تحلیلی بر رخدادهای روز ایران
روز گذشته همایش ۳۰ سال قانونگذاری و نظارت در صحن علنی مجلس به دعوت هیئت رئیسه و با حضور بسیاری از شخصیت های سیاسی کشور برگزار شد . ابتکار عمل لاریجانی در طراحی چنین برنامه هائی همواره زبانزد بوده و هست چه آنکه همایش چهره های ماندگار نیز به همت او از سالها پیش در صدا و سیما پایه گذاری شد مضافاْ آنکه وی همواره تلاش نموده تا از خود چهره ای سازگار و منعطف با همه گروه ها و سلایق سیاسی موجود نشان دهد و لذا برگزاری چنین همایشی در شرایط سیاسی فعلی کشور را باید در این راستا تحلیل کرد که لاریجانی بیشتر به دنبال نیل به اهداف بلند مدت راهبردی برای نظام جمهوری اسلامی است تا صرفاْ یک همایش سیاسی ! سال گذشته در گرماگرم انتخابات هشتمین دوره مجلس ، لاریجانی تئوری " آشتی ملی " و تشکیل دولت و مجلس فراگیر با حضور همه سلایق سیاسی معتقد به نظام را ارائه کرد و در مصاحبه ای یادآور شد که گذر از بحران هسته ای بدون دستیابی به وحدت نظر میان تمامی شخصیت های سیاسی مطرح در کشور هرگز میّسر نیست و دیروز دیدیم که وی جلوه ای از این نظریه جامع خویش را تحقّق بخشید و اثری ماندگار را در تاریخ مجلس شورای اسلامی به یادگار گذاشت . نگاهی گذرا به نام و نشان مهمانان دعوت شده به این همایش خصوصاْ نمایندگان ادوار گذشته مجلس، حقیقتی تلخ را عیان ساخت که در گذر زمان از اولین دوره مجلس تا کنون بسیاری از جریانهای سیاسی از ادامه حضور در خانه ملّت بازمانده اند و در واقع سلاح برنده ردّ صلاحیت ها به خوبی اما به ناحق توانسته است جمع زیادی از معتقدان و دلسوزان نظام اسلامی را از صحنه حضور حذف و در کنج عزلت بنشاند و لذا تنها برجستگی خاص این همایش که حتی تشویق و تمجید برخی شخصیتهای مطرح همچون هاشمی رفسنجانی را نیز برانگیخت همین نکته بود ، که در شرایط فعلی نظام اسلامی بیشتر محتاج چنین صحنه های وحدت بخشی است . اما در این میان غیبت رئیس جمهور نیز معنادار بود ! ظاهراْ حضور بسیاری از رقبای سیاسی وی که امکان و برنامه سخنرانی در این همایش را داشتند چندان خوشایند ایشان نبوده و همین امر مانع از حضور و استماع سخن آنان از سوی رئیس جمهور گشت چه آنکه وی اساساْ علاقمند است سخنگو باشد تا مستمع ! واقعیت دیگر آن بود که احمدی نژاد تنها به صرف رئیس جمهور بودن به این همایش دعوت شده بود و نه بعنوان شخصیتی که دارای سابقه حضور در عرصه های مدیریت سیاسی در طی سی سال گذشته انقلاب باشد . اینک این سوال اساسی مطرح است که چرا این همایش در سکوت خبری سنگین رسانه های وابسته به دولت برگزار شد و چرا چهره های شاخص طیف دولت هیچگونه اظهار نظری در ایخصوص نکردند ! آیا جناح دولت با اینگونه ابتکارات وحدت گرایانه مخالف است یا اساساْ علاقمند است که اینگونه ابتکارات در چرخه قدرت و اختیار دولت باشد ؟ به هر حال جدای از نظر دولت ، مجلس نشان داد که در مسیر جدیدی از حیات سیاسی خویش برای دستیابی به منافع ملّی گام بر می دارد . مجلس هشتم انقلاب اسلامی سرانجام پس از یک دوره کشمکش و گفتمان منتقدانه یاگلایه آمیز نسبت به دروغی که دومین وزیر کشور دولت نهم در خصوص مدرک تحصیلی جعلی خویش گفته بود و موفق به اخذ رای اعتماد شده بود هفته اخیر به سومین فرد پیشنهادی رئیس جمهور برای احراز این سمت رای اعتمادی کمرنگ داد تا عملاْ اشتباه گذشته خود را تکرار کند و اصطلاحاْ از یک سوراخ دوبار گزیده شود ! اعتماد به فرد معرفی شده برای وزارت کشور و تایید وی اگرچه در ظاهر با قوانین و آئین نامه های داخلی مجلس منافات نداشت اما از منظر و جایگاه اعتقادی به شعارهای اصلی و اساسی انقلاب اسلامی تضاد و تناقض های چشمگیری را در بطن خود به همراه دارد ! بدون شک حافظه تاریخی بیشتر جمعیت فعلی ایران به یاد دارد که در نخستین روزها و ماه ها و حتی سال های پس از پیروزی انقلاب بسیاری از افراد که در پرونده عمل خویش هیچ گناهی جز ثروتمند بودن و به عبارتی کسب مال و منال در دوره رژیم گذشته نداشتند یا از ترس آبرو و حفظ جان خویش جلای وطن کردند و گریختند و یا اگر در کشور ماندند و شانس یارشان بود که جان خویش را نبازند ، مال خویش را باختند و بسیاری از دارائی شان مصادره گشت و با تنگناها و مضایق بسیار مواجه شدند ! عناوینی همچون فئودال ، پولدار ، مرفهین بی درد ، کاخ نشین و غیرو در ادبیات عامه آنچنان قبیح و نافرم شکل گرفت که آثار بد آن تا همین سال های اخیر نیز بجا مانده بود بگونه ای که ترس از عواقب خطیر آن هنوز هم ذهن و روان بسیاری از مردم را پریشان می سازد که مبادا اندک ثروت و اندوخته ای مساوی با گناه کبیره باشد و عقوبت سخت دنیا را بهمراه داشته باشد ! چه بسیار جوانانی که به گناه کرده پدر خویش در تحصیل مال و ثروت از رفتن به دانشگاه و ادامه تحصیل در آن سال ها بازماندند و سرنوشت دیگر یافتند و چه تهمت ها که از این حیث نصیب برخی گشت و بناحق از حقوق اجتماعی خود در جامعه اسلامی محروم شدند ! اکنون پس از گذشت سی سال از آغازین روزهای پیروزی نهضت عظیم اسلامی فردی که تا پایان جنگ هیچ اندوخته و ثروتی نداشته و کاملا محرز است که در دو دهه اخیر به یمن وجود شرایط بی نظمی اقتصادی در کشور و بهره گیری از نام و عنوان و روابط سیاسی ثروت کلان و انبوهی را در حساب های خویش اندوخته با شهامت تمام جرات مطرح شدن برای کسب شغل وزارت در دولت عدالت ورز و مهرگستر نهم می یابد و حتی مشروعیت و اعتبار خویش را نیز از مجلس مدعی اصولگرائی هشتم می گیرد ! شرط عقل و تدبیر آن بود که مجلسیان به دلیل وجود برخی شبهات ماجرای قبلی را در دادن رای اعتماد به کسی که تحصیل ثروت او همچون تحصیل مدرک خلفش جای ابهام دارد را تکرار نمی کرد تا مبادا روزهای نه چندان دور آینده دوباره به افکار عمومی پاسخ کم اطلاعی و در نتیجه گمراه شدن رای خویش را بدهد ! به اعتقاد نگارنده علم و ثروتی که تحصیل آن در مظان تردید و ابهام باشد هرگز برتری و رجحان بر یکدیگر ندارد !
نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/13ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در جمعه 1387/09/01ساعت
توسط م.س| |


