شد که مردم در انتخابات مجلس هشتم تخطی مجلس از وظایفش را به شکل ملموسی پاسخ دادند تا آنجا که این هشدار مردم به اصولگرایان تاثیر خود را در انتخاب هیئت رئیسه مجلس هشتم نیز نشان داد . دولت بدون توجه به جایگاه حقوقی مجلس همچنان تمایل دارد که نمایندگان تایید کننده لوایح و تقدیر کننده رفتار بعضاْ غیرقانونی قوه مجریه باشند ، هیچ نگویند و هیچ نبینند ، دم فرو بندند و نظاره گر باشند ، گوئی مجلس عضوی از دولت است و جایگاهی تشریفاتی دارد ! گزارش اخیر دیوان محاسبات مبنی بر عدم واریز مبلغ کلانی از درآمد نفت به خزانه عمومی کشور در سال ۸۵ موید این است که دولت از ابتدای شروع کار خویش هرگز به دنبال تن دادن به چارچوب قانون و حرکت در مسیری که نمایندگان مردم برای او تعیین می کنند نبوده است ، چرا ؟ دلیل آن را خود میداند ! اما در این میان آنچه لازم است بدان توجه شود اینکه مجلس هشتم بنا دارد به شکل زیرکانه ای در عین احترام به دولت هم کیش خود در مقابل رفتارهای غیر قانونی او نیز ایستادگی و مقاومت نماید چنانکه در جریان خلع وزیر کشور قبلی هیچگونه تعلل و کوتاهی بخرج نداد و اینک نیز با جرات و جسارت اجازه قرائت گزارش دیوان محاسبات را در بحبوحه فشارهای تبلیغات انتخاباتی رقبا داده است . گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در خصوص لایحه هدفمند کردن یارانه ها و تغییر ماهوی لایحه بودجه که منجر به در خواست استرداد لایحه اول از سوی رئیس جمهور گردید حاکی از آن است که مجلس بازی پنهانی را برای حذف قدرت مجازی دولت که در طی سه سال و نیم اخیر با تکیه بر آن خیلی از تصمیمات بی مجوز را عملی کرد آغاز نموده و اگر همچنان به این بازی ادامه دهد نشانگر آن است که پیام اکثریت اصولگرایان برای انتخابات آتی ریاست جمهوری معنائی متفاوت با آنچه طرفداران دولت می پندارند دارد .
انتخابات ریاست جمهوری كه بزرگترین جشنوارۀ جمهوریت در نظام ماست نزدیك میشود. در آستانۀ این رویداد سرنوشتساز جای آن است كه هر جان شیفتۀ عدالت و آزادی و استقلال و توسعه كه به تحقق این آرمانها در چارچوب جمهوری اسلامی فكر میكند به وظائف و تعهدات خود از نو بیندیشد و با هدف استقرار یك جامعه ارزشی مبتنی بر آموزههای اسلام ناب محمدی (ص) و متكی بر اندیشههای حضرت امام خمینی مسئولیت خویش را بازشناسی كند. بر مردم شریف ایران پوشیده نیست كه اینجانب طی ماههای گذشته با كمك و همفكری آنان در تكاپوی این جستجو بودهام؛ وضعیت كشور ، انتخابهای پیشرو ، حوادث ممكن، ظرفیتهای موجود و بسیاری نكات خرد و كلان دیگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پیشتر رفتم همان دلایل و عواملی كه در وهلههای گذشته به عدم حضور در صحنۀ انتخابات فرا میخواندند بیشتر مرا متقاعد كردند كه این زمان زمانی دیگر است و حضور را ایجاب میكند. اینك نه از روی خودپسندی تا ارزشها و ارجمندیهای همگنان را نادیده بگیرم، و نه از سر تجاهل تا مشكلات پیش رو را ناچیز و بضاعت اندكم را كافی از توكل به خداوند بدانم، بلكه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام مینمایم.
میر حسین موسوی
نوشته شده در جمعه 1387/12/30ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/21ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در سه شنبه 1387/12/06ساعت
توسط م.س| |


