تحلیلی بر رخدادهای روز ایران
متن بیانیهی مهندس موسوی در دفاع از عملکرد دولت دفاع مقدس و
انتقاد از بیاخلاقی رایج و اظهارات محمود احمدینژاد در زیر سوال بردن
دستاوردهای گذشته نظام به این شرح است: "ملت شریف ایران دستاوردهای دهه نخست انقلاب اسلامی نه حاصل تلاشهای یک
دولت، که میراث اندیشه امام خمینی(ره) و محصول سرمایه اجتماعی آن دوران
است و همواره در تاریخ اسلام عزیز و ایران بزرگ میدرخشد. اینجانب پس از
شکست سکوت خود، طی ماههای گذشته بارها بر این واقعیت تأکید کردهام و
اکنون نیز اطمینان دارم کسانی که در پی بیاخلاقی و هوای نفس، قصد انکار
دستاوردهای دهه اول انقلاب را دارند، خود به خوبی میدانند که دروغ بستن و
نادیده گرفتن این دستاوردها انکار راه امام (ره) و انکار جهاد و ایثار ملت
بزرگ ایران است. به گواهی اسناد متعدد و شواهد بیشمار، بنیانگذار کبیر
انقلاب اسلامی تمامی توان خود را برای حمایت از دولت در دوران دفاع مقدس
به کار گرفت؛ در این صورت بر اساس کدام منطق میتوان ملت و دولت آن دوران
را از امام جدا کرد؟! امروز به جایی رسیدهایم که نه رسانههای بیگانه بلکه آقای
احمدینژاد است که برای فرار از پاسخگویی، علاوه بر توسل به اعداد و
ارقام غیرواقعی و پرتناقض درباره عملکرد چهار ساله اخیر، در ایام سالگرد
رحلت امام بزرگوار اقدام به تحریف تاریخ انقلاب میکند و آن دوران را چنان
جلوه میدهد که گویی مخالفان دیرین این نظام از زبان وی سخن میگویند و
بزرگترین بدگوییها درباره دوران امام (ره) از زبان کسی جاری میشود که
خود را سینهچاک ولایت و رهبری میداند، اینجانب تردیدی ندارم که برخی
جریانهای سیاسی امروز - آنچنان که در همان دوران هم بیان میداشتند - از
امام ما دلی پر خون دارند و هرگز وفادار اندیشه و راه او نبوده و نخواهند
بود؛ هرچند در ظاهر ادعای آنان گوش فلک را کَر کرده باشد. اگر ادعاهای تحریفآمیز ارائه شده درباره عملکرد نظام جمهوری
اسلامی در دهه نخست درست باشد؛ آیا نسل امروز نباید از خود بپرسد «چگونه
معمار انقلاب - بنا به اسناد متعدد- آنچنان از دولت وقت حمایت کرده است؟»
اینجانب به همه یاران امام عزیز این ضایعه بزرگ اخلاقی را تسلیت میگویم و
هشدار میدهم، تحریفات انجام گرفته درباره تاریخ انقلاب و عملکرد نظام
جمهوری اسلامی در آن دوران جز از عهده بدخواهان نظام و میهن ما ساخته
نبوده است که اینک در لباسی دیگر رخ می نماید. با این مقدمه تأکید میکنم نه برای دفاع از خود که برای
پاسداشت دستاوردهای حاصل از محنت مردم باید به نکاتی توجه کنیم که در
تاریخ اقتصاد و مدیریت این کشور هرگز تحریف شدنی نیست و در صورت نادیده
گرفتن آنها، اسناد رسمی کشور تحریفگران را به سخره خواهد گرفت. 1- اسناد رسمی منتشره در دوران پس از جنگ نشان میدهد که با
برقراری روابط مبتنی بر اعتماد و صداقت میان دولت و ملت رکورد مشارکت بخش
خصوصی در سرمایهگذاری مولد در سالهای 62 تا 64 تا 15 سال بعد در تاریخ
اقتصاد ایران تکرار نشده است. 2- به گواهی اسناد منتشره سازمان برنامه سابق، میزان
بهرهوری کل عوامل تولید در ایران طی دوره جنگ حدوداً 5 برابر بهرهوری کل
عوامل تولید در طول سالهای برنامه اول و دوم بوده است. 3- در سال 1364 نرخ تورم در اقتصاد ایران به زیر 7 درصد
رسیده و این رکورد از 1353 تا به امروز به قوت خود باقی مانده است و تنها
در سالهای پایانی و به دنبال افت قیمت نفت نزدیک به 7 دلار در هر بشکه و
اوجگیری بمباران تأسیسات اقتصادی کشور است که سطح تورم به سطح سالهای
اخیر میرسد، در حالی که امروز هم در شرایط صلح هستیم و هم اوج قیمت نفت
را تجربه کردهایم. 4- گزارش پیوست برنامه اول توسعه اذعان میکند؛ مجموع
هزینههای حاکمیتی و تصدیگری دولت به تولید ناخالص داخلی در پایان دولت
اینجانب نسبت به سال 56 با 23 درصد کاهش به 40 درصد میرسد؛ در حالی که
این نسبت از سال 1371 تا به امروز هرگز از 65 درصد پایینتر نیامده است.
به بیان دیگر، در دوران بعد از جنگ حدود 30 درصد به میزان مداخله دولت در
اقتصاد ایران افزوده شده است و نقطه اوج آن هم متعلق به سالهای اخیر است. 5- آقای احمدی نژاد در حالی هزینه جنگ را تنها 14 درصد
توصیف میکند که در سال 1365 دولت با قریب هفت و نیم میلیارد دلار درآمد
نفتی کشور را اداره کرد که حدود 3 میلیارد دلار آن هزینه مستقیم ارزی جنگ
بود؛ علاوه بر این، به طور غیر مستقیم بخش قابل توجهی از بودجه ارزی و
ریالی باقیمانده و قسمت اعظم امکانات انسانی و فیزیکی دولت نیز به تقویت
جبهههای جنگ تحمیلی اختصاص مییافت. حال آن که به عنوان نمونه دولت تنها
در سال گذشته از 80 میلیارد دلار درآمد ارزی برخوردار بوده است. 6- انضباط مالی دولت، مدیریت بحران، توزیع مناسب اقلام مورد
نیاز مردم، جلوگیری از واردات کالاهای مصرفی، در کنار الگوی زندگی مومنانه
و روحیه ایثارملی در آن دوران موجب شد گرانی، قحطی، فقر و حجم دولت به جای
افزایش، کاهش یابد که البته این دستاورد هرگز بدون حضور بینظیر مردم و
رابطه تفاهمآمیز و مبتنی بر اعتماد متقابل دولت- ملت دستیافتنی نبود. این در حالی است که در اغلب جنگهای فرسایشی مشابه، کشورهای درگیر شاهد اوجگیری شاخصهای پیش گفته بودهاند. 7- در حالی که آقای احمدینژاد سرمایهگذاری صنعتی و عمرانی
را در این دوران حدود صفر توصیف میکند، در طول جنگ به طرحهای زیربنایی
همچون فولاد مبارکه، مس سرچشمه، راهآهن بافق- بندرعباس، فولاد اهواز و...
اولویتی هموزن تأمین سلاح و مهمات برای جبههها داده و در هیأت ویژهای
تحت نظر نخستوزیر به طور مستمر پیشرفت آنها پیگیری میشود؛ چنانکه بخش
عمده اکثر طرحهایی که در دولت بعد به بهرهبرداری میرسد؛ قبل از پایان
دولت چهارم به نتیجه رسیده بودند. 8- در سال 1361 رشد تولید ناخالص داخلی کشور به 6/12 درصد
رسید. این نرخ از سال 1356 تاکنون به مثابه یک رکورد دستنیافتنی همچنان
به قوت خود باقی مانده است. این در حالی است که در دولت نهم با صرف نزدیک
به سه برابر تخصیص منابع ارزی بیشتر، دستیابی به میانگین رشد 8 درصد
پیشبینی شده در قانون برنامه چهارم غیرممکن بوده است. 9- بزرگترین افتخار دولت در دوران دفاع مقدس آن است که با
تلاش و همراهی ملت این امکان را پیدا کرد تا ضمن توجه به زیرساختهای
فیزیکی و تمرکز آن بر مناطق روستایی محروم کشور، شرایطی را به وجود آورد
که میزان افزایش راههای روستایی و پروژههای برق رسانی و آبرسانی به
نقاط دورافتاده ، 10 برابر شود؛ این افتخار به تنهایی برای یک دولت کافی
است و به نظر میرسد تا سالیان سال تکرارناشدنی باشد. اما نقطه اوج دولت
امام(ره) در اتخاذ سیاستهای راهگشا، توسعهگرا و آیندهنگر آن است که سهم
امور اجتماعی به کل امور هزینهای بودجه دولت از 4 /18 درصد در طول
سالهای 1352 تا 1357 به میانگین 5/39 درصد در سالهای دفاع مقدس رسیده
است. معنای این جهتگیری آن است که بیسابقهترین سرمایهگذاری برای
ولینعمتان دولت، یعنی ملت شریف ایران صورت پذیرفته است. جهش سهم امور
اجتماعی به کل امور هزینهای دولت در شرایط جنگی به معنای زیربنا دانستن
انسانها و کرامت انسانی است و حکایت از بالاترین میزان اهتمام به ارتقاء
کیفیت و کمیت خدمات آموزشی و بهداشتی در این دوره دارد. در این دوره است
که ساختار اصلی شبکه بهداشتی - درمانی کشور شکل گرفت و بیسابقهترین
طرحهای توسعه ایمنسازی آحاد ملت به منظور کنترل بیماریهای عفونی در
دستور کار قرار گرفت و نتایج آن از سال 1357 تا پایان جنگ تحمیلی در سال
1367 در قالب افزایش امید به زندگی در بدو تولد ایرانیان از 2/51 سال به
6/61 سال، کاهش نرخ مرگ و میر کودکان زیر پنج سال از حدود 140 مورد در
هزار نفر به 68 مورد، کاهش نرخ مرگ و میر کودکان زیر یک سال از یکصد مورد
از هر یکهزار تولد زنده به 53 مورد، کاهش نرخ مرگ و میر مادران در هر یکصد
هزار زایمان از 220 مورد به 8/56، افزایش نرخ باسوادی بزرگسالان از 8/41
درصد به 6/61 درصد، کاهش جمعیت زیر خط فقر نسبی از 45 درصد به 25 درصد و
... نمود یافته است. آری در دورانی که صداقت و شفافیت محور اصلی تنظیم روابط میان
دولت و ملت بود و کوچکترین خدشهای به آمارهای رسمی منتشره وارد نبود و
دولتمردان خلافگویی و دروغپردازی را گناهی نابخشودنی به حساب میآوردند،
شاخص توسعه انسانی علیرغم همه شرایط محدودکننده - از جنگ تحمیلی گرفته تا
فتنه گروههای از خدا بیخبر و تروریست و از تحریمهای گسترده خارجی تا به
آتش کشیده شدن مزارع و به اعتصاب کشاندن کارخانجات توسط گروههای برانداز-
شاخص توسعه انسانی از 566/0 در سال 1358 به 646/0 در سال 1367 رسید. این
در حالی است که در دوره 20 ساله قبل از انقلاب علیرغم همه حمایتهای
بینالمللی از رژیم پهلوی، تغییرات شاخص مزبور به اندازه فاصله 562/0 تا
566/0 بوده است. اگر امروز نیز مشاهده میشود که با صرف چندین برابر منابع
مادی و انسانی طی چهار ساله گذشته، دستیابی به حداقلهای مندرج در قانون
برنامه پنجساله چهارم تا این حد دشوار می نماید و رتبه ایران در میان
کشورهای منطقه علیرغم الزامات سند چشمانداز در زمینههایی چون؛ بالاترین
نرخ تورم، بیشترین میزان فساد مالی و بیشترین کسادی در فضای کسب و کار،
اول شده؛ ناشی از آن است که بیصداقتی، خلافگویی، پروندهسازی و هتک حریم
دیگران، جای اعتماد و تفاهم میان دولت و ملت را گرفته است آنها که اکنون و
پس از 4 سال حکمرانی باید به ملت توضیح دهند چرا کشور با 54 پله سقوط در
رتبهبندی جهانی، یکی از بدترینها به لحاظ فساد مالی دولتی محسوب میشود؛
از موضع فرار به جلو و با ژست طلبکارانه مسوولان سالهای پیش از خود را
همچنان آماج پرسشهای عوامفریبانه میکنند گویی خود و اطرافیانشان در این
بین هیچ نقشی نداشتهاند!! در
این زمینه یکی از مشاوران ارشد مهندس موسوی گفت : این مناظره زنده از نظر
کارشناسان مهم ترین مناظره این دوره از انتخابات خواهد بود و با توجه به
سیل انتقادات اصلاح طلبان و دلسوزان نظام از عملکرد دولت نهم ، قرار است
مهندس موسوی با قاطعیت هر چه تمام تر ضمن بیان نقطه نظرات و برنامه های
خود برای بازگرداندن کشور به مسیر عقلانیت و کار کارشناسی ، عملکرد دولت
را به چالش بکشد . وی با اشاره به اینکه این روزها رییس و حامیان
دولت نهم جنگ روانی گسترده ای را برای تحت تاثیر قرار دادن این مناظره به
راه انداخته اند دلیل این امر را نگرانی عمیق حامیان دولت از موج اجتماعی
حمایت از مهندس موسوی در سراسر کشور و امکان انتقال ناکارآمدی دولت نهم به
جامعه در یک برنامه زنده آن هم از سوی میر حسین عنوان کرد .
اينك كه به خواست خداوند و اراده سبز شما، امواج اميدواري گوشهگوشه ايران
بزرگ را فرا گرفته و صبح پيروزي بيش از پيش نزديك مينمايد، اخباري
نگرانكننده از برخي تحركات و برنامهريزيهاي محفلي به گوش ميرسد كه
ضرورت هوشياري كامل شما را افزون ميسازد. اگر جزو افرادی هستید که از
شرایط چهار سال اخیر ناراضیاید و میدانید پشت پرده تبلیغات پرطمطراق و
اغراقآمیز واقعاً چه اتفاقاتی افتاده؛ لطفاً هفت توصیه زیر را بخوانید و
در حد امکان به آن عمل کنید. یادتان نرود که اگر شما از حقیقت مطلعید و
میدانید که وضعیت اقتصادی، سیاسی و بینالمللی ایران از کجا به کجا
رسیده؛ مسئولیتی سنگین در قبال سرنوشت خود، کشور خود و مردم هموطن خود
دارید. روزنامه نیویورک تایمز سفر اخیر مهندس میر حسین موسوی به تبریز
را مورد توجه قرار داده و گزارشی در این باره منتشر کرده است. سیدمحمد خاتمی در دستنوشتهای برای موج سومیها و
به منظور درج در یکی از پوسترهای تبلیغاتی آورد: پیروزی مهندس موسوی را
پیروزی خود و همه کسانی میدانم که دوم خرداد را آفریدند. با شرکت «من»،
«تو»، و «ما» به یاری خداوند بیست و دوم خرداد را به دوم خردادی پویاتر و
امروزیتر مبدل میکنیم. متن و تصویر این دستنوشته کوتاه در ادامه میآید:
به نام خدا پیروزی مهندس موسوی، پیروزی ایمان، استقامت و آزادگی است. و من این
پیروزی را پیروزی خود و همه کسانی میدانم که دوم خرداد را آفریدند. با
شرکت «من»، «تو»، و «ما» به یاری خداوند بیست و دوم خرداد را به دوم
خردادی پویاتر و امروزیتر مبدل میکنیم. سیدمحمد خاتمی میرحسین
موسوی در گردهمایی بزرگ دانشجویان دانشگاه زنجان طی سخنانی با انتقاد از
وضع اقتصادی کشور اظهار داشت:«متاسفانه ما به قیمت رونق بخشیدن به کشورهای
دیگر، بازارهای خود را به بازارهای آنها بخشیدهایم. دولت باید از اقتصاد
ملی حمایت کند، سیاستهای پولی روشنی داشته باشد و از افزایش بیرویه
نقدینگی جلوگیری کند. در طول این سالها حجم نقدینگی بیش از دو برابر
افزایش پیدا کرده که نتیجه آن افزایش تورم شده است و بخش دیگری نیز صرف
هزینههای اقتصاد صدقهای شده است.» نخستوزیر
کشورمان در دوران دفاع مقدس همچنین گفت:«ویژگی ما آذربایجانیها این است
که هرگاه خطری برای کشور پیش آمده، پیش از همه برای دفاع از کشور آماده
شدهایم و کشور را حفظ کردهایم و الان هم چنین احساسی را در ملاقات با
همشهریهای خود حس میکنم. دلهرههای آذربایجانیها برای دغدغههای کل
کشور است و نمیشود اینها را از هم جدا حس کنیم. نباید در آینده با نگاه
امنیتی به این نوع فعالیتها نگاه کنیم بلکه به عنوان دلسوزی برای کل کشور
باید تلقی کنیم.» میرحسین موسوی درباره حمایت
ایران از مسلمانان جهان متذکر شد:«اجزای سیاست خارجی کشور باید به عنوان
یک منظومه به هم پیوسته باشند. نقد من به سیاست خارجی فعلی کشور، وجود
نقضها و نبودن یک منظومه است. به طور مثال ما با ونزوئلا ارتباط قوی
میگیریم ولی به قفقاز، جمهوری آذربایجان، آسیای مرکزی و دیگر همسایگان
خود اهمیت چندانی نمیدهیم و اینجاست که مشکل به وجود میآید. من کشور
خود را جزو یک مجموعه تمدنی عظیم میبینم و معتقدم باید برخی روابط خود
را احیا کنیم و عمق استراتژیک بدهیم. ارتباط ما با جهان پیرامونی باید به
برنامههای درازمدتی معطوف شود که با تغییر دولتها تحتالشعاع قرار
نگیرد.» او توضیح داد:«مشکل ما این است که
هیچ سیاست ثابتی که معطوف به منافع حیاتی ما در منطقه باشد نداریم و سر
خود را به هیاهوهایی برای مصرف داخلی گرم کردهایم و منافع خود را در دنیا
از یاد بردهایم. در زمینه سیاست خارجی شاهد تناقضهای متعددی هستیم.
مثلا در مورد مسائل ملی صحبتهایی میکنیم و بعد زیر پرچمی مینشینیم که
در آن به جای نام خلیج فارس، نام خلیج عربی درج شده است. حمایت از
مسلمانان جهان، فلسطین و حمایت از فرزندان لبنان که فرزندان طبیعی انقلاب
اسلامی و امام (ره) هستند و حتی از منافع ما هم حمایت کردهاند یک حمایت
اصولی است به شرط آنکه یک منظومه باشد. سیاست خارجی را برای اهداف کوتاه
مدت و هیاهو نباید به کار بگیریم.» وی درباره
قوانین تبعیضآمیز حوزه زنان تاکید کرد:«هر قانونی اگر از نظر محتوا به
شکلی در بیاید که وجدان عمومی آن را سازگار با خود نبیند، راه درست این
است که از طریق قانون آن را تغییر دهیم. این مساله یک فرآیند دارد و دولت
نیز در این فرآیند نقش دارد. مسیر تغییر قانون، مطابق با قانون اساسی است
و از طریق مجلس، شورای نگهبان و الی آخر صورت میگیرد. من مطابق آنچه
اعتقاد دارم به سهم خود مخالف هر نوع تبعیض هستم و از طریق اختیارات خود،
لوایحی را در این زمینه تقدیم مجلس خواهم کرد.» موسوی
درباره برخورد با فعالان کمپین موسوم به کمپین یک میلیون امضاء نیز
گفت:«من با هر نوع برخورد خشن و زورمدارانه با فعالان مختلف از جمله
فعالان عرصه زنان مخالف هستم.» نخستوزیر
کشورمان در دوران دفاع مقدس با تاکید بر این که عرصه اقتصاد، سیاست و
فرهنگ از هم جدا نیستند افزود:«معتقدم برای حل مشکلات کشور در زمینه
فرهنگ باید یک دولت فرهنگی داشته باشیم؛ نه یک فرهنگ دولتی. فرهنگ
نمیتواند دستوری و آمرانه باشد. وظیفه دولت، بسترسازی است و دولت
نمیتواند فیلم بسازد و کتاب بنویسد بلکه دولت باید فضا را طوری باز کند
تا همه در آن بتوانند آزادانه فعالیت کنند.» یکی
از دانشجویان بسیجی نسبت به برگزاری این جلسه سخنرانی در ایام رحلت
آیتالله بهجت اعتراض کرد که مهندس موسوی پاسخ داد:«آیتالله بهجت یک عالم
بزرگ و از مراجع بزرگ تقلید ما بودند و جا دارد که در این جلسه یادی از
ایشان کنیم. ولی باید به این نکته اشاره کرد که هرکدام از این روزهای خاص
و ایامالله وسیلهای برای رساندن آگاهی میشوند. خود حضرت رسول(ص) هم در
ایام حج و روز عرفه با اعزام امیرالمومنین(ع) به جمع مسلمانان به طرح
مباحث آگاهساز و معرفتی میپرداختند. روز عاشورا، تاسوعا و روزهای مشابه
دیگر نیز روزهای آگاهیدهی هستند و شما نمیتوانید دانشجویان را متهم کنید
که چرا در این روز در اینجا نشستهاید و در مورد سرنوشت خود بحث میکنید.» او
همچنین به مسئله بسیج و انتخابات پرداخت و گفت:«بسیج زمان جنگ، مظهر
عظمتها و فداکاریها بود و قشرهای مختلف در آن حضور داشتند. اگر
میخواهیم آن سرمایه عظیم حفظ شود باید به سمت آن ارزشها برگردیم. یعنی
اگر بسیج میخواهد منزلت خود را در بین مردم حفظ کند باید از مردم دفاع
کرده و فراتر از جناحها حرکت کند و اگر مثلا به کسی در خیابان ظلم میشود
از او دفاع کند و به این نگاه نکند که مثلا آن شخص ریش دارد یا نه؟» عضو
مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت:« امام (ره) نه تنها بسیج بلکه همه
نیروهای نظامی را از ورود به سیاست منع کردند. بسیج باید فراتر از جناحها
حرکت کند و نگران سلامت صندوقها باشد و همانطور که رهبر معظم انقلاب
فرمودند، رای آنها برای کسی آشکار نباشد و از کسی حمایت نکنند. مگر بسیج
مدافع نظر رهبری نیست؟ پس این بحثها که از فرد خاصی حمایت میکند به صلاح
مجموعه نیست.» مهندس موسوی درباره مشکلات
مختلف دانشجویان در سالهای اخیر گفت:«دانشگاه باید مستقل باشد و نگاه
امنیتی باید از روی دانشجو و استاد برداشته شود. نباید دانشجوی ستارهدار
داشته باشیم و همچنین نباید استاد بازنشسته به دلایل سیاسی داشته باشیم.
دانشجویان باید آزادی بیان و آزادی پس از بیان داشته باشند.» در
ادامه این جلسه یکی از دانشجویان مسئولیت مهندس موسوی را در انقلاب فرهنگی
جویا شد؟ که او عنوان کرد:«این سوال غیرمستند است. قرار بر این بود که
سوال یک دانشجو که فرهیخته و تحصیلکرده است دقیق باشد. نباید مسائل مختلف
را با هم آمیخته کنیم و از آن وسیلهای بسازیم برای این که تاریخ را
مخدوش کنیم.» مهندس موسوی اظهار داشت:«زمانی
که انقلاب فرهنگی شد من هیچنوع مسئولیتی نداشتم و این مساله زمانی اتفاق
افتاد که من هنوز نخستوزیر نشده بودم. البته قصد تایید یا رد مساله
انقلاب فرهنگی را ندارم، بلکه مساله انقلاب فرهنگی در شرایط خاص اول
انقلاب به فرمان حضرت امام (ره) و توسط جمعی از دانشجویان انجام شد؛ آقای
باهنر، شمس آلاحمد، سروش و برخی افراد دیگر بر اساس فرمان امام (ره) این
کار را صورت دادند.» او در پاسخ به ادعای یکی
از دانشجویان بسیجی راجع به نشست موسوی با اعضای جبهه ملی گفت:«بحث نشست و
برخاست من با جبهه ملی یک دروغ محض است و شما در اینجا یک دروغ روشن را
بیان کردید. من به شما که امروز مشکی به تن دارید میگویم لباس قرمز بپوش
ولی دروغ نگو.» عضو مجمع تشخیص مصلحت همچنین
در پاسخ به یک سوال تکراری از پیش تعیین شده از سوی طیفی خاص دیگر راجع به
استفای ایشان نیز افزود:«بارها این سوال را از من پرسیدهاند و دلیل مطرح
کردن این پرسشها طبیعی است؛ چرا که منظورشان این است که من در یک شرایط
حساس استعفا کردهام و باز هم این کار را تکرار خواهم کرد. در واقع اینها
میخواهند وارد صحنه نشوم. من در سختترین دوران انقلاب یعنی در دوران
دفاع مقدس افتخار خدمتگزاری به ملت را داشتم و فقط یک بار استعفا دادم.
دیروز هم این سوال را از من در یزد پرسیدند؛ ظاهرا هم سوالات دوستان در
همه جا میچرخد.» نخستوزیر کشورمان در دوران
دفاع مقدس تاکید کرد:«زمانی که به این نتیجه رسیدم که نمیتوانم وظایف
قانونی خود را به طور کامل انجام دهم استعفا کردم و امام (ره) موافقت
نکردند و بعد هم که بر سر کار برگشتم، امام (ره) تا آخرین لحظه از عمر
مبارکشان از دولت حمایت کردند. آیا اینکه بخشی از مسائل را بگویید و
بخشی دیگر را نگویید از تقوای اسلامی دور نیست؟ کمی به کتابها و
نوشتههای امام (ره) مراجعه کنید تا با اندیشههای ایشان به درستی آشنا
شوید. ایشان مخالف قاطع تحجر بودند.» میرحسین
همچنین متذکر شد:«دیروز این مساله را مطرح کردند که من در دوران نخست
وزیری در دانشگاهها بین دختران و پسران دیوار کشیدهام و من هم توضیح
دادم که یکی از گروههای موجود در آن زمان در یکی از دانشگاهها این کار
را کرده بود و امام (ره) وقتی از این مساله مطلع شدند به شدت مخالفت و با
این مساله برخورد کردند. علت اینکه این مساله را مطرح میکنم این است که
به امام (ره) ظلم نشود و ایشان را آنطور که بود بشناسیم. امامی که شما
اینگونه مطرح میکنید یک امام تنگنظری است که هیچ شباهتی با آن امامی که
ما میشناختیم و دوستدار اندیشههای باز و نو بودند ندارد.» او
عنوان کرد:«من افتخار داشتم که امام (ره) از دولت من حمایت میکردند.
انتخاب نخستوزیر در آن دوران بدین ترتیب بود که رییسجمهور وقت، من را به
مجلس معرفی میکردند و مجلس هم رای اعتماد میداد و من هم فرزند امام (ره)
و هم فرزند رییسجمهور و مجلس آن زمان هستم. در مورد آقای هاشمی رفسنجانی
هم باید بگویم که من به ایشان احترام میگذاشتم و میگذارم و متوجه
نمیشوم که "نخست وزیر هاشمی رفسنجانی" که یک نفر در روی پلاکاردش در این
مراسم نوشته یعنی چه؟» یکی دیگر از دانشجویان
دیدگاه نخستوزیر محبوب امام(ره) درباره زبان آذری در کشور را پرسید که وی
گفت:«زبان، نظامی از نمادها و نشانههاست و ارزشها و اسطورهها را حفظ
میکند. زبان یک پدیده زنده است و نمیتوان با آن آمرانه برخورد کرد.
البته زبانها در تعامل با زبانهای دیگر نیز قرار میگیرند و تاثیر
متقابل بر روی هم دارند. زبان ترکی هم یک زبان زنده است که ادبیات وسیعی
دارد. من موافق اجرای اصولی هستم که در مورد زبانها و فرهنگها در قانون
اساسی آمده است. من هیچ نوع تحقیری در خواندن، نوشتن و آموزش متون ترکی
احساس نمیکنم و از آن لذت هم میبرم.» حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با
جمعی از دختران وزنان جوان؛متخصص و آزاداندیش، گفت:«نسل امروز ما و به
خصوص دختران آن در فضایی قرار گرفته اند که خیلی امیدوارکننده است در عین
حال نگران کننده نیز هست.» وی درمورد علت
این توصیف اظهار داشت:«سوالاتی جدی برای آنها مطرح شده که جای امیدواری
است چرا که اگر انسان اصل وجودش تفکر است؛تفکر با پرسش شروع می شود ولی
اگر این پرسش ها پاسخ درست داده نشود باعث دلسردی و دلخوری می شود و اگر
انسانهای آگاه دلخور شوند مشکلاتی که برای جامعه ایجاد می شود بیشتر است.» رئیس
دولت اصلاحات بوجود آمدن این سئوالات را نشان دهنده رشد جوامع و جامعه
ایرانی دانست و گفت:« امروز در جامعه ایرانی نسل جوان احساس هویت و حضور
می کند گرچه معتقدم در این مقطع تاریخی آن گونه که باید و شاید تعریفی از
هویت به خصوص برای نسل جوان ما نشده است.» وی
با تاکید بر اینکه باید هویت بیش از آنچه امروز تعریف شده است تبیین شود،
گفت:« متاسفانه در این زمینه کم کار شده و آشفتگی ذهنی وجود دارد که
امیدواریم در آینده این شورو دیدگاه و احساس حضوری که در عرصه ایجاد
شده؛ساماندهی بیشتر و بهتر بشود و به سوی آینده بهتر حرکت کنیم.» خاتمی
تصریح کرد:«انتخابات مسالهای است که در مقطعی ایجاد می شود و تمام می شود
ولی باید به آن فکر کرد؛گرچه هیچگاه نباید مسائل اساسی را از نظر دور
داشت.» وی ادامه داد:«مساله انتخابات مساله
مهمی است چون در سرنوشت ما موثر است و بالاخص انتخابات ریاست جمهوری که
تعیین کننده تکلیف یکی از قوای سه گانه است.» رئیس
جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه در مقطع کنونی همه ذهنها باید
متوجه عبور موفق از مرحله انتخابات باشد، گفت:«عبور کردن ما از این مرحله
انتخابات یعنی حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رای.» خاتمی
افزود:«امروز احساس می کنم در جامعه ما کسانی هستند که نمی خواهند مردم
زیاد پای صندوق های رای بیایند چون احساس می کنند در غیبت آنها یا حضور کم
رنگ مردم یک جریان شانس موفقیت بیشتری دارد و آن جریان مطمئنا مورد قبول
اکثریت جامعه نیست و برای عوض شدن این مساله اکثریت باید پای صندوق های
رای بیایند.» رئیس دولت اصلاحات با اشاره به
ساز و کارهای موجود انتخاباتی در کشور گفت:«متاسفانه در این ساز و کار همه
امکانات کشور برای تبلیغ انتخابات و برای جذب نظر به سوي یک جریان و فرد
خاص به کار گرفته می شود و تبلیغات و امکانات خیلی خیلی گشاد دستانه در
اختیار آنها قرار میگیرد.» وی تصریح
کرد:«طبعا در غیبت حضور مردم شانس و احتمال اینکه با رایی که در مقایسه با
کل کسانی که میتوانند رای بدهند اقلیت کوچک هست ولی با همین اقلیت ممکن
است حادثهای رخ دهد که ما آن را نمی پسندیم.» رئیس
بنیاد باران ادامه داد:«بدون اینکه بخواهیم به کسی اهانت کنیم یا خدای
نکرده بگوییم دیگران بد هستند معتقدیم کشور بد اداره میشود و میتواند
بهتر اداره شود.» سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:«اگر مردم در صحنه حضور پیدا نکنند نگرانی جدی داریم که وضعیت فعلی که وضعیت خوبی نیست تداوم پیدا کند.» وی
با بیان اینکه«هدف همه ما این است انتخابات پرشور باشد»، یادآور شد:« با
حضور اکثریت مردم خیلی از ترفندها و راهکارها و ساز و کارهایی که از تحقق
خواست مردم جلوگیری می کند از بین خواهد رفت و انشالله نتیجه اي حاصل
خواهد شد كه به نفع انقلاب؛كشور و مردم است.» رئیس
جمهور سابق کشورمان نقش جوانان در این عرصه را بسیار مهم توصیف کرد و
گفت:«در جریان انتخابات پدیده ای را شاهد بودیم که کم و بیش در دوره های
قبل هم دیدیم ولی نه به این صورت سازمان یافته و گسترده و آن حضور
داوطلبانه و بدون چشم داشت جوانان در عرصه است.» وی
ادامه داد:«در ماههای اخیر دیدیم جوانان کشور چه شوری ایجاد کردند؛صدها
هزار نفر جوان با انگیزه روشن احساس کردند که باید به عرصه بیایند ستادهای
مختلفی از جمله موج، یاری و ستاد 88 را تشکیل دادند و این پدیده بسیار
مهمی بود.» خاتمی تصریح کرد:«این کار آنها هم
نشان دهنده هوشیاری و بیداری نسل جوان ما ؛هم توانمندی آنها در سامان دادن
جریانات اجتماعی بود.این جریان هم می تواند موج اجتماعی ایجاد کند و هم
اینکه وضعیت نابسامان و غیر عادلانه تبلیغاتی که هست با یک نحوه رسانه
جدیدی که خود جوانان هدایتش می کنند آن را تا حدودی جبران بکند.» رئیس
جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«من فکر می کنم هر جوان می تواند روی تعداد
زیادی از افراد جامعه اثر گذار باشد و باید به درون جامعه رفت و با تحلیل
ثابت کرد اوضاعی که هست با اینکه نمی خواهم بگویم کسانی که سر کار هستند
سوءنیت دارند، نه به نفع اسلام؛نه به نفع جمهوری اسلامی و نه به نفع ایران
و نه ملت هست و این وضع را می توان عوض کرد و در مسیری حرکت کنیم که کم کم
به آرمانها و جهات خودمان نزدیک شویم.» وی در ادامه گفت:«با نیرو و نسل جوان می توان به آینده بهتر فکر کرد واین یک پیروزی و موفقیت است » خاتمی
افزود:«باید به این فکر کرد که آيا دولتی سرکار است که که به آزادی اندیشه
احترام می گذارد؟ به نیازهای مردم و مصلحت ملی بیشتر توجه دارد؟دولتی که
حاضر است امکانات را بهتر و بیشتر در مسیر ارتقاء و پیشرفت جامعه قرار
بدهد؟دولتی که می تواند در عین پافشاری بر اصول و منافع اصلی از اینکه
فشارها بر کشور زیاد و ایجاد شود جلوگیری بکند و بتواند از فرصت ها
استفاده کند؟» رئیس موسسه بین المللی گفتگوی
فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:«اینها مسائل و سئوالات مهم است.ممکن است فکر
یا تردید کنیم که آیا همه آن چیزی که می خواهیم آن دولت می تواند برآورده
سازد؟ولي بايد واقع بين بود و در نظر داشت كه يك گام به جلو هم موفقيت
است.» خاتمی در بخش دیگری از سخنانش اظهار
داشت:«شاید بعضیها وقتی در بیان مواضع احتیاط می کنند احساس می کنند با
اینکه علاقه دارند تحول و تغییری به نفع زنان،جامعه و جوانان و نسل امروز
در جامعه ایجاد کنند، با بیان شعارها هوشیاری جریانات دیگر را بیشتر می
کنند تا مانع تراشی بکنند و ترجیح می دهند آن شعارها را در لفافه بدهند یا
کمتر بیان کنند اما این به معنی آن نیست آنها این مساله را قبول
ندارند.آیا این درست هست یا نه حرف دیگری است.» رئیس
جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«مگر همه کارها و امکانات دست ما است که
بتوان به همه آرمانها رسید؛مهم آن است در آن جهت حرکت کنیم و واقع بینانه
به آن سو برویم.باید این پارادوکس را حل کرد که شعارها قله را نشان می
دهند ولی برای رسیدن به قله باید همه این دامنه کوه را طي کرد و از آن
بالا رفت و نباید به راه دیگر رفت.» وی سپس
تاکید کرد:«معتقدم شخصیتی مثل مهندس موسوی آن قلهها و حرفها را قبول
دارند؛کم و بیش هم در صحبتهایشان هست و حتما اگر توفیقی باشد به آن سو
حرکت خواهیم کرد و با تدریج، تامل و تانی میتوان به آن قله نزدیک شد و به
جلو رفت.» خاتمی خطاب به جمع حاضر
گفت:«مهمترین کار شما این است که باید کاری کرد که تغییر تحقق پیدا کند و
در فضای مناسب تری برای رسیدن به آرمانها قرار بگیریم.» وی
در مورد اینکه خود در این زمینه چه فعالیتی انجام خواهد داد، اظهار
داشت:«دیدگاهها و نظرات من مشخص است و در این مرحله هم چون احساس میکردم
ما در مقابل کشور و مردم مسئولیم باید هر کاری که بتواند تغییر را صورت
دهد انجام دهیم و به همين جهت اعلام کاندیداتوری کردم.» رئیس
جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«وقتی جناب مهندس موسوی آمد احساس کردم با
دلایل مختلفی که درباره آن توضیح فراوان دادم شخص خودم در عرصه نباشم و
سعی کنیم در درجه اول جریانی که به جریان اصلاحاتی که ما قبول داریم نزديك
تراست روی کار بیاید.» وی ادامه داد:«بطور
ویِژه ضمن احترام به همه کاندیداهای دیگری که هستند روی مهندس موسوی تکیه
کردهام و قولی که دادم عملی شد و الان هم برای تشویق حضور مردم درصحنه و
هم طبعا برای رفع ذهنیت هایی که نسبت به مهندس موسوی باشد و اینکه من
ایشان را می شناسم و معتقدم شایسته هستند به جامعه معرفی شوند کارم را
انجام خواهم داد.» به عقیده خاتمی نقشی که خود کاندیدا ها در زمان تبلیغات رسمی انتخابات دارند تعیین کننده است. رئیسجمهور سابق کشورمان سپس به مسائل اخیر پیشآمده و برخی شبهات و تخریبهای صورت گرفته اشاره کرد. وی
با تاکید بر اینکه«ما به اندازه کافی کسانی داریم که ما را تخریب کنند»،
اظهار داشت:«خودمان به اسم خودمان نباید خدای ناکرده کاری بکنیم که سبب
شود دیگران سوءاستفاده شود و از ناحیه ما به تضعیف یکدیگر و نمایش دادن
اختلاف بیانجامد.» خاتمی تصریح کرد:«من به
شدت تردید دارم طرفداران واقعی یکی از این دو کاندیدا حاضر باشند بروند و
علیه کاندیدای دیگر فعالیت کنند یا در جلسهای که هست مطالبی بگویند؛این
را باید جستجو کرد.» وی ادامه داد:«این ماجرا
احتمالا طراحی ناجوانمردانهای است که کسان دیگری ممکن است در چهره
طرفداری از یک کاندیدای اصلاح طلب علیه کاندیدای دیگر اصلاح طلب کار کند.» رئیس
دولت اصلاحات تاکید کرد:«این مساله خطرناک است باید متوجه باشیم که این
پوست خربزه بسیار خطرناکی است که زیر پای ما گذاشته شده تا از ناحیه خود
ماها ایجاد اختلاف شود.» وی
سپس با اشاره به سخنان حضار مبنی بر اینکه«آزادی بدون امنیت و امنیت بدون
عدالت نمی خواهیم»، گفت:«اینها نکته جالب و خوبی است؛صحبت این است که آیا
با محدود کردن آزادی های مشروع و اساسی امنیت در جامعه ایجاد می شود؟بستگی
به تعریف ما از امنیت دارد.» خاتمی توضیح
داد:«امنیت اگر امنیت حاکمان باشد و حکومت این طور احساس کند فقط یک سلیقه
و فکر باید بر جامعه حاکم شود و هر چه خلاف این سلیقه باشد در مسیر
براندازی و ضدیت با امنیت است و بنابراین آزادی ممکن است این امنیت این
چنینی را از بین ببرد ممکن است ابتدایی ترین آزادی ها را از بین ببرند.» وی
یادآور شد:«ما یک اصل طلایی در قانون اساسی داریم که باید متوجه باشیم می
گوید"به نام آزادی نمی شود امنیت کشور را از بین برد و به نام امنیت نمی
توان آزادی را از بین برد" این مساله نسبت متقابل با همدیگر دارد و باید
به آن فکر کرد.» رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«مهمترین امنیت، امنیتی است که در متن جامعه باشد.» وی
افزود:«اولا ما واقعا باید به امنیت جامعه و افراد آن بیاندیشیم؛یکی از
امنیت ها این است که فرد احساس کند آزاد است.اگر این آزادی را از او
بگیریم یا احساس کند که آزاد نیست خود به خود دلبستگی او به اصل نظام و
جامعه کمتر می شود و هرچه این دلبستگی کم شود نظام و جامعه آسیب پذیرتر می
شود.» خاتمی تصریح کرد:«مگر می شود در دنیای
امروز فقط با قوای نظامی، امنیتی و قضایی یک جامعه را اداره کرد؟اگر ریشه
و پایه در قلب های مردم نباشد آن امنیت اگر ظاهری هم باشد خیلی لرزان است
و با یک جرقه همه اینها از بین میرود.» رئیس
جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«ما وقتی از آزادی های مشروع ( نه ولنگاری)
نظیر آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی تعیین سرنوشت توسط انسانها، آزادی
برخورداری از حقوق شهروندی و اعمال آنها دفاع می کنیم معتقدیم دقیقا از
امنیت کلی جامعه دفاع می کنیم نه فقط امنیت یک جریان خاص.» وی
با بیان اینکه«از جمله مسائلی که می تواند امنیت را ایجاد کند،عدم دخالت
در امور شخصی است»، اظهار داشت:«آزادی و امنیت بدون عدالت در جامعه ایجاد
نمی شود؛عدالت در جامعه باید وجود داشته باشد تا هم آزادی معنا داشته باشد
و هم امنیت.» سیدمحمد خاتمی خاطر نشان
کرد:«شکم گرسنه آزادی و امنیت رانمی شناسد؛ از طرف دیگر هم وقتی ما آزادی
را به معنی عام کلمه نداشته باشیم در جامعه فقر حاکم خواهد شد و در جامعه
فقیر نمی توان عدالت را پیاده کرد.» يكي از شعارهاي دولت نهم مبارزه با باندبازي و مافيا و زدوبندهاي سياسي در سطح دولت بود اما پس از گذشت چهارسال از عمر كابينه مهرورزي نتيجه آن شد كه مي بينيم ! مطلب زير به نقل از سايت خبري تحليلي سلام براي اطلاع خوانندگان محترم درج مي گردد . در اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد،
باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و اطرافیان دولت، بدون توجه
به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار گرفته اند. قبل
از روی کار آمدن دولت نهم یكی از انتقادهایی كه به دولت های گذشته وارد می
شد این بود كه كشور در حلقه بسته مدیران گرفتار آمده و به خوبی از نخبگان
و كسانی كه از نظر فكری با دولت هماهنگ نبودند اما توانایی مدیریت و قدرت
اندیشه و عملگرایی بالا داشتند استفاده نمی شود و مساله نزدیكی و دوری در
چینش مدیران تبدیل به یك اصل شده است. دولت
احمدی نژاد با شعار عدالت گستری، مهرورزی و خدمت كار خود را آغاز كرد و بر
شایسته سالاری تاكید داشت. ولی پس از مدت کوتاهی روشن شد که این انتقادات
در حد شعار باقی ماند و شیوه مورد انتقاد احمدی نژاد به رویه مرسوم و
پسندیده در دولت بدل شد. به نظر می رسد در دولت جدید نه تنها حلقه خودی ها
تنگ تر شده كه بحث تجربه گرایی با نگاه بازكردن حلقه مدیران به کلی به
فراموشی سپرده شده است. و دولت نهم، نه تنها از حجم دیوانسالاری اداری و
دولتی ایران کم نکرده، که بانی بخش جدیدی در آن شده است. به نام
دیوانسالاری فامیلی. بعد از پیروزی احمدی
نژاد در انتخابات، در بسیاری از ادارات و سازمانها، بسیاری از کارمندان و
کارکنان، بدون اخراج و قطع حقوق، به حاشیه رانده شده، و کارمندان و
کارکنان جدیدی که آرم دولت نهم را دارند، بر جای آنان قرار گرفته اند. در
اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد، و در
بسیاری از ادارات دولتی، پست های دولتی و سازمانی، فامیلی و موروثی و
انحصاری شده است، و بر خلاف شعارهای احمدی نژاد، خود دولت نهم نیز از این
گزند در امان نمانده، و باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و
اطرافیان دولت، بدون توجه به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار
گرفته اند. لیست روسای فامیلی دولت احمدی نژاد نهاد ریاست جمهوری، وزارتخانه ها و سازمان ها داوود احمدی نژاد: بازرس نهاد ریاست جمهوری. او برادر بزرگتر محمود احمدی نژاد است. استانداری ها رحیم قربانی - استاندار آذربایجان غربی: همسر استاندار:ریاست مرکز زنان و جوانان استانداری به
همه اینها چند شغله بودن الهام، سعیدلو، مهرداد بذرپاش ( که مدارج ترقی صد
ساله را به سبب دوستی قدیم پدر با احمدی نژاد یک شبه طی کردند) و رحیم
مشایی را هم باید اضافه کرد. انتصاب بسیاری
از افراد و وزرای ناآشنا به رشته خود كه اکثرا كوچكترین تجربه و تخصصی
در حوزه مدیریت خود نداشتهاند از وزیر امور خارجه گرفته تا بسیاری از
سمتهای مدیریت و ریاست و معاونت دیگر، کشور را دچار پراكندگی ها و
نابسامانی های بسیاری كرده است. گویا تمام نخبگی و تخصص و جامعیت در قامت
همین چند فامیل و دوست و آشنای سابق در دانشگاه علم و صنعت و سپاه و شورای
نگهبان متجلی شده است و بقیه مردم مشتی کودن و کند ذهن و عقب مانده ذهنی
هستند که قادر به در اختیار گرفتن پستی مهم در کشور نیستند. قطعا
راه تحقق و اجرای عدالت و مبارزه با بوروکراسی و دیوانسالاری مخرب، از
مسیری بجز استخدام های فامیلی در ادارات و سازمان ها می گذرد. یكی
از ویژگی های حكومت قاجاریه به كارگیری شیوه حكومتی در اداره دستگاه
دیوانی با استفاده از حكومت پدرسالارانه و پاتریمونیال و واگذاری مناصب به
خویشاوندان بود. روشی كه هدف تحكیم مبانی نفوذ و حفظ سلطه قدرتمندان و
انحصار قدرت را در جامعه تعقیب می كرد. این رسم در دوران پهلوی هم ادامه
یافت و یکی از نکات ضعف این سلسله نیز محسوب می شد و باب شدن اصطلاح هزار
فامیل در این دوره از نشانه های رویکرد منفی مردم نسبت به این رسم ناپسند
بود. آنتوان چخوف نویسنده بزرگ روس هنگامی که
تیغ انتقاد خود را بر مشکلات جامعه روسیه می کشد روسیه را معجونی از
«تاریخی یخ و سنگین، دیوان سالاری، فقر و جهل.» می نامد و هر یک را لازم و
ملزوم دیگری معرفی می کند.
در این دیدار اعضای نسیم ابتدا به بیان دغدغه ها و مشکلات ناشی از
عملکرد دولت نهم پرداختند و دلایل حمایت خود از مهندس موسوی را در
انتخابات ریاست جمهوری دهم بیان کردند. در ادامه،حجت الاسلام و
المسلمین مهاجری با اشاره به قابل پیش بینی نبودن نتیجه انتخابات در ایران
گفت: مردم گاهی تصمیمات عجیبی می گیرند. هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که
چه کسی رای می آورد و اگر هم من بخواهم بگویم که نتیجه چه خواهد شد خودم
هم به آن اعتمادی ندارم. مگر این که میل خود را بگویم که بله من دوست دارم
مهندس موسوی رییس جمهور شود. وی ضمن طرح این مساله که مهندس موسوی به
دلیل دوری بیست ساله از مسائل اجرایی برای نسل جوان چندان شناخته شده نیست
گفت: متاسفانه شاهد این هستیم که در این مدت سعی کرده اند از آقای احمدی
نژاد یک قدیس بسازند و این مساله در برخی اقشار مثل خانه داران، کارگران و
روستاییها وجود دارد. روی این اقشار کار زیادی باید صورت بگیرد.
مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی در ادامه افزود: مهندس موسوی رای بالقوه
بالایی دارند، یعنی زمینههای بسیار خوبی دارند که برای ایشان در جامعه
رای درست شود و البته فرصت بیست روزه تبلیغات از رادیو و تلویزیون و صحبت
هایی که انجام می دهند و هم چنین افراد موجهی که از طرف ایشان برای صحبت
فرستاده می شود می توان این رای بالقوه را بالفعل کرد. این مشاور رییس
جمهور سابق با طرح این سوال که "چرا احمدی نژاد نه؟" گفت: مسائل اقتصادی
که در صحبت های دوستان هم به آن اشاره شد، مهم است اما زیربنا نیست. آن چه
زیربناست و به ارزش ها برمی گردد، "صداقت" است و در مکتب دولت فعلی دروغ
گفتن مستحب مؤکد و واجب است؛ یعنی به شدت و بدون هیچ ابایی دروغ میگویند.
ما تا قبل از این دولت در سطح ریاست جمهور دروغ نداشتیم. البته یک سری
دروغ ها واجب بود آن هم مختص دوران جنگ بود، به این معنا که برای جنگ
روانی تعداد کشته ها و اسیران دشمن را بیشتر می گفتند و از این دست مسائل،
غیر از این چیز دیگری نبود چراکه آنها در مکتب امام پرورش یافته بودند و
صداقت داشتند. مثلا شهید بهشتی مجسمه صداقت و پاکی بودند. اما این دولت با
دروغ و فریب تا این جا مانده است و این برای ملت ما که انقلاب اش یک
انقلاب فرهنگی و ارزشی بود و همه چیز در آن باید برحسب ارزش ها و معنویت
باشد، بزرگ ترین خسران است. مهاجری با برشمردن دروغ هایی که این
دولتیان فعلی گفته است اظهار داشت: یکی از دروغ هایی که شاید عوام متوجه
نشوند اما خواص می فهمند "ادعای پیروی از ولایت فقیه" است. ما در طول این
سی سال دولتی نداشتیم که تا این حد نسبت به رهبری و مراجع تقلید بی اعتقاد
باشد و البته از آن طرف سنگ آن را هم به سینه بزند. مدیر
مسئول
روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به تخریب های صورت گرفته علیه شخصیت
های نظام گفت: یکی از کارهای خلافی که توسط این دولت و یا عوامل اش صورت
گرفت، تخریب چهره های خدمتگزار این نظام بوده است. این ها قلم دادند دست
یک عده افراد فحاش که هرچه می خواهند بگویند و بنویسند و هر دورغ و تهمتی
را بگویند. همین الان آقای مهندس موسوی که تا چند ماه قبل کسی چیزی
علیه او نمیگفت در این مدت چه قدر به او توهین کرده اند. علت چیست؟ جرم
اش این است که در دوران دفاع مقدس خیانت کرده است؟ به ملت خیانت کرده است؟
پول بیت المال را خورده است؟ خیر! همه می دانند جناب مهندس موسوی هم از
نظر دست و هم دامن پاک پاک بوده است. این انسانی که این همه مورد تحسین
حضرت امام بوده است چرا باید علیه او این طور موضعگیری شود؟ صرفا به خاطر
اینکه خواسته از حق قانونی خودش استفاده کند و کاندیدا شود. اینها
می گویند اصلا کسی حق ندارد در مقابل ما بایستد و هرکس چنین کند باید او
را نابود کرد. حرف اینها یک چیز است: من، من و نه هیچ کس دیگر. خب
این دقیقا نقطه مقابل ارزشها و آزادی و استقلال ماو آن چیزهایی است که
برای اش انقلاب کردیم. نقطه مقابل آرمانهایی است که به خاطرش شهید دادیم،
جانباز دادیم و آن همه زجر کشیدیم. وی در ادامه دیدار خود با نسل
سومیهای یاریگر میرحسین (نسیم) به انحلال سازمان برنامه و بودجه اشاره
کرد و افزود: این باعث شد یک سری از درآمدها و ارز دولت در برخی جاهای
نامعلوم هزینه شود و می بینیم که دیوان محاسبات هم در حال فاش کردن این
مسائل است اما رییس دولت مصاحبه می کند و می گوید دولت پاک است و این
مسائل دروغ است. مرتب هم مجلس و رییس مجلس مصاحبه می کنند و پاسخ او را می
دهند و گزارش ارائه می کنند. خب این نشان می دهد که دولت دروغ می گوید و
این تخلفات قابل انکار نیست. مهاجری در ادامه گفت: این ها مسائلی به
وجود آورده است که به نظر من شورای نگهبان در روز قیامت هیچ جوابی ندارد
بدهد که چگونه این فرد را جزء رجال سیاسی کشور اعلام کرد یا اگر بخواهد
برای این دوره هم این کار را تکرار کند. من اگر در شورای نگهبان بودم بدون
هیچ تردیدی و با توجه به عملکرد و بیصداقتی اش اعلام می کردم احمدی نژاد
به هیچ وجه شایستگی کاندیداتوری برای ریاست جمهوری آینده را ندارد. مشاور
آیت الله هاشمی رفسنجانی افزود: متاسفانه جوی را ایجاد کرده اند که
همه از ترس آبروی خود نتوانند حرف بزنند. با یکی از دوستان که دکترای
اقتصاد دارد درباره سرمقاله ای که پیرامون نقد همایش ایرانیان خارج از
کشور بود صحبت می کردم، به من گفت فقط شمایید که گویا جرات دارید و از این
گونه مقالات انتقادی بنویسید. معنای حرف این است که این ها یک حالت وحشت
در کشور ایجاد کردند و اگر کسی بخواهد حرفی علیه اینها بزند، بیآبروی اش
می کنند. بالاخره روزنامه دارند مثل کیهان و ایران و ... و از آن طرف هم
٢٠:٣٠، این ها را دارند. مسیح مهاجری با بیان این که همه ما مجموعه ای
از ضعفها و قوتها هستیم ادامه داد: من در مدت سی سال معاشرتی که با
مهندس موسوی داشتم، به نظر من ایشان خصوصیتهایی که یک رییس جمهور باید
داشته باشد را در حد بالا دارند. یکی از خصوصیات رییس جمهور مدیریت
است که ایشان در دوران دفاع مقدس نشان دادند که در مدیریت بحران فردی قوی
هستند. دومین لازمه تجربه است که ایشان صاحب تجربیات گرانبهایی از دوران
مدیریت خود در جنگ هستند. خصوصیت دیگر آقای موسوی این است که همان طور که
هست خود را معرفی می کند و خود را چیزی بیش از آن چه هست نشان نمی دهد.
ایشان نه اهل دروغ است و نه ریا. وی در ادامه با اشاره به علاقه شدید
مهندس موسوی به روحانیت و مرجعیت شیعه و اظهارات علی مطهری درباره این که
موسوی ضدروحانی است، گفت: این بزرگترین جفا به موسوی است. من نمدانم چرا
این فرد این حرف را زده است، چون آقای موسوی واقعا عاشق امام بود، فانی در
شهید بهشتی بود. من به عنوان یک روحانی ٣٠ سال است با ایشان رفاقت دارم و
شهادت می دهم ایشان به اندازه سر سوزنی نسبت به روحانیت ضدیت ندارد. یک
انسان به تمام معنا مذهبی است، از یک خانواده کاملا مذهبی و معتقد به نظام
و جمهوری اسلامی است. وی در ادامه افزود: یکی دیگر از ویژگیهای رییس
جمهور صلابت توام با عقلانیت در مواضع خارجی است و ایشان در طول این سی
سال نشان داده است که موضعگیری های ضداستکباری قوی و بسیار دقیق دارند.
به هر حال با توجه به این ویژگیها که در مهندس موسوی می بینم، ایشان
شایسته ریاست جمهوری است. سرانجام پس از ماهها رايزني و با وجود ترديدهاي بسيار ، سخنگوي جبهه موسوم به
پيروان خط امام و رهبري حمايت صريح و آشكار خود را از محمود احمدي نژاد به عنوان كانديداي دوره
دهم انتخابات رياست جمهوري اعلام كرد . همزمان نيز تيم رسانه اي دولت تلاش گسترده خويش جهت القاء شبهه حمايت تمامي جمعيت اصولگراي كشور از احمدي نژاد را آغاز كردند . البته شايد روشهاي تبليغاتي مرسوم ايجاب كند طرفداران دولت نهم با ايجاد هياهوي رسانه اي فضاي انتخابات را بگونه اي ديگر نشان دهند اما بدون شك بررسي و تحليل شرايط موجود مي تواند كمك موثري به شفاف شدن اخبار و تبليغات يكسويه حاكم بر جامعه نمايد لذا بايد خاطر نشان كرد : ا-
اولين مدعيان سينه چاك حمايت از احمدي نژاد گروه موتلفه اسلامي است . آنان جمعيتي متشكل از برخي مبارزين قبل از انقلاب به رهبري عسگراولادي
هستند كه پس از پيروزي نهضت اسلامي چند صباحي در پست هاي اقتصادي و فرهنگي كابينه شهيدان رجائي ، باهنر ، مهدوي كني و سپس موسوي حضور داشتند لكن به دليل تفاوت ديدگاهها خصوصاً در بخش اقتصاد
نتوانستد به همكاري خود ادامه دهند . توصيه هاي موكد حضرت امام (ره) در حمايت
و پشتيباني از عملكرد دولت موسوي آنان را وادار به خروج از كابينه موسوي نمود گرچه بدليل علائق شديد اقتصادي و نفوذ فراوان در جناح بازار سايه آنان هيچگاه از سر ارگانهائي نظير
كميته امداد ، دانشگاه آزاد و اتاق بازرگاني كم نشده است اين گروه در شعار همواره خويش را مطيع محض روحانيت مي داند و تلاش مي كند تا مشروعيت خود
را در اذهان عموم متصل به آراء وانديشه هاي ديني و مذهبي جلوه دهد اما بسيار شده است كه در عمل و خصوصاً در مواضع سياسي خلاف راي و نظر روحانيت خاصه مراجع تقليد
موضع گيري نموده است . حمايت اخير آنان از احمدي نژاد عليرغم مخالفت پنهان و آشكار بسياري از شخصيت هاي روحاني جناح راست بارزترين مصداق اين مدعاست . جالب آنكه از ابتداي انقلاب تا كنون هر كانديدائي را كه موتلفه اسلامي به عنوان نامزد پست رياست جمهوري معرفي كرده كمترين آراء را
در انتخابات بدست آورده است ! 2-
گروه بعدي طيف طرفداران دولت در مجلس هشتم شامل رايحه خوش
خدمتي ها ، جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي همچنين جامعه اسلامي مهندسين و پزشكان
و دانشجويان و معلمين به رهبري افرادي نظير رسائي ، فدائي ، باهنر و صدر
نمايندگان فعلي مجلس هستند . رايحه خوش خدمت از نزديكان
پروپاقرص احمدي نژاد هستند و در واقع از دل دولت نهم تاسيس شده
اند اما بقيه گروههاي سياسي فوق كه جمعيت محدودي از افراد اجتماع را
تحت پوشش خود دارند عليرغم انتقادات وسيع به عملكرد دولت كه مهمترين جلوه آن
موضع گيريهاي شخص باهنر در روند رسيدگي به لوايح بودجه و هدفمند كردن
يارانه ها بود ظاهراً بنابر فشار و اجبار در حمايت از كانديداي واحد
اصولگرايان به پشتيباني از احمدي نژاد روي آورده اند . خط قرمز اين جريان
سياسي عدم انتخاب نامزد اصلاح طلب در انتخابات است لذا تحت هر شرايطي حاضر به حمايت از كانديداتوري احمدي نژاد شده اند حتي به قيمت قرباني كردن منافع ملي ! نكته جالب
اين كه در آخرين ديدار باهنر و عسگراولادي با رئيس جمهور محبوبشان كه
بمنظور بيان شرط و بيعت هاي قبل از پشتيباني با وي صورت گرفت احمدي نژاد
خود را بي نياز از حمايت اين افراد دانسته و حاضر نشده است حتي در ظاهر
نيز احترام آنان را نگه دارد ! 3-
اما در مقابل ، شاخص ترين گروه سياسي كه جمعي از علماء و
روحانيان برجسته و باسابقه را در خود جاي
داده و نماد اصلي اصولگرائي شناخته مي شود و همواره بخش عظيمي از متدينين
جامعه به راي و نظر آنان علاقه و اقبال دارند يعني جامعه روحانيت
مبارز عليرغم جلسات مكرر و پي در پي هيچگاه حاضر به حمايت آشكار از احمدي
نژاد نشد . آنان در طول چهار سال گذشته نقدهاي اساسي به
مواضع و عملكرد دولت نهم داشته اند لذا رسماً اعلام نمودند كه در اين انتخابات با معرفي مصداق وارد عرصه نخواهند شد و تنها مردم را به حضور در پاي صندوقهاي راي دعوت خواهند كرد !
4- جامعه مدرسين حوزه علميه قم به عنوان
مركز ثقل تصميم گيري سياسي علماء و مراجع معظم تقليد نيز تا كنون حاضر به حمايت از
احمدي نژاد نشده است چرا كه رفتار وي و بعضي اطرافيانش همچون مشائي كه
همواره در طول چهار سال گذشته _ به اعتراف اخير روزنامه كيهان _ خون به دل
مراجع كرده است سابقه و خاطره خوشي در ذهن و ياد شخصيت هاي بانفوذ
حوزه علميه قم نگذاشته لذا بعيد است كه اين جامعه اقبال شايسته اي به رئيس دولت نهم نشان دهد ! عدم پذيرش احمدي نژاد در طي دو سال
گذشته از سوي بيوت آيات عظام براي ديدار و مذاكره خود حكايت از روابط به
شدت تيره و تار اين دولت با مراجع تقليد دارد ! 5-
ديگر كانديداهاي مطرح اصولگرا در دوره نهم يعني لاريجاني ، قاليباف و
رضائي هيچكدام حاضر به حمايت از احمدي نژاد نشده اند ضمن آنكه محسن
رضائي دو روز قبل رسماً وارد عرصه انتخابات شد . قاليباف و رضائي در طول چهار سال گذشته هيچگاه به كابينه نهم دعوت نشدند و
لاريجاني نيز پس از قريب به دو سال همكاري در شوراي عالي امنيت ملي
به دليل اختلافات شديد با احمدي نژاد از سمت خود استعفاء داد تا مسير مجلس
هشتم را از حوزه انتخابيه قم به پشتيباني مراجع طي كند. انتخاب
لاريجاني به رياست مجلس هشتم در مقابل حداد عادل كه سنگ احمدي نژاد را در
مجلس قبل بسيار بر سينه زد پيام روشني به دولت بود كه منبعد حمايت بي
چون و چراي قوه مقننه از احمدي نژاد را فراموش كند ! از ديگر سو تخريب شخصيت و
سنگ اندازي دولت در مقابل قاليباف ، شهردار موفق تهران كه از رقباي
جدي و مطرح احمدي نژاد در اين دوره به حساب مي آمد آنچنان آشكار و بي
محابا و پيوسته در طي چهار سال گذشته صورت گرفت كه حتي شائبه اصلاح طلب
بودن قاليباف را در ذهن عامه پررنگ نمود!
6- اصولگرايان منتقد دولت كه در انتخابات مجلس هشتم از جبهه متحد اصولگرائي جدا شدند نيز در اين دوره رسماً اعلام
كردند كه از احمدي نژاد هيچ حمايتي نخواهند كرد و اگر كانديداي اصلح را در
ميان نامزدهاي انتخابات نيابند امكان حمايت از ميرحسين موسوي را بررسي
خواهند كرد . چهره هاي شاخص اين گروه همچون خوش چهره ، افروغ و
ابوطالب در بحبوحه انتخابات نهم از احمدي نژاد حمايت گسترده اي كردند اما نحوه رفتار و تعامل دولت و شخص رئيس جمهور با مجلس و نمايندگان مردم باعث
شد پس از گذشت كمتر از دو سال اين افراد به صف منتقدان و مخالفان دولت
بپيوندند ! 7- گروه ديگري از اصولگرايان ، طيف طرفدار
توكلي هستند كه خود زماني رقيب خاتمي تحت عنوان دولت پاك بود . وي اخيرا با
فراخوان روساي ستادهاي انتخاباتي خويش در سراسر كشور قصد حمايت
از كانديداتوري محسن رضائي را دارد . اين امر به مثابه بروز شكاف در پوسته اصولگرايان است چرا كه بخشي از آراء سرگردان اين جناح كه
علاقه اي به ادامه حضور احمدي نژاد در مسند قدرت ندارند را به سبد آراء
رضائي هدايت خواهد كرد خاصه آنكه محسن رضائي با وعده ايجاد دولت ائتلافي
قدم به عرصه انتخابات گذارده و هيچ بعيد نيست كه طيف طرفداران لاريجاني و
قاليباف نيز عملاً به حمايت از اين چهره اقتصادي امروز و فرمانده نظامي ديروز تمايل
نشان دهند ! اينك با توجه به شرايط پيش آمده كاملاً
واضح است كه جمعيت اندكي از جناح اصولگرا در زير چتر احمدي نژاد گرد آمده
اند و عمده آنان تمايلي براي حمايت از وي ندارند ، آنگونه كه
ماهها پيش نيز سران قبيله اصولگرا گفته بودند در صورت ايجاد شرايط
حاد و بحراني نظير كانديداتوري خاتمي حاضر به حمايت اجباري از احمدي نژاد
به اميد شكست اصلاح طلبان هستند . اكنون كه فراست و تيزبيني شخص خاتمي و
حضور شخصيت موجه و باسابقه اي همچون مهندس موسوي اين حربه را از دست
طرفداران احمدي نژاد گرفته قطعاً نخبگان منصف اصولگرا در نحوه انتخاب و
حمايت از چهره اي كه بتواند سعادت و تعالي كشور در ابعاد
گوناگون سياسي ، اقتصادي و مديريتي و همچنين وحدت اصولگرايان را در چهار سال آينده تامين نمايد با دقت
بيشتري تامل خواهند كرد . به هر حال ترس و نگراني مريدان احمدي نژاد از اين است كه در اين شرايط چگونه بايد كشتي طوفان زده اصولگرايان را در درياي پرتلاطم انتخابات به ساحل مقصود رسانند ؟! بدون شك راي مردم در 22 خرداد 88 بسياري از واقعيت هاي نهفته در بطن جامعه را برملا خواهد ساخت . در حالي كه فقط دو ماه تا برگزاري
انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري باقي مانده و در شرايطي كه اردوگاه
اصولگرايان همچنان در نابساماني تصميم براي معرفي كانديدا يا كانديداهاي
خود براي حضور در اين عرصه مهم و حياتي بسر مي برد جناح رقيب يعني جبهه
اصلاح طلبان از سه ماه پيش تا كنون سه وزنه سنگين خود را براي اين مبارزه
طاقت فرسا به ميدان آورده و حتي در يك ماه اخير گامهاي سنگيني را نيز در
جهت تحقق ايده وحدت كانديدا در انتخابات آتي برداشته است . آمدن و رفتن
خاتمي همزمان با حضور شخصيت وزين و بي بديلي همچون مهندس موسوي در عرصه
رقابت مويد اين مطلب است كه اصلاح طلبان در سايه فراغت خويش از مسئوليت
هاي حكومتي به رصد و مطالعه دقيق شرايط و برنامه ريزي منظم و منسجم براي
حضور هدفمند در روز رقابت مشغولند . بنابر
رويه معمول در دوره هاي گذشته انتظار مي رفت كه انتخابات دوره دوم رياست
جمهوري براي دولت نهم بگونه اي پيش رود كه رقيب قدرتمندي براي خطرآفريني
در روز انتخاب قدم پيش نگذارد و ميدان مبارزه به ماراتن سنگين و نفس گيري
تبديل نشود كه نتوان عاقبت و نتيجه آن را از قبل پيش بيني نمود اما به عكس
اكنون شاهديم كه وزنه هاي مطرح جناح رقيب آنچنان مقتدرانه در ميدان حضور
يافته اند كه حتي جناح حاكم قدرت تفكر و تصميم گيري براي گزينش كانديدا يا
كانديداهاي خود را نيز از دست داده است ! بدون
شك نتيجه انتخابات هر چه كه باشد آن چيزي نيست كه طرفداران دولت نهم مي
انديشند ، اين واقعيت حتي هم اكنون نيز در گفتار و رفتار آنان هويدا و
آشكار است و بطور قطع بروز اين حادثه براي اصولگراياني كه همه همت و توان
و آبروي خويش را در طي چهار سال عمر دولت نهم مصروف حمايت مطلق از آن
كردند چندان خوشايند نخواهد بود و مطمئناً در فرداي روز انتخابات تحليل
هاي خويش را از چرائي اين واقعه بيان خواهند كرد . به
اعتقاد نگارنده آنچه كه موجب افول قدرت و اقبال جامعه نسبت به احمدي نژاد
گرديد زائيده چند علت مهم است كه بلاشك شخصيت هاي منصف و آگاه در جناح
اصولگرا نيز در آينده نزديك بر آن صحه خواهند گذاشت. اول
آنكه احمدي نژاد با شعارهاي دلگرم كننده و در عين حال دست نايافتني همچون
عدالت و مهرورزي و آوردن نفت بر سر سفره مردم اذهان طيف متوسط و پائين تر
جامعه را معطوف به خويش ساخت در حالي كه مي دانست تحقق اين ايده ها حداقل
در طي عمر چهار ساله يك دولت قابل انجام نيست خاصه آنكه اختيار بسياري
امور از حيطه قدرت قوه مجريه خارج است . دوم
آنكه احمدي نژاد براي برآورده ساختن شعارهاي اقتصادي خود نظير كاهش سود
بانكي افزايش اشتغال ، كاهش بحران مسكن و نظاير اينها از اهرم پول و
منابع سرشار ارزي حاصل از افزايش قيمت نفت بهره جست و با تزريق بي رويه
نقدينگي به بدنه اجتماع خصوصاً در سال اول دولت نهم زمينه افزايش چشمگير
تورم و بروز بحران اقتصادي در سالهاي اخير را فراهم كرد . اين در حالي بود
كه همه كارشناسان اقتصادي و اساتيد دانشگاهها نسبت به درستي سياست هاي
اقتصادي دولت نهم اظهار ترديد و درخصوص عواقب سوء آنها هشدارهاي صريح مي
دادند . سوم آنكه احمدي نژاد در طي
دو سال اول دولت نهم بسياري از وزراء كابينه خود را مورد ملامت و سرزنش
قرار داد و بي هيچ دليل قانع كننده اي دست به تغيير آنان زد . عدم اعتماد
وي به همكارانش موجب فراهم شدن زمينه بي اعتمادي در سطح اجتماع به تصميمات
وي و دولت نهم گرديد خاصه آنكه اكثريت وزراء معزول از خصوصيت مشورت
ناپذيري و تكروي احمدي نژاد گلايه مند بودند . چهارم
آنكه احمدي نژاد طيفي از افراد غير واقع بين و متملق را در مدار اطراف
خويش و خصوصاً در پست هاي مشورتي بكار گمارد كه همواره واقعيت هاي موجود
را بنابر راي و نظر خويش تفسير كردند و در بسياري موارد از موضع انصاف و
اعتدال خارج گشته و موجبات تعجب و تحير همگان حتي افراد متوسط و پائين تر اجتماع
را فراهم نمودند. اين رويه آنچنان باب گشت كه برخي شخصيت هاي طرفدار وي
زبان به اعتراض گشوده و در نهايت اقدام به خروج از اردوگاه حاميان دولت
نهم كردند. پنجم آنكه احمدي نژاد سعي
نمود گفتمان خويش را از موضع تحكم به روحانيت و مراجع بزرگوار ديني تبيين
نمايد به اين گمان كه احتمالاً به دليل شعارهاي اصولگرايانه و هيئت
ديندارانه همواره مورد تاييد و تكريم شخصيت هاي شاخص روحاني قرار
خواهد گرفت غافل از آنكه علماء و مراجع هيچگاه حاضر نيستند چشم خود را بر
واقعيت هاي جامعه و رخدادهاي موجود ببندند . عملكرد برخي وزراء و معاونين رئيس جمهور رابطه مراجع با شخص احمدي نژاد را به كل تيره و تار ساخت بگونه
اي كه شايعه عدم پذيرش وي از سوي علماء قم همواره در طي يكسال اخير در سطح
جامعه بگوش رسيده است . ششم آنكه
احمدي نژاد هيچگاه نتوانست مجلس را كه تبلور آراء ملت است به عنوان ركن
قانونگذاري جامعه در كنار قوه مجريه تحمل كند . او همواره سعي و تلاش نمود
كه تصميمات خود را در پشت شعارهاي مردم پسند به مجلس تحميل نمايد . دوره
هفتم مجلس عليرغم همه گونه همكاري و همراهي نسبت به دولت نهم همواره از
سوي احمدي نژاد و مشاورانش متهم به مانع تراشي در راه خدمتگزاري دولت شد !
نتيجه اين تضاد پنهان و آشكار آن شد كه بسياري از نمايندگان طرفدار دولت
رفته رفته به منتقدان سرسخت او مبدل شدند . افتراقي كه در انتخابات دوره
هشتم مجلس در ميان اصولگرايان رخ داد دقيقاً بازتاب اختلافات ناشي از
عملكرد دولت در برابر مجلس بود . هفتم
آنكه احمدي نژاد همواره سعي نمود در سايه حمايت هاي رهبري از دولت نهم
جايگاهي فراقانوني براي خويش در مقابل ديگر قوا و اركان نظام تصور نمايد
غافل از آنكه اين حمايت ها نه بمنزله تاييد تام و تمام عملكرد دولت بلكه
بعنوان پشتوانه اي براي قوت و اقتدار نظام در عرصه داخلي و خارجي محسوب مي
گردد و تنها مربوط به اين دوره دولت نبوده است . اينك به نظر مي رسد اصولگرايان بر سر چند
راهي انتخاب و تصميم گيري مانده اند ! از يك سو حضور شخصيت قوي و خوشنامي
چون مهندس موسوي در عرصه انتخابات باعث نگراني آنان از كاهش قدرت رقابت
نامزدهاي مطرح اصولگرا شده و از ديگر سو نگرانند كه مبادا تجمع آنان در
زير چتر احمدي نژاد با آنهمه اشتباه و خطاي آشكار رويگرداني اكثريت جامعه
از اصولگرايان را فراهم نمايد . تلاش براي وادار ساختن افرادي همچون
ولايتي كه سابقه ممتدي در مديريت اجرائي و سياست خارجي ايران دارد جهت
حضور در عرصه انتخابات في الواقع تلاش طيف منطقي اصولگرايان براي خروج از
بحراني است كه دولت نهم در طي چهار سال زمامداري خويش براي جناح حاكم به
ارمغان آورده است . به هر حال به نظر مي رسد پس از گذار از اين مرحله و
مشخص شدن نتيجه انتخابات رياست جمهوري دهم اردوگاه اصولگرائي نيازمند به
اصلاحات اساسي در درون اين جناح باشد .
میرحسین: اینجانب به همه یاران امام عزیز ضایعه بزرگ اخلاقی را تسلیت میگویم
آری، اینجانب با مشاهده اینچنین مخاطراتی
است که با خدای قادر متعال و ملت بزرگ ایران عهد بستهام که همه
دانستنیها و تجارب خود را در طبق اخلاص گذاشته و همه تلاش خود را همراه
با ملت شریف ایران مصروف نجات کشور و اعتلای جمهوری اسلامی نمایم و در این
راه از خداوند مدد میخواهم تا ملامت ملامتکنندگان و طعنهزنان و
دروغپردازان کوچکترین خللی بر عزم این جانب و اراده استوار مردم به
منظور تغییر این شرایط نگرانکننده ایجاد ننماید.
میرحسین موسوی"
معدود افرادي كه نه علقهاي به جمهوريت نظام دارند و نه به احكام منور
اسلام دلبستهاند، از آنجا كه رقابت قانونمند در برابر اراده شما را
غيرممكن مييابند، در صدد برهم زدن امنيت و آشفته كردن آرامش رواني
جامعهاند تا قطار انتخابات سالم را از مسير خود منحرف كنند. آنان كه به
بقاي كشور و جمهوري اسلامي به گونهاي مشروط باور دارند، ظاهرا از ايجاد
بحرانهايي كه دامنه آنها به انتخابات و ايام حاضر متوقف نخواهد ماند نيز
ابا ندارند.
اطمينان دارم كه مردم و جوانان با هوشمندي، مجال شيطنت را از اين افراد
ميگيرند و از هرگونه تنش كه مطلوب آنان است پرهيز كرده و از دايره رفتاري
كه زيبنده جوان فهيم و با فرهنگ ايراني است، خارج نميشوند.
فرصت تبليغ اثرگذار را نبايد از دست داد، اما در عرصههاي تبليغاتي از
مجادلات بيحاصلي كه به سوي اغتشاش منحرف ميشود اكيدا اجتناب كنيد.
اينجانب، از مسوولان امر انتخابات نيز صميمانه ميخواهم كه با استفاده از
قدرت قانوني خود امكان تحقق اراده مردم مسلمان ايران در انتخابات پيش رو
را در مراحل تبليغات، برگزاري و شمارش آرا فراهم سازند و زمينه پيدايش هر
شبههاي را از ميان ببرند. به اميد برگزاري انتخاباتي پرشور و رقابتي
قانونمند.
ميرحسين موسوي
اول ـ
تمام نظرسنجیها و مطالعات انجام شده نشان میدهد که کلید تغییر شرایط
نابسامان فعلی؛ مشارکت بالای 65 درصد مردم در انتخابات است. هشدار میدهیم
که محافل خاص و کسانی که حاضرند سرنوشت ملک و ملت را قربانی حضور چند روزه
خود در قدرت نمایند؛ تمام توان خود را معطوف به کاهش مشارکت مردم در صحنه
کردهاند. پخش شایعاتی نظیر این که نتایج انتخابات از قبل تعیین شده یا
این که «حتماً» فلان کاندیدا از صندوق در میآید، دقیقاً در همین راستا
یعنی منفعل کردن مردم و نخبگان و منزوی کردن دانشجویان و طبقههای پیشرو
اجتماعی صورت میگیرد.
اگر در سال 1384 استدلال بنیادین هواداران
تحریم انتخابات آن بود که بگذارید «تکلیفشان یکسره شود»؛ تحولات 4 سال
اخیر نشان داد که این استدلال تا چه حد بیپایه و اشتباه است؛ چرا که نه
تکلیف کسی یا چیزی «یکسره» شد و نه حتی کوچکترین اتفاق یا تحولی در راستای
مطالبات مردم رخ داد. تنها نتیجه آن استراتژی غلط (تحریم انتخابات)؛ بر
باد رفتن آبرو و حیثیت و عزت مردم ایران در عرصه جهانی، از بین رفتن فرصت
طلایی نفت 140 دلاری، تورم سرسامآور، رسیدن افرادی گمنام به عرصه قدرت،
رواج عوامفریبی و پوپولیسم، رواج افراطیگری و صدها تجربه تلخ دیگر بود.
به
عنوان توصیه اول از همه شما میخواهیم که به هر نحو ممکن و با هر ابزار
موجود تمام توان خود را معطوف به افزایش شرکت مردم در پای صندوقهای رای
نمایید. فراموش نکنید که مساله اصلی تنها و فقط یک سئوال سه کلمهای است:
«احمدینژاد آری یا نه؟». یادمان نرود که به دلیل اقدامات بیسابقه دولت
نهم از جمله حاتمبخشی و پخش تراول چک و پول؛ تغییر نظرات کسانی که همچنان
از آقای احمدینژاد حمایت میکنند دشوار است. بنابراین؛ توان خود را صرف
یک اقدام بسیار مؤثرتر یعنی تولید رای برای میرحسین موسوی، ترغیب افراد
حاشیهنشین به حضور در پای صندوقها و دادن رای «آری» به میرحسین (یا
حداقل هر نامزدی به غیر از آقای احمدینژاد) کنید. منتظر افراد دیگر
نباشید و از همین امروز شخصاً دست به کار شوید. اطرافیان خود را قانع کنید
که آینده ملت و کشور و حتی نان و سفره آنها وابسته به حضور مردم در پای
صندوقهای رای و «نه» محکم به شرایط فعلی است.
دوم ـ از
همین امروز؛ پوسترهای میرحسین موسوی (یا حتی پوستر آقایان کروبی و محسن
رضایی) را بر شیشههای وسایل نقلیه خود نصب کنید. نیروی انتظامی دو روز
قبل در اقدامی عجیب تعدادی از خودروهایی که پوسترهای میرحسین موسوی را بر
شیشههای خود نصب کرده بودند، توقیف کرد. پس از این اقدام و اعتراضات
شدید رسانههای منتقد که این رفتار را یک اقدام جناحی میدانستند؛
فرماندهان ناجا از جمله سردار احمدی مقدم و سردار محمد رویانیان به صراحت
تاکید کردند که نصب پوستر بر شیشه خودروها را خلاف قوانین راهنمایی و
رانندگی میدانند اما به واحدهای تابعه دستور دادهاند از هرگونه برخورد
با این دست از خودروها اجتناب کنند. سردار رویانیان حتی یادآور شد که
«برای بالا بردن شور انتخاباتی مردم به تمام گشتهای راهنمایی و رانندگی
دستور همکاری داده شده است».
بنابراین مطمئن باشید که نصب پوستر
میرحسین موسوی هزینهای برای شما نخواهد داشت. اما در مقابل باعث ایجاد
موج در جامعه، شناخت بیشتر از میرحسین و تحریک جامعه به حضور در پای
صندوقهای رای خواهد شد. یعنی همان چیزی که میتواند تغییر شرایط موجود را
تضمین کند.
سوّم ـ
رویدادهایی نظیر فضای اجتماعی کشور در آستانه دوم خرداد 1376 نه محصول
فعالیت ستادهای انتخاباتی است و نه محصول عملکرد رسانهها یا بیانیههای
سیاسی احزاب و فعالان اجتماعی. چنین فضایی ناشی از یک جوشش درونی در
اجتماع و غلیان احساسات عمومی است که همبستگی اجتماعی را تقویت میکند و
باعث میشود جامعه برای یک حرکت همگانی به پاخیزد. در چنین فضایی مطمئن
باشید که نقش «فرد» به مراتب بیشتر از نقش احزاب و سازمانهاست.
بنابراین از
همین امروز بپاخیزید. از لحظه لحظه خود برای آگاهی بخشیدن به جامعه و مطلع
کردن مردم از حقایقی که بعضاً پشت پردههای قطور تبلیغات پرطمطراق پنهان
شدهاند، استفاده کنید. در تاکسی، اتوبوس، سینما، سوپرمارکت، محل کار خود
و محافل خانوادگی بحث انتخابات را به میان بکشید و دلایل بحرانهای
اقتصادی کشور طی چهار سال اخیر، تحقیر ایرانیان در عرصه بینالمللی، باند
سالاری و تفاوتهای عظیم برخی شعارها با عملکرد واقعی برخی افراد را توضیح
دهید. مطمئناً این جملات تکراری را بارها خواهید شنید که مگر قبلیها چکار
کردهاند، چه فرقی میکند پای صندوق برویم، نتیجه انتخابات از قبل معلوم
شده است و... اما هنر شما این است که نشان دهید تفاوت کسانی چون خاتمی و
هاشمی و میرحسین موسوی با افرادی چون آقای احمدینژاد از زمین تا آسمان
است. ضمن آن که اصلاً بحث «رای آوردن» فلان شخص یا بهمان شخص نیست؛ بحث
اصلی «رای نیاوردن» کسانی است که مردم ایران را به لبه پرتگاه بردهاند.
لطفاً
سعی کنید طرف مقابل را به لجبازی و موضعگیری نکشانید. برای عقاید او هر
چقدر هم که اشتباه باشد احترام قائل شوید اما با ملایمت و صراحت شرایط
واقعی کشور و وضعیتی که طی چهار سال گذشته به آن رسیدهایم را تشریح کنید.
برای کسانی که فقط و فقط به معیشت و مسایل اقتصادی خود میاندیشند؛
حسابهای سرانگشتی بسیار مؤثر خواهد بود. یادمان نرود که قیمت نفت در دولت
هاشمی 12 دلار، در دولت خاتمی بین 8 تا 20 دلار و در زمان احمدینژاد بیش
از صد دلار بود که به 140 دلار هم رسید. کافی است با ضرب و تقسیم درآمد
نفتی یک سال کشور را به دست آورده و تقسیم بر تعداد جمعیت کشور کنیم
تا اثبات شود که افزایش 50 هزار تومانی حقوق برخی از افراد تنها بخش بسیار
کوچکی از افزایش درآمد نفتی کشور بوده است. این را هم فراموش نکنید که به
اعتقاد اغلب کارشناسان؛ عملکرد اقتصادی دولت نهم بدترین عملکرد در سی سال
گذشته بوده و مردم این مساله را با پوست و گوشت خود احساس کردهاند.
بنابراین در مقابل این افراد راه نسبتاً همواری را در پیش رو خواهید داشت.
کافی است آنها را قانع کنید که برای آب و نان و کار خود هم که شده باید
روز 22 خرداد از خانه بیرون بروند و رای بدهند. این که به چه کسی رای
بدهند و به چه کسی «نه» بگویند هم کاملاً روشن است.
چهارم ـ
از همین امروز تلفن خود را در دست بگیرید و برای آینده خود و کشورتان کمی
از مال و وقت خود هزینه کنید. به دوستان قدیمی و آشنایان؛ حتی کسانی که
ماههاست از آنها خبر ندارید تلفن بزنید. اول نظر آنها را درباره شرکت
در انتخابات و نامزد مورد نظرشان بپرسید و بعد کار اصلی خود را آغاز کنید.
هدف کاملاً روشن است. مطمئن باشید که این تبلیغات شبکهای نتیجهای
اعجابآور خواهد داشت.
پنجم ـ
دختران و پسرانی که وقت آزاد خود را با سیر در اینترنت، چت کردن یا حتی
وبلاگ نویسی سپری میکنند مخاطب اصلی توصیه پنجم هستند. فضای چترومها را
انتخاباتی کنید. به جنبش سایبر حمایت از میرحسین موسوی بپیوندید. وبلاگها
و صفحاتتان در Yahoo 360 و ... را انتخاباتی کنید.
هدف اصلی در
این زمینه باید جوانانی باشند که از فضای سیاسی کشور کاملاً دورند؛ یعنی
همان جوانانی که مخاطب اصلی گشتهای ارشاد بودهاند. غریزه شما به آسانی
شما را راهنمایی میکند که چه بگویید و چه نگوئید...
ششم ـ
اگر پرینتر در اختیار دارید؛ میتوانید بیانیهها یا مقالات جذاب و مؤثری
که در توضیح شرایط 4 سال اخیر نوشته شده است را به تعداد دلخواه خود پرینت
بگیرید و بین کسانی که دسترسی کمتری به اینترنت و رسانهها دارند توزیع
کنید. یادتان نرود که مقالات کاملاً صریح را انتخاب کنید؛ ضمن آن که مطالب
طنز نیز در برخی زمینهها مؤثرتر هستند. با کمی جستجو میتوانید مغازهای
را پیدا کنید که برای هر برگ کپی سایز A4 قیمت 25 تومان را مطالبه کند. در
این صورت شما با هزار تومان میتوانید 40 برگ کپی تهیه کنید. اگر مطلب یک
صفحهای خوبی را انتخاب کرده و اندکی از وقت و هزار تومان از پول خود را
نیز به این کار اختصاص دهید؛ مطمئن باشید که نتیجهای به مراتب بیشتر از
هزینه خود به دست خواهید آورد.
هفتم ـ
و در آخر؛ یادتان نرود که آقای احمدینژاد در انتخابات سال 84 در مرحله
اول حدود پنج میلیون رای آورد و در مرحله دوم نیز حدود 17 میلیون یعنی
آرای 35 درصد واجدان شرایط را به خود اختصاص داد. بنابراین حتی اگر تمام
آن 17 میلیون نیز مجدداً به آقای احمدینژاد رای بدهند [که مطمئناً و
قطعاً چنین نخواهد شد] باز هم جناب ایشان حدود 35 درصد آرای جامعه را به
دست خواهد آورد. ضمن آن که نتایج تمام نظرسنجیها حاکی از نارضایتی شدید
از عملکرد دولت نهم است. بنابراین؛ امیدوار باشید. جداً امیدوار باشید و
این امید را در اطرافیان خود پمپاژ کنید...
در این گزارش با اشاره به اینکه موسوی جدی ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد است آمده است :
" مهم ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد روز دوشنبه به شهر تبریز
زادگاه خود رفت تا در اجتماع غیر منتظره ده ها هزار نفری از هوادارانش
تنها چند هفته مانده به انتخاباتی که ممکن است چالش جدی و شکست بزرگی برای
دولت نهم باشد ،سخن بگوید.
نکته قابل توجه در جمعیتی که به استقبال موسوی آمده بودند تنها تعداد زیاد
_حدود 30 هزار نفر_ آن نبود بلکه این مساله بود که این جمعیت به صورت خود
جوش آمده بودند و کسی برای آوردن آنها وعده خوراک و غذا یا سازمان دهی
نکرده بود و اداره ها برای استقبال از او تعطیل نشده بودند.
جمعیت حاضر یکصدا فریاد می زدند " آذربایجان خانه ما ،موسوی زندگی ما "
سفر دو روزه موسوی به آذربایجان شرقی در راستای تلاش او برای جمع کردن
آرای آذری زبانان ایران است که 15 میلیون رای را می توانند به سبد او
بریزند و این رقم حدود یک سوم کل واجدان شرایط رای دادن است.
موسوی در سخنان خود در اجتماع ده ها هزار نفری مردم تبریز گفت که مردم
تبریز بارها در طول تاریخ سرنوشت کشور را رقم زده اند و در برابر
دیکتاتورها ایستادگی و مقاومت کرده اند .
موسوی افزود اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود اصل 15 قانون اساسی درباره
آموزش زبان مادری در مدارس را احیا خواهد کرد .این کاری است که در دولت
محمود احمدی نژاد به انجام نرسیده است.
وی افزود: رای تک تک شما مردم در این انتخابات بسیار مهم و سرنوشت ساز خواهد بود.
زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی که نخستین بانویی است که در تاریخ 30
ساله پس از جمهوری اسلامی به طور جدی وارد کمپین انتخاباتی همسرش شده است
در اجتماع زنان گفت که او مدافع تک همسری مردان و افزایش حقوق زنان در
قانون اساسی است .
خانم دکتر رهنورد رییس سابق دانشگاه الزهرا در تهران و یک هنرمند پیکر
تراش است . در پوستری که از او و همسرش در تبریز نصب شده است ،دست در دست
موسوی دارد. این پوستر در کشوری که 30 سال است تحت تدابیر قوانین اسلامی
اداره می شود می تواند یک واقعه بی سابقه باشد.
مهندس موسوی جدی ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد است و دو رقیب دیگر
که مهدی کروبی از اردوگاه اصلاح طلبان و محسن رضایی از اردوگاه محافظه
کاران و فرمانده اسبق سپاه است ،از نظر میزان رای عقب تر از موسوی قرار
دارند.
اما هنوز محمود احمدی نژاد طرفداران زیادی در میان ترک زبانان به ویژه ترک
زبانان حاشیه نشین در حومه تهران و دیگر شهرهای بزرگ دارد .بسیاری از
ایرانیان کم در آمد و فقیر در انتخابات پبیشین با توجه به وعده های یک
زندگی بهتر و توزیع عادلانه تر امکانات کشور به احمدی نژاد رای دادند.
در این باره " حسن نظری " یک پیرمرد بازنشسته 75 ساله در تبریز که از
مدافعان محمود احمدی نژاد است می گوید که او بار دیگر به احمدی نژاد رای
خواهد داد چرا که در 4 سال گذشته میزان مستمری بازنشسبگی او 5 برابر
افزایش یافته است و وضعیت طبقات فقیر حاشیه نشین و روستایی در دولت احمدی
نژاد بهتر شده است.
این در حالی است که هر سه رقیب انتخاباتی احمدی نژاد سیاست او در توزیع
پول در کشور را نوعی صدقه پروری برای جذب آرای مردم می دانند و معتقدند که
وی به جای مدیریت صحیح اقتصادی و انجام پروژه های بزرگ اشتغال زا فقط از
راه توزیع پول نفت بین اقشاری از مردم تلاش کرده است تا رای مردم را جمع
کند.
به عنوان یک نمونه احمدی نژاد دستور داد تا مبلغ 50 هزار تومان بین 3 هزار
نفر از دانشجویان خوابگاه کوی دانشگاه تهران توزیع شود ولی دانشجویان به
این عمل او اعتراض کردند
از این رو هواداران مهندس موسوی در استقبال از او در تبریز یک صدا شعار می
دادند که مرگ بر سیب زمینی . آنها در واقع می خواستند به توزیع رایگان 400
هزار تن سیب زمینی از سوی دولت در ماه گذشته اعتراض کنند.چرا که معتقدند
این قبیل کارها برای جمع آوری رای است نه خدمت واقعی به مردم.

خرداد 1388
در
ادامه مراسم از حجتالاسلام رهدار در خصوص هاله نور سوال شد. آقاي مرعشي
گفتند: «اين سوال را نبايد از آقاي راهدار پرسيد. ايشان كه هاله نور را
نديدهاند.» كه آقاي رهدار گفت: «چرا اتفاقاً من هم هاله نور را ديدهام.»
و بعد ادامه داد: «كور شوند، آنهایی که هاله نور را نمیبینند! (اعتراض
دانشجویان)...مگر اعتقاد ما این نیست که امام زمان ما قائم است و نه غایب
و با عرضه است و به کمک ما میآید؟» ایشان ادامه دادند: «فرض کنید که
هاله نور آقای احمدینژاد از بیخ دروغ بوده، تقوای سیاسی شما کجا رفته؟ و
حتی یک بار هم نگفتید که امام زمانی هست ولی آقای احمدینژاد برای خودش
دکان درست میکند.» وی این بحث را دعوای مصداق و حکم دانست و افزود: «ما
2 جاده داریم، یکی جادهای که راست است و عدهای ممكن است در آن کج راه
بروند و دیگری جاده کجی که ممکن است یک عده در آن راست راه بروند.
احمدینژاد اولی است و شما دومی. اگر امام زمانی باشد و با عرضه باشد،
منطقاً باید در جلسهای که در مقابل نماینده ارزشها شعار میدهند و
جلسهاش را ترک میکنند، امداد کند. چه کسی گفته نباید از ارتباط با امام
زمان حرف زد؟ عقل من آن هاله نور را دیده و میبیند.» آقای مرعشی نیز
گفت: «اولاً خود آقای احمدینژاد هاله نور را تکذیب کردند. ثانیاً امام
زمان متعلق به همه است و آقای احمدینژاد باید پاسخ کارکرد خود را بدهد و
کسی حق ندارد از مقدسات کشور به نفع خودش استفاده کرده و آن را
وجهالمصالحه بازیهای سیاسی کند. اینها همگی توهم است و واقعیت ندارد.
بیمارستانهای روانپزشکی آلمان هم پر است از کسانی که مدعیاند، ما
هیتلریم!.»
دکتر زهرا رهنورد نخستین رییس زن دانشگاه کشور پس از انقلاب در همایش جنبش
امید که با هدف آشنا ساختن جامعه با برنامهها و راهکارهای مهندس موسوی و
زهرا رهنورد، جلب مشارکت جوانان در مواجهه با پدیدههای اجتماعی در حین و
پس از انتخابات و تبدیل گفتمان یک سویه انتخاباتی با گفتمان دو سویه و
مردمی در دانشکده بهزیستی و توانبخشی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، اعلام
کرد که خواهان شادی، آبادانی و نشاط ملت ایران است.
وی انتخابات را شرایطی برای مطرح کردن آرمانها و عقاید مردم دانست و
افزود: انتخابات یک انقلاب، یک بهار مجدد است و آرمانهای مردم هر آنچه
که باشد رئیسجمهور موظف به برآورده ساختن آنها است.
رهنورد ایجاد امنیت و رفاه مردم را اجتنابناپذیر دانست و گفت: امنیت در
تمام زمینههای فرهنگی، اجتماعی، ذهنی، روحی، سیاسی و ... باید برای مردم
و ملت فراهم شود و دولت دهم باید احساس امنیت را برای مردم ایجاد کند.
وی با اشاره به موضوع امنیت در دانشگاهها افزود: برای ایجاد امنیت در
دانشگاه اعمال فشار جایز نیست چون اصولا دانشگاه محیطی امنیتی نیست، بلکه
محیطی است استقلال باید در درون آن ساخته شود.
رییس سابق دانشگاه الزهرا تاکید کرد: دانشجوی امروز پیرو دیکته و فرمایش
نیست و نمیتواند محیط نظامی و شبه نظامی را تحمل کند. همچنین نمیتواند
در فکر و اندیشه خود از فرمایش دیگران پیروی کند. چون دانشجویان و مردم
آنقدر فرهیخته و اندیشمند هستند که در شأن علمی خود و کشور عزیزمان رفتار
کنند.
رهنورد همچنین نقش زنان در انتخابات را بهسزا دانست و زن و مرد را دو بال پرواز بشریت توصیف کرد.
وی افزود: زنان همیشه از تبعیض رنج بردهاند و این در حالی است که در
قرآن نیز زن و مرد در کنار همدیگر قرار دارند و بر یکدیگر ولایت دارند.
دکتر رهنورد گفت: موضوع مورد بحث عدم حضور زنان در فعالیتهای بزرگ کشور
است و امروز فرصت دیگری برای زنان کشور ایجاد شده تا دوباره به وضعیتشان
رسیدگی شود و مطالباتشان پاسخ داده شود.
وی خاطرنشان کرد: «نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل میدهند، پس چرا نیمی
از نمایندگان زن نباشند؟ چرا زنان به عنوان وزیر در کابینه حضور ندارند»؟
رهنورد تاکید کرد: باید در دولت بخش عظیمی از زنان حضور داشته باشند و
دولت نیز باید لایحهای برای حضور زنان در کابینه ارائه دهد.
رهنورد عنوان کرد: بسترهای مختلف فکری، فرهنگی، قانونی، اجرایی و اقتصادی
برای سعادتمند شدن زنان باید فراهم شود تا آنها نیز بتوانند در تمامی
عرصهها موفق باشند.
به گفته وی زنان خود باید بسترها را ایجاد کنند و در این میان رسانهها
نیز به عنوان رکن چهارم دموکراسی می توانند کمک فراوانی انجام دهند.
وی افزود: قانون برای رشد و سعادت زنان دچار کاستی است در حالی که باید
قانون به گونهای طراحی شود که زنان در خانواده تحت فشار نباشند.
وی تاکید کرد: وجود زن تحت فشار در جمهوری اسلامی ایران ننگ است و دولت
باید با لوایح خود مشکلات مربوط به موقعیت کنونی زنان در عرصههای سیاسی و
فرهنگی را حل کند.
زنان خانهدار و مشکلات آنها نیز از دیگر دغدغههای رهنورد بود. وی در این
باره گفت: زنان خانهدار که تمام وقت خود را صرف خانه و خانواده میکنند،
هیچگاه مورد توجه نبودهاند و این درحالی است که بخش عظیمی از تولید
ناخالص ملی را زنان تولید میکنند.
وی تاکید کرد: بیمه زنان خانهدار، ایجاد امکانات شرکت در ورزشهای
همگانی، شادی، رفاه و امید، سهم زنانی است که به عنوان زنان خانهدار از
آنها یاد میشود.
وی گفت: زنان خانهدار تنها در انتخابات و تظاهراتها مورد توجه قرار میگیرند و پس از آن نیز فراموش میشوند.
وی کارخانجات خوابیده و مزارع از میان رفته را جزئی از اقتصاد ویران کشور
اعلام کرد و افزود: كشور مقروض است و معلوم نیست سرمایههایش کجا رفته،
واردات به زمینهای کشاورزی آسیب رسانده، کارخانجات به علت واردات اجناس
چینی به زمینهایی برای برجسازان تبدیل شده است و در این شرایط بیکاری
نیز به معضلی جدی تبدیل شده است.
رهنورد همچنین اندیشه را سرمایه ملی نامید و از آن به عنوان قاره ششم یاد
کرد و گفت: قاره ششم باید در اختیار همین ملت باشد و نباید محیطی فراهم
شود که مغزها از کشور فرار کنند.
رییس سابق دانشگاه الزهرا همچنین از دولت دهم خواست تا قاره ششم برای
ایران بماند چون به گفته وی، فکر، اندیشه و خلاقیت ایرانی برای ایرانی
است. ا
رهنورد همچنین با اشاره به توقیف روزنامه یاسنو گفت: توقیف روزنامه یاس نو کار بسیار غلطی است چون رسانهها باید آزاد باشند.
این استاد دانشگاه همچنین اعلام کرد: شنیدهام به دلیل انتقادهای مطرح
شده از وضعیت کنونی کشور در تلاش برای پرونده سازی علیه من و میرحسین
موسوی هستند ولی هیچ پروندهای برای ما نمیتوانند بسازند و آنها که در
صدد پرونده سازی علیه ما هستند باید خجالت بکشند.
سيد محمد خاتمي افزود: «حالا كه كانديداهاي
متعدد از جمله در جريان اصلاحات حضور دارند و به همه هم احترام مي گذاريم
بايد كاري كنيم كه اين تعدد سبب حضور بيشتر مردم در صحنه انتخابات باشد و
هر چه بيشتر مردم به پاي صندوق هاي راي بكشانيم به نفع ما و ملت است.»
احمدي نژاد مي افزايد:
البته آنان در انتخابات شوراي شهر دوم هم همين اشتباه استراتژيك را مرتكب
شدند و در واقع با برگزاري آن انتخابات در حاليكه مي توانستند فضا را
مديريت كنند، ولي اين كار را نكردند و يك سنگر مهم را از دست دادند و آن
سنگر سكوي پرش ما به مراحل بعدي شد و اكنون به جايي رسيده ايم كه آنان
ديگر از نظر سياسي مرده اند و كارشان تمام است. و البته اين سنگر هم سكوي
پرش ما به مرحله نهايي خواهد بود.
احمدي نژاد سپس به تجارب سياسي خود
اشاره مي كند و مي گويد البته فكر نكنيد به اين راحتي به اينجاها رسيده
ايم. كساني كه به ظاهر دوست ما هستند اما در پشت ديوار خانه مان « اشاره
به مجلس » مي نشينند و طرح مي دهند كه مثلاً به بهانه تجميع انتخابات طول
دوره رياست جمهوري بنده را كم بكنند تا شايد زودتر از دست من خلاص شوند،
اما ديديد كه به نتيجه نرسيدند و نمي دانستند كه ما حالا حالا ها در خدمت
آنان خواهيم بود. در اين لحظه حضار مي خندند و احمدي نژاد ادامه مي دهد
اولين اشتباه در سياست آخرين اشتباه هم خواهد بود. به نظر شما چرا هرچقدر
به ما فشار آوردند كه يكي از نزديكترين همراهان حاضر در اين جمع « اشاره
به مشايي » را از قطار دولت پياده كنيم، زير بار نرفتيم؟ چون اگر زير بار
مي رفتيم داستان ادامه پيدا مي كرد و روياي كساني كه مي خواستند زمستان ٨٧
دولت را از اكثريت بيندازند تحقق پيدا مي كرد و شكست طرح آنان به خاطر
ايستادگي ما بود وگرنه معلوم نبود اين دولت الان به چه سرانجامي رسيده
بود.
احمدي نژاد مي گويد كساني بودند كه مي خواستند با اختياراتي كه
با امضاي ما به دست آورده بودند با اين تصور كه از قدرت فراواني
برخوردارند مسير پرونده هسته يي را عوض كنند ولي ديديد نتوانستند و ناچار
صحنه را ترك كردند هرچند اكنون در جاي ديگري مشغول حفر سنگر براي مقابله
با دولت اند و برخلاف قول و قرارها، كارهايي مي كنند كه قول داده بودند،
انجام ندهند كه البته اين اقدامات از ديد ما پنهان نيست و ان را به
حسابشان ميگذاريم.
احمدي نژاد به ماجراي كردان اشاره مي كند و مي گويد
البته در جاهاي ديگري هم گفته ام و مي گويم من حاضر بودم جناب كردان را در
كابينه دهم هم جا بدهم و اگر مجلس استيضاح نكرده بود قطعاً او اكنون وزير
كشور باقي مانده بود چرا كه همه شما مي دانيد من در عزل و نصب مقامات دولت
هيچ ملاحظه يي ندارم اما به همان ميزان هم كه از ناحيه خارج حتي آن بالايي
ها يا قم به بنده براي عزل و نصب ها توصيه يا فشار وارد شود من زير بار
نمي روم ومحترمانه مي گويم شما يا كاره يي نيستيد كه در اين صورت الزامي
به پذيرش راي شما ندارم و اگر هم قانون به شما اجازه عزل و نصب داده است،
خوب خودتان از اختيار قانوني تان استفاده كنيد چرا مي خواهيد بنده مايه
بگذارم درحاليكه به همكارانم اعتماد كامل دارم.
احمدي نژاد مي افزايد:
البته به شما بگويم من برخي از اين آدم ها را از عرصه خارج كرده ام، فعلاً
با برخي مدار مي كنم تا موقع مناسب اش برسد و آنان را غربال خواهم كرد و
يك سرندي را با سوراخ هاي ريز درست كرده ام كه آدم ها به اين راحتي ها
نتوانند از آن عبور كنند. هركس از اين سرند عبور كرد دوست ما محسوب مي شود
ولاغير!
الهام پاسخ مي دهد كه اما تغيير قانون اساسي شرايطي دارد كه
ممكن است با مقاومت مجلس مواجه شود. احمدي نژاد مي گويد كه ما بايد
ازتجارب دوستان مان در آمريكاي لاتين ياد بگيريم. مگر آقاي چاوز نبود كه
با مقاومت وصف ناشدني همين تغييرات را در قانون اساسي خودشان اعمال كردند
پس ما هم مي توانيم چنين اقداماتي را انجام دهيم فقط يك شرط دارد و آن هم
نترسيدن است.
بر اساس گزارشي كه در اختيار جمهوريت قرار گرفته است
احمدي نژاد به حاضران مي گويد برنامه انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به
گونه يي مديريت شده است كه پيروزي ما درآن قطعي است و ما اهدافي بسيار
فراتر از اين انتخابات درايم كه از جمله آن به دست گرفتن برخي مراكز مالي
مهم نظير ... است چرا كه هيچ دليلي ندارد چنين مراكزي خارج از اختيار دولت
باشد.
به نقل از: سايت خبري تحليلي سلام
مسعود زریبافان:
دبیر هیات دولت، وی که باجناق محمود احمدی نژاد بشمار میرود پس از ریاست
جمهوری وی که عضو شورای شهر تهران نیز بود، بعنوان دبیر هیات دولت منصوب
گردید. وی چندی بعد و با مصوبه مجلس مبنی بر ممنوعیت اشغال چند پست توسط
کارکنان دولت ناچار به استعفا گردید و پس از شکست در انتخابات دور سوم
شوراها، بعنوان رییس مجمع باشگاه دولتی استقلال منصوب شد.
علیرضا مددی:
مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، مدیر کل تربیت بدنی استان تهران، وی
برادرزاده باجناق زریبافان و کارشناسی صنایع مهمات سازی وزارت دفاع
بودهاست.
حسین شبیری: رییس صندوق مهر رضا، شوهر خواهر احمدی نژاد
پروین احمدی نژاد: معاون مركز امور زنان ریاست جمهوری، عضو شورای شهر، خواهر احمدی نژاد
داوود مددی: رییس سازمان تامین اجتماعی، باجناق زریبافان
ناظمی اردكانی: وزیر تعاون، شوهر عمه داماد زریبافان
دانش جعفری: وزیر اقتصاد، پسر عمه پدر داماد زریبافان
اسماعیل احمدی مقدم:
نیروی انتظامی، همزمان با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد اسماعیل احمدی
مقدم باجناق محمود احمدی نژاد و معاون نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران
بعنوان فرمانده نیروی انتظامی منصوب گردید.
سیدمحسن نبوی: عضو هیات مدیره شركت سرمایه گذاری خارجی، داماد زریبافان
علی اکبر محرابیان:
وزارت صنایع و معادن،پس از برکناری علیرضا طهماسبی در مرداد ۱۳۸۶ علی اکبر
محرابیان خواهر زاده محمود احمدی نژاد بعنوان وزیر صنایع و معادن معرفی
گردید.
عليرضا علي احمدی: وزارت آموزش و پرورش، وی که باجناق احمدی نژاد است در آذر ۱۳۸۶ جایگزین محمود فرشیدی شد.
مجتبی هاشمی ثمره:خواهر زاده مهندس باهنر، یكی از مشاورین احمدینژاد مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات كشور
مهندس مهدی هاشمی ثمره: مدیركل وزارتی وزیر نیرو، برادر هاشمی ثمره
خانم قند فروش: مشاور خانواده وزیر كشور، زن برادر هاشمی ثمره
عبدالحمید هاشمی ثمره: معاون وزیر صنایع، برادر هاشمی ثمره
موسی پور: معاون پارلمانی وزیر كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )
حسین صمصامی: سرپرست وزارت امور اقتصاد و دارایی خواهر زاده پرویز داودی
علی خیراندیش: پیمانکار ساختمان و پیمانکار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین (شوهر خواهر هاشمی ثمره )
طاهره نظری مهر:
وزارت امور خارجه، وی که همسر منوچهر متکی وزیر امور خارجه دولت احمدی
نژاد است، از سازمان بهزیستی (در آستانه بازنشستگی) به وزارت امور خارجه
منتقل گردید و به سمت «مدیرکل حقوق بشر و زنان وزارت خارجه» منصوب شد.
منوچهر متکی برای انتصاب وی به این پست اداره حقوق بشر وزارت خارجه را از
اداره کل سیاسی و اموربینالملل جدا و همراه با دفتر امور زنان این
وزارتخانه یک اداره کل جدید ایجاد و همسرش را به ریاست آن منصوب کرد.
برادر همسر منوچهر متکی: وزات امور خارجه، وی که دندانپزشک و فاقد هر گونه سابقه خاص در وزارت امور خارجه بودهاست بعنوان وابسته کار به بحرین اعزام گردید.
باجناق استاندار: معاون سازمان آموزشوپرورش استان(سابقه وی مدیریت یک مدرسه غیر انتفاعی بودهاست)
خواهرزاده استاندار: عضو تیم مشاوران جوان استاندار(در حال طی خدمت سربازی)
خواهرزاده استاندار: مدیر مالی سازمان همیاری شهرداریها
خواهرزاده استاندار: مشاور استاندار و از اعضای مؤثر هیأت نظارت استان
خواهرزاده استاندار: مدیر تدارکات همیاری شهرداریهای استان و عضو هیأت نظارت (مدرک فوق دیپلم)
پسرخاله استاندار: سمت مشاور استاندار
پسرخاله ديگر، استاندار: سمت مشاور استاندار
میرحسین
موسوی در بیانیهای باانتقاد شدید از بیاخلاقی محمود احمدینژاد درنقد
دوران دفاع مقدس با بیان اینکه آن دوران را چنان جلوه میدهدکه گویی
مخالفان دیرین این نظام از زبان وی سخن میگویند،ضایعه بزرگ اخلاقی را به
یاران امام(ره) تسلیت گفت.
نوشته شده در دوشنبه 1388/03/18ساعت
توسط م.س| |
در دومین شب مناظره های کاندیداهای ریاست جمهوری دهم ، امشب ( 88/3/13 )مناظره
میرحسین موسوی با محمود احمدینژاد ساعت 22:30 از شبکه سوم سیما پخش خواهد
شد.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/13ساعت
توسط م.س| |
مردم هوشيار و فهيم ايران؛
نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/13ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در سه شنبه 1388/03/05ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در جمعه 1388/03/01ساعت
توسط م.س| |
چهارشنبه گذشته در دانشگاه صنعتی سهند تبریز مناظرهای بین آقای مرعشی
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی به نمایندگی از حامیان مهندس موسوی و به
دعوت انجمن اسلامی دانشجویان و آقای رهدار استاد موسسه امام خمینی(ره) به
نمایندگی از حامیان آقای احمدینژاد و به دعوت بسیج دانشجویی برگزار
گردید.
در این جلسه 3 ساعته، حجتالاسلام رهدار در پاسخ به سوالی که پرسیده شده
بود: «مردم ما به رهبري امام خميني و با اسلام مطهري و شريعتي انقلاب
كردند، پس چرا الان اسلام مصباح و جنتي را به خوردِشان ميدهند؟»، گفت:
«من معتقدم که باید از امام و شهيد مطهری گذر کنیم. ما همانطوری که از
مدرس گذر کردیم و به امام رسیدیم، باید از امام گذر کنیم و با منطق امام
به کسی برسیم که همه امام را دارد به اضافه ده! شهید مطهری هم به رغم تمام
بزرگیاش، فرزند زمان خویش است. ما از مطهري رد شديم و حتماً رد ميشويم،
ترديد نكنيد لكن با مطهري و از جنس مباني مطهري. ما در حال حاضر در حوزه
دهها مطهری داریم، چرا گل نميكنند؟! الان ببينيد گردن من روحاني چقدر
كار گذاشتيد. ده برابر شهید مطهری گردن من كار گذاشتيد!» وي افزود:
«آقای مصباح با خشونت و اسلحه نیامده، مسئله اینجاست که شما هر وقت، یک
فکری نو را مطرح میکنید، اضطراب ایجاد میکند.» وی سپس با توهین به
باقرخان (سالار ملی) و با بیان این که براساس يك سند تاريخي وی یک لات
قمارباز بوده و سر جلسه قمار هم كشته شده، نتیجه اعتراضی حاصل از این بیان
را فکر نو خویش دانست و ادامه داد: «پس شما هر جا فکر نویی ببرید، خونین
میشود. آقای مصباح قبل از این که فیلسوف باشد، یک شخصیت عرفانی است. لکن
فکر آقای مصباح نو است و لازمه این فکر بر هم زدن است.»
نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/31ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/30ساعت
توسط م.س| |
شنیدهام به دلیل
انتقادهای مطرح شده از وضعیت کنونی کشور در تلاش برای پرونده سازی علیه من
و میرحسین موسوی هستند ولی هیچ پروندهای برای ما نمیتوانند بسازند و
آنها که در صدد پرونده سازی علیه ما هستند باید خجالت بکشند.»
وی آزادی رسانه و قلم را حق مسلم ملت دانست و افزود: آزادی بیان و قلم از جمله مطالبات مردم است.
نوشته شده در دوشنبه 1388/02/28ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در دوشنبه 1388/02/28ساعت
توسط م.س| |
درجلسه انتخاباتي مهمي كه با حضور محمود احمدي نژاد، مجتبي هاشمي ثمره،
اسفنديار رحيم مشايي، غلام حسين الهام و برخي نمايندگان مجلس كه مورد
اعتماد احمدي نژاد هستند، چون آقا تهراني و اسماعيل كوثري و چند تن از
مسئولان مهم ستاد انتخاباتي محمود احمدي نژاد برگزار شده است، احمدي نژاد
از قصد خود براي تغيير قانون اساسي خبر داده و گفته است كه هيچ معنايي
ندارد رياست جمهوري در ايران دو دوره يي باشد و همانگونه كه نمايندگي مجلس
در ايران نامحدود است، دوران رياست جمهوري هم بايد نامحدود باشد.
به
گزارش جمهوريت، در اين جلسه انتخاباتي كه چند روز پيش از استعفاي مجتبي
هاشمي ثمره از مقام مشاورت رياست جمهوري برگزار شده است، احمدي نژاد گفته
است كه ماموريت همه طرفداران دولت به ويژه نمايندگان مجلس اين است كه
زمزمه هاي تغيير قانون اساسي را سر بدهند.
در اين جلسه غلام حسين الهام
با طرح مباحث حقوقي و اسماعيل كوثري با طرح مباحث سياسي گفته اند كه در
سال آخر رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني هم برخي نمايندگان در مجلس نطق كردند
و گفتند كه مي بايستي شرايط قانوني براي حذف محدوديت دو دوره يي انتخابات
رياست جمهوري فراهم شود اما افكار عمومي، احزاب و گروههاي سياسي ازاين
ايده استقبال نكردند لذا طرح ياد شده در همان ابتدا مسكوت گذاشته شد.
احمدي نژاد پاسخ مي دهد اشتباه آنان اين بود كه طرح شان را پيگيري نكردند
و مي بينيد كه تاوان آنرا هم پس مي دهند كه انشاالله در دوره دوم تمامي
پست هاي سياسي و مراكز مهم مالي را كه در اختيار آنان است، از دست شان
خارج مي كنيم و در اختيار خود خواهيم گرفت. نوشته شده در سه شنبه 1388/02/22ساعت
توسط م.س| |
یکی
از مهمترین شعار های دولت نهم عدالت و شایسته سالاری بود. این وعده زیبای
دولت نهم بر خلاف بسیاری از وعده های دیگر که دلایل عدم تحقق آن را قصور
دستگاه ها و یا تخریب و توطئه معرفی می کنند مستقیما توسط روسای بالای این
دولت زیر پا گذاشته شده است نگاهی اجمالی بر پست های دولتی واگذار شده در
این دولت نشان می دهد دولت نهم بسیار بیش از دولت های پیشین به واگذاری
پست های دولتی و اداری میان اقوام و فامیل اقدام کرده است.
نکته ای که کارگردانان دولت نهم در چهار سال گذشته به کلی آن را به فراموشی سپرده اند.
نوشته شده در جمعه 1388/02/18ساعت
توسط م.س| |
حجت الاسلام مسيح مهاجري مدير مسئول روزنامه جمهوري اسلامي
و از روحانيون سرشناش و با سابقه انقلاب اسلامي است . وي از ياران و
همراهان شهيد بهشتي و رهبر انقلاب حضرت ايت الله خامنه اي محسوب مي شود .
سابقه فرهنگي و حضور ايشان در سنگر مطبوعات قريب به سي سال است. چهارشنبه
گذشته وي در ديدار با نسل سومي هاي طرفدار موسوي سخنان بسيار تند و
روشنگرانه اي را در خصوص احمدي نژاد و دولت وي بيان كرد كه در نوع خود بي
سابقه بود لذا نظر به حساسيت شرايط و لزوم بيداري اذهان جامعه بخشي از
سخنان ايشان به نقل از سايت خبري سلام جهت آگاهي خوانندگان محترم درج مي
شود.
نوشته شده در یکشنبه 1388/02/13ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در جمعه 1388/02/11ساعت
توسط م.س| |
نوشته شده در یکشنبه 1388/01/23ساعت
توسط م.س| |


